0

بانک مقالات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  11:00 PM

عنوان : روشنفكران مدرن و فرهنگ انقلاب اسلامي
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
برخي از مفاهيم ارزشي در كليت خود، داراي نوعي ابهامند و به اين دليل معاني زيادي در عرفهاي مختلف دارند. مفهوم انقلاب از همين قبيل است. مثلاً ما اگر در رابطه با وقوع يك انقلاب، خبري را بشنويم، طبعاً دچار نوعي نگراني مي شويم و اين در حالي است كه اگر يك دانشمند چنين خبري را بشنود، نه تعجب مي كند و نه نگراني به او دست مي دهد.
چرا برداشتها از مفهوم كلي انقلاب با ابهام همراه است؟ دليل تجربي آن اين است كه معمولاً نوع ادراك ما حسي و تجربي است، حتي اگر آموختني هم باشد بر پايه حس و تجربه است.
انقلاب اجتماعي در ايران نشان داد كه از همه انواع آزموده آن در ساير كشورها و جوامع متمايز است و اين امر از منحصر به فرد بودن آن آگاهي مي دهد؛ يعني انقلابي كه قائم به مكتب اسلام و در نوع خود يك اعجاز الهي نجات بخش بوده و از هيچ كدام آنها الگو نگرفته است. نوشتار ذيل نقطه اتكا يا به عبارتي زيرساختهاي بناي انقلاب اسلامي را نشان مي دهد.
● يك خانواده سياسي فرهنگي
اگر در تاريخ سياسي فرهنگي ايران از ۱۳۴۶ تاكنون سير نماييم، درمي يابيم كه ما در همه حركتهاي معارض ديني قبل و بعد از انقلاب - به ويژه محافل اپوزيسيون- تفكر متشكل ليبرال نهضت آزادي ايران است. اينكه از اين جماعت به «مادر» عنوان مي كنيم، به خاطر رگ تغذيه تفكري است كه پاره اي از گروهها و جناحها را با آهنگ ليبراليسم پيوند مي زند، هر چند زادگاه آنها خود نهضت آزادي نباشد.
اين گروه داراي معتقدات ديني سياسي فرهنگي اقتصادي خاصي است كه در مجموع، آنان را از امتياز حزبي و جواز مشاركت سياسي محروم ساخته است. خلاصه نگرشهاي آنان بدين گونه است:
«جناح ليبرال با ايدئولوژيك كردن دين مخالف است»؛ «اين نگرش ولايت فقيه را به عنوان يك اصل قانون اساسي مي پذيرد، اما در تئوري و نظر آن را رد مي كند».(۱)
پلوراليسم و ايجاد فضاي باز فرهنگي، ورود به بازار جهاني بر اساس منافع ملي و يك اقتصاد سرمايه دار و مولد متكي به صنعت و ليبراليزه كردن اقتصاد، توسعه سياسي براي توسعه اقتصادي، سياست موازنه عدمي در حضور بين الملل، تنش زدايي و تصميم بر اساس مصلحت. رد تز صدور انقلاب، سر فصلهاي ديدگاههاي فرهنگي- اقتصادي و سياسي آنان مي باشد. (۲)
● دو بازو، دو فرزند و دو بال
عنوان راست و چپ صرفاً منظور ما نيست، زيرا از آغاز انقلاب تاكنون گونه هاي مختلف راست و چپ را شاهد بوده ايم، وانگهي چندان روشن نيست كه راست موافق حاكميت و چپ مخالف آن است يا راست موافق سرمايه داري است و چپ موافق با سوسياليزم و يا صرفاً دو نامگذاري در يك جريانند. در برداشت نخست، ممكن است راست يكي از دوثقل در برداشت دومي باشد؛ يعني وقتي حاكميت در اختيار سرمايه داري باشد، مخالف آن چپ است و اگر در اختيار ضد سرمايه داري باشد چپ طبعاً هواداران سرمايه داري خواهند شد.
آنچه بيشتر در مد نظر ماست «راست مدرن» و «چپ مدرن» است كه چندان وجه تمايزي با هم ندارند.
مثلاً: راست مدرن به مظاهر غرب نه به ديد تهاجم بلكه تبادل مي نگرد. «چپ مدرن» نيز اهميت زيادي به تبادل فرهنگي و تقويت بسترها و زير ساختها، حفظ و تقويت هويت فرهنگي ديني و ملي براي ايجاد مصونيت اجتماعي در برابر تهاجم مي دهد. مهمترين اصول سياست خارجي آنها اصل تنش زدايي است.(۳)
مؤلفه هاي اصلي استراتژي راست مدرن را استقبال از مدرنيسم، عدم حساسيت نسبت به كم رنگ شدن سنتها و مظاهر اجتماعي ديني در جامعه با كاهش تدريجي نقش دين در جامعه، ايجاد فرهنگي ليبراليستي با مناسبات مبتني بر تساهل و تسامح و آزادي تشكيل مي دهد.(۴)
طيف چپ مدرن معتقد به دو نقد است: نقد سنتهايي كه جاي دين نشسته اند؛ نقد غرب و نه نفي آن.
