پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 11:06 PM
عنوان : تغذيه معرفتي انقلاب اسلامي ايران ازانقلاب فلسفي ملاصدرا
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
انقلاب اسلامي ايران، مظهر تام فلسفه صدرايي بود وآن رادر قالب يك ساختار به جهان ارائه داد در پي اين انقلاب ، انقلاب هاي معرفتي - ساختاري در جهان رخ داد واكنون هرروز اين انقلاب ، پارادايم هاي مسلط جهاني رامي شكند وجهان را به طرف يك پارادايم معنا بخش جهاني پيش مي برد كه نجات بخش جهاني دراين قرن است.
تاريخ ايران را مي توان تاريخ بشريت دانست ؛ چراكه اين تاريخ ، تاريخ بشري را در بسياري از نقاط مهم رقم زده است . فهم اين تاريخ مي تواند، هم به ايراني ها وهم به جهانيان راه هاي آينده بشري را بنماياند و به عنوان يك فرهنگ جهاني درعصر جهاني شدن رسانه ها ( نه جهاني شدن ارتباطات) الگويي براي جهانيان باشدوايرانيان نيز دراين جام جم ، وضعيت خود را در جهان آينده ترسيم كنند . ايران از همان آغاز تاريخ يك فرهنگ انساني يا يك فلسفه انساني را براي بشريت ترسيم كردچون تاريخ ايران ، تاريخ همزيستي صلح آميز ملل ونحل مختلف بود . دولت هاي تشكيل شده در ايران ازهمان آغاز، دولت هاي بين قوس وبين المللي بوده است ؛ مثل حكومت مادها كه ا زمادها ، پارت ها و پارس ها تشكيل گرديد. آنچه جان مايه اين حكومت ها را تشكيل مي دهد اخلاق انساني حاكم بر تمامي ملل واقوام است . چون ايرانيان ملتي مهاجرودامدار بوده يك جانشين نبوده اند ، پس اين حركت ييلاق وقشلاق از كوهپايه ها به دشت ها وبه عكس ، وحركت هاي فصلي ، ازآنان ملتي با سعه صدر و تسامح وتساهل طلب ساخته بود كه ديگران راتحمل كرده ، آنها را مهمان خوددانسته و سعي كرده اند از مهمانان خود چيزها ياد بيگيرند ورمز مهمان دوستي ايراني ها و هضم فرهنگ جهاني وفرهنگ سازي جهاني نيز درنوع ومعيشت نهفته است . مذهب ايرانيان پيش از اسلام برمحور توحيد پاك بياباني بوده است ، نه مذهب هاي شرك آلود شهري ويك جانشيني، مهرپرستي واهورامزدا ، همه وهمه توحيدگرايي ايران بوده است ، به همين دليل تاريخ مذهب در ايران تاريخ خداي واحد بوه وموجب يك انقلاب مذهبي شده ومذهب را از طبيعت گرايي شرقي (مثل هندوئيسم) به طرف مذاهب خداي واحد هدايت كرده است . بنابراين، توحيد گرايي را ايراني ها درسطح جهان گسترش دادند، ولي چون ايرانيان پيش ازاسلام مذهب عظيمي نداشته، نمي توانستند جهان يونان را در خود هضم كنند وهميشه جنگ ميان آنها جنگ ميان فرهنگ( ايران ) وتمدن ( يونان) بوده است . يوناني ها كه شهر محور )polic( بودندبه توليدمعرفت وفلسفه پرداختند با مذهب توحيد گرايي ايراني درگير شدند ، ولي تعامل معرفتي بين آنها رخ نداده است . جنگ وجودداشته ولي تعامل معرفتي درميان نبوده است . ايران پس از اسلام، چون مذهب اسلام را دريافت وبا جهان بيني اسلامي، جهان را در گستره عظيمي مشاهده كرد به انقلاب بعدي كه يك انقلاب جهاني معرفتي و هضم ميراث يونان باستان در فرهنگ خود بود ، دست يافت. فلسفه شرك آلود ايراني به توحيد ناب ايراني ، در سايه اسلامي آميخت واين فلسفه از شرك زدوده شده به فلسفه توحيدي تبديل شده است به فلسفه اي كه تا اندازه زيادي به عرفان نزديك شده بود (مثل اشارات بوعلي سينا) واين يك انقلاب ديگر معرفتي فلسفي بوده كه جهان را ازيك مرحله به مرحله ديگر وارد مي كرد . به طوري كه غربي ها ازاين مرحله به عنوان مرحله انتقال فرهنگ يوناني به غرب جديد ياد مي كنند ولي ازنظر محتوايي به سادگي از آن مي گذرند ) اين فلسفه يوناني ايراني وتوحيدي شده در طي فرآيند خود به فلسفه اشراقي سهروردي مي رسد و با آتش عشق گرايي اوهمراه مي شود تا در دوره بعدبه فلسفه ملاصدرا تبديل شود ، فلسفه عرفاني وفلسفه احساسي كه درآن عقل واحساس به عنوان دورهيافت ، سنتز وتركيب شده اند واين سنتز درپناه مذهب تشيع ايراني رخ مي دهد واين انقلاب عظيم معرفتي است كه مشرق زمين را مي سازد . اين فلسفه كه سنتزي عظيم از جهان ، ايران ، اسلام و تشيع است ، نقطه عظيمي از شروع است كه فرهنگ ايراني رادرآينده ترسيم مي كنند. اين فلسفه شرق معرفتي وغرب معرفتي، جهان را به هم پيوند مي دهد ويك فلسفه ميان فرهنگي را در يك نظام عظيم ترسيم مي كند و صلح آينده جهان بشري را طرح ريزي مي كند واگر مشرقي ها باهم جمع شوند، مي توانند جهاني آرام وسراسر دوستي وهمراه با صلح به وجود آورند وانسان را از خود بيگانگي رها سازند.اين فلسفه در يك بسط تاريخي واقع مي شود ودر تاروپود تاريخ ، نهضت هاي فرهنگي- سياسي ايجاد ميكند ولي چون هنوز چارچوب معرفتي متناسب پيدا نكرده است، اين نهضت هابه ظاهر شكست مي خورند ، ولي درواقع اين فلسفه خود را در اين وقايع تاريخ پاك تر و دقيق تر مي كند تا حاملان آن بتوانند براساساين معرفت فلسفي ،ساختاري سياسي وفرهنگي به وجود آورند . انقلاب اسلامي ايران، مظهر تام فلسفه صدرايي بود وآن رادر قالب يك ساختار به جهان ارائه داد. در پي اين انقلاب ، انقلاب هاي معرفتي - ساختاري در جهان رخ داد واكنون هرروز اين انقلاب ، پارادايم هاي مسلط جهاني رامي شكند وجهان را به طرف يك پارادايم معنا بخش جهاني پيش مي برد كه نجات بخش جهاني دراين قرن است . اين انقلاب براساس نظريه انسان كامل يا اسوه حسنه به وجود آمدكه دربعد ساختاري به نظريه ولايت فقيه تبديل شد و جمهوري اسلامي ايران را تشكيل داد . آنان كامل زمين جدا شده ازآسمان يهوديت وآسمان اززمين جدا شده مسيحيت را به هم پيوند داد و اين بي معنايي حاصل ازجدايي آسمان اززمين رامي تواند از بين ببرد واين همان رمز از خود بيگانگي انسان از خود وجهان اطراف بود در مقابل ائمه كفر جهاني كه سعي در پوشاندن اين ذكر ويادآوري جهاني دارند ، دربعد معرفتي وساختاري اين پيام معنوي جهاني را خفه مي كنند . تحميل جنگ ومحاصره هاي اقتصادي ، فرهنگي وسياسي و معرفتي، از جمله برخوردها با اين پيام جهاني بود، ولي اينها همه سد اين پيام نشد واين پيام درسطح جهان پخش شد ، ولي امروز به دنبال يك نوع انحراف تاريخي هستند تا عقبه اين انديشه را دچار خدشه واختلال كنند . انقطاع تاريخي ازمهمترين اهدافي است كه امروزه از طريق ائمه كفر دنبال مي شود . انقطاع ماقبل اسلام و مابعد اسلام و انقطاع اقوام ايران و انقطاع دين از فرهنگ ايراني وانقطاع جغرافيايي(۱ )از اطراف خود در قالب ادعاهاي ارضي وانقطاع جغرافيايي فرهنگي از حوزه هاي فرهنگي - تاريخي ايران ، مثل هند و... وراه مقابله با آن وصل كردن با توجه به مردم ، به دور از نخبگان اختلاف برانگيز است.
پي نوشت:
۱ - بزرگترين انقطاع ، حضور نظامي آمريكا در افغانستان وعراق است
سيد عماد رضوي
روزنامه رسالت