خصوصيات تندروي و راديكال را نبايد به اينان نسبت داد. اين جناح به سه ركن جمهوريت، اسلاميت و ايرانيت پايبند است(۵). گفتگوي تمدنها به جاي تعارض تمدنها، واژه اي است كه به كار برده اند.(۶)
راست مدرن و چپ مدرن هر دو به زير ساختهاي فرهنگي در بستر سياست يا به قولي گسترش تلاشهاي سياسي و دستيابي به اهداف خود با استفاده از شيوه هاي فرهنگي مي انديشند.
● روشنفكران مدرن و فرهنگ انقلاب اسلامي
براساس نظريه زيمل، كوزر و ديگران و چنانكه تاريخ جنبشهاي اجتماعي نشان مي دهد، گويا اين يك قانون طبيعي است كه:
«اگر دو گروه با يكديگر در تضاد قرار بگيرند، در آن صورت در درون هر يك از آنها همبستگي و انسجام و وحدت نظر بيشتري به وجود خواهد آمد».(۷)
طبيعتاً اعضاي هر گروه به گروه خود به عنوان «گروه مرجع مثبت» و به ديگري «گروه مرجع منفي» مي نگرد. مثبت از آن جهت كه تمامي اصول، قواعد، هنجارها و ارزشهاي خودي را درست و خلاف آنها را نادرست مي شناسند و از اين جهت، هويت مي يابند.
نمونه عيني از فرضيه فوق را در شكل «روشنفكران تلفيقي» برآمده از دو تيپ راست و چپ و مدرن را نيز امروز در ايران شاهديم. در حقيقت، افراد منتسب به آن را بايد در كل طيفها يافت. اين طيف نو برآمده، تحت تأثير انديشه هاي چپ (نقش دولت و بررسي تاريخي عقب ماندگي و استبداد در ايران)؛ «نئوليبراليسم» (دموكراسي، آزادي، مشاركت مردم و...)؛ «نو وبري» (زمينه هاي فرهنگي توسعه عقلانيت بور و كراتيك و...)؛ انديشه هاي پست مدرنيسم (عقل انتقادي و...) قرار داشته اهداف سياسي خود را در قالبهاي فرهنگي - در نهايت درايت و هوشمندي- پيگري مي نمايند.
اينان نه مانند انديشمندان عصر مدرنيسم به «توسعه خطي» اعتقاد دارند و نه مانند انديشمندان پست مدرن به «يكتا انگاري» تمدنها و كشورها تأكيد دارند، بلكه از ديد آنها، تلفيقي از تجربيات تمدن غالب بشري ]تمدن غرب [و دروني كردن آنها با ارزشهاي بومي و محلي ]فرايند نوسازي در پويش فرهنگ [ بهترين راهكار است و در همين راستا تلفيق سه شكاف ]يا سه گسل[ ملي، اسلامي و غربي مورد تأكيد آنهاست.
در باب دين پژوهي راهكارشان در معرفت شناسي «دين حداقل» است و اصل گوهر دين را ثابت، ليكن فهم و معرفت انساني را از آن، متغير مي يابند. عقلانيت نيز، در اين ديد «عقل حداقل» مي باشد، آزادي در اين بينش داراي اصالت است و هر آنچه آن را به عنوان «خط قرمز» محدود مي سازد، جعلي و اعتباري است.طيف ياد شده در تحولات اخير ايران به عنوان يك گروه مرجع جديد توانسته است موجوديت يابد كه در آن، نخبگان حوزه و دانشگاه نقش اساسي بازي مي كنند.
طيف «روشنفكر تلفيقي» بر خلاف جريان «چپ مدرن» كه اصل را به عدالت اجتماعي داده است، همچنين برخلاف «راست مدرن» كه آزادي را تا آنجا مي پذيرد كه به توسعه لطمه نخورد، معتقد است كه هم عدالت اجتماعي و هم توسعه را بايد تا حدي محترم داشت كه به آزادي لطمه نزند. در اين بينش، گسترش عدالت و توسعه باعث گسترش دستگاههاي دولتي شده و به آزادي فرد لطمه مي زند.(۸)
● نگاهي به آن سوي ها
چنان كه خود شاهد آن هستيم، فرهنگ ناب انساني را با بحراني جدي مواجه مي بينيم. نيروهاي متشكل ضد انساني چه در كشورهاي تحت ستم و چه در خود همان كشورهاي پيشرفته سلطه جو- دست اندركارند تا انسان را به وسيله نيروي خودپردازي، در بست به يوغ خود كشند. مشكل عظيم تر آن است كه عمدتاً مصيبتهايي كه نصيب ملل جهان سوم مي شود، از سوي انديشمندان و روشنفكران اين سرزمينهاست كه نشان روشن بيني خود را از فرهنگي دارند كه مارك استعمار و بيگانگي بر آن خورده است.
از اين عده كه بگذريم، به روشنفكران مستقل و كاملاً ملي برمي خوريم كه هرگز حاضر نيستند چون هفت درويش در گليمي بخسبند.
يك پژوهش در ايران، پيرامون افقهاي فكري جريانهاي سياسي روز، نشان مي دهد كه بسياري از جناحها در زمينه سياسي، اقتصادي و فرهنگي از سياست واحدي پيروي نمي كنند.
پيامد چنين وضعيتي آن است كه در صحنه فعاليتهاي سياسي در ايران، احتمال ائتلاف يا همكاري همه جانبه با يكديگر، كم و ناپايدار مي شود و به هنگام كسب قدرت توسط يكي از آنان، امكان برخورداري از تفاهم و توزيع عادلانه قدرت، تحمل مخالفان و اخذ موضع رقابت سالم به صفر درجه تنزل يابد.(۹)
● روحانيت و انتظار از رهبري
انقلاب اسلامي پديده اي روحاني است. هم رهبري نخستين آن را يك ابر رهبر روحاني يعني حضرت امام خميني(ره) بر عهده داشته و هم تداوم بخشيدن به جريان آن و حفاظتش را بزرگان روحاني تاكنون عهده دار بوده اند و هم مايه ايدئولوژيكي آن از مذهب گرفته شده است. اين خصوصيات ماهيت ديني آن را اثبات مي كند و انتظارهايي را بر مي انگيزاند كه بانيان آن بايد از عهده تأمين آنها برآيند و اين انتظار بي جايي نيست.
بي شك، زماني كه بذر انقلاب اسلامي در ايران بارور مي شد و مقدمات سقوط حكومت شاه را فراهم مي آورد، مسائل جامعه به گستردگي امروز نبوده اند و امكانات موجود مي توانستند جوابگو باشند؛ اما رفته رفته جامعه ايراني به لحاظ جمعيت و مسائل مرتبط با آن گسترش فوق العاده اي يافته است.
پديده اي كه با آن مواجهيم، يك فرايند به نام توسعه است كه در سطح جهاني كره زمين را درنورديده و ايران، به عنوان جزوي از جامعه جهاني را فراپوشيده است.
نگاهي به وضعيت پيشرفت تكنولوژيكي و تأمين نيازهاي مادي در ايران بعد از انقلاب و مقايسه آن با وضع پيش از انقلاب، نشان از تلاش معقولي دارد كه با همه تنگناهاي تحميلي، گامهاي مهمي برداشته شده است.
توسعه و پيشرفت دو مفهومند كه معمولاً با هم مي آيند. مراد از توسعه باز شدن افق و تكرار متوالي در زمينه موجود است.
ما معناي توسعه را بي هيچ مراجعه اي به منبعي آماري، تنها با اندكي توجه به گذشته نه چندان دور و مقايسه آن با اكنون دريافت مي كنيم. اما آنچه منظور ما از پيش كشيدن اين دومفهوم است، توجه جدي به اين مسأله است كه توسعه نياز آفرين است و مهم اين است كه دامنه و عمق نيازها نيز همانند خود توسعه رشد تصاعدي دارد؛ يعني به نسبتي كه از نظر كمي در سطح فكر و علم توسعه ايجاد مي شود، به همان اندازه نيازهاي مادي و غير مادي ما افزايش مي يابد؛ چنان كه هر روز شاهد نياز تازه و نو ظهور و ناشناخته اي مي گرديم و اين امر در رابطه با علم و دين نيز، به همين سان است.البته، بايد التفات داشته باشيم كه آنچه در اثر توسعه بر سر راه ما سبز مي شود، جداي از مسائلي است كه قبلاً بوده و بايد اكنون به گونه نوپديد آن بدان نگريسته شود.

پي نوشتها:
۱- رك . ظريفي نيا، (۱۳۷۸)، كالبد شكافي جناح هاي سياسي ايران ،ج۲ ، صص ۵۰ و ۵۲.
۲- رك . ظريفي نيا، (۱۳۷۸)، همان، صص ۴۵ و ۵۶.
۳- رك . ظريفي نيا، (۱۳۷۸)، همان، صص ۱۰۷ و ۱۲۲.
۴- بي نا، (۱۳۷۳)، دو هفته نامه عصر ما، سال اول، شماره نهم، بهمن، ص ۲.
۵- بي نا، (۱۳۷۳)، دو هفته نامه عصر ما، سال اول، شماره چهار، آذر.
۶- ظريفي نيا، حميدرضا، (۱۳۷۸)، ص ۱۲۵.
۷- رفيع پور، فرامرز، (۱۳۷۸)، آناتومي جامعه، ص ۱۲۴.
۸- براي آگاهي بيشتر، رك: ظريفي نيا، حميدرضا، (۱۳۷۸)، صص ۱۲۹ و ۲۲۰.
۹- رك. مرتجي، حجت، (۱۳۷۸)، توضيح آن كه اين پژوهش تحت عنوان «جناح هاي سياسي در ايران امروز» به وسيله همين نويسنده و در همين اثر در سالهاي ۷۶-۱۳۷۴ انجام شده است.
روزنامه قدس

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها