0

بانک مقالات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  10:32 PM

عنوان : ويژگيهاي كلي انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلابهاي روسيه و فرانسه
موضوعات مقالات :انقلاب اسلامي
مقايسه پديده هاي مشابه مي تواند در شناخت هر چه بيشتر آنها مفيد واقع شود در تاريخ جهان انقلابهائي رخ داده و ممكن ست بين اين انقلابها تشابهات فراواني وجود داشته باشد.بحث مراحل يا روند انقلاب در قرن بيستم و پس از انقلاب روسيه، مطرح شد.در اين ميان برخي از محققين غربي كه پديده، انقلاب را بررسي مي كردند متوجه شدند كه بين انقلاب روسيه و انقلابهاي فرانسه، انگلستان، هلند و...شباهتهايي وجود دارد كه اين موجب پيدايش مكتبي بنام تاريخ طبيعي انقلاب گرديد.

نويسندگان اين مكتب معتقدند كه انقلابهاي گذشته كم و بيش روند مشابهي را طي كرده اند و اين روند بر آيندي طبيعي و اجتناب ناپذير است.

از مهمترين نويسندگان اين مكتب «كرين برينتون » و «ادواردبتي » مي باشند.اما انقلاب اسلامي خط بطلان بر نظريات اين مكتب كشيد، اگر چه در بعضي موارد انقلاب اسلامي با ديگر انقلابها وجه تشابه دارد، در عين حال شرايط و اوضاع و احوال سياسي، اجتماعي آنها تفاوتهاي اساسي را نشان مي دهد و از آنجا كه كثرت پديده هاي مورد مقايسه كار سنجش و تطبيق را مشكل و پيچيده مي سازد ما در اين نوشتار انقلاب فرانسه و روسيه را به عنوان دو سمبل از دو نظام غرب و شرق و دو ايده ئولوژي متفاوت شناخته شده، براي مقايسه با انقلاب اسلامي كه آرمانهاي مذهبي و حاكميت جهاني اسلام و حاكميت مستضعفين و مستكبرين را نويد مي دهد برگزيده ايم.

بايد توجه داشت كه مقايسه اين دو انقلاب با انقلاب اسلامي نياز به يك تحقيق وسيع و مشروح دارد كه در اين نوشتار مختصر نمي توان به اين مهم دست يافت.از اين رو مي خواهيم يك چهار چوب كلي براي مقايسه اين سه انقلاب با يكديگر ارائه دهيم.

1- ميزان مشاركت سياسي در انقلاب فرانسه جز جمعيت محدودي از طبقه اشراف و بورژواها با نظام همكاري نكردند و فقط در منطقه جغرافيايي پاريس فعال بودند.در انقلاب روسيه نيز عده محدودي از كارگران كارخانجات و سربازان فعال بودند و گروههاي شركت كننده همان كارگران و سربازان و حزب بلشويك بود و فقط در منطقه جغرافيايي پطرزبورگ - مسكو فعال بودند، اما انقلاب اسلامي ايران تمام اقشار ملت اعم از كارگران، كارمندان، دانشگاهيان، بازاريان، روحانيون و...در تمام نقاط كشور همزمان ولي بطور عمده در شهرها مشاركت فعال داشتند و بر اين اساس مي توان گفت: يكي از مشخصه هاي انقلاب اسلامي شركت وسيع مردم در آن مي باشد كه در مقايسه با ديگر انقلابها بسيار چشمگيرتر و فراگيرتر بوده است.
پروفسور حامد الگار در اين زمينه مي گويد:

«يكي از مميزات انقلاب اسلامي ايران شركت وسيع توده هاي مردم بود.در انقلاب هاي فرانسه، روسيه و چين انقلاب هميشه با جنگ داخلي همراه بود...»

فرد هاليدي نيز معتقد است كه از لحاظ به صحنه كشاندن اقشار وسيع مردم، انقلاب اسلامي عظيم ترين انقلاب تاريخ است.

2- رهبري در انقلاب فرانسه رهبران اصلي انقلاب بطور خلق الساعة در اين مقام قرار گرفتند و وابستگي طبقاتي داشتند و در انقلاب روسيه نيز در فوريه 1917 نام هيچ رهبري به چشم نمي خورد و در اكتبر 1917 نام لنين، تروتسكي، استالين، بوخارين و...به چشم مي خورد كه اينان هم مانند رهبران انقلاب فرانسه پايگاه مردمي چنداني نداشتند و توده هاي مردم لنين را نمي شناختند. ولي در انقلاب اسلامي ايران رهبر انقلاب از يك پايگاه وسيع و عميق مذهبي و بلا منازع برخوردار بود.او هم طراح، هم ايدئولوگ و هم معمار، مدير و مجري انقلاب بود كه در همه مراحل انقلاب چه قبل و چه بعد از پيروزي به اين عنوان شناخته شد..ايدئولوژي در انقلاب فرانسه اساس ايدئولوژي، ليبراليسم بود كه هر چند در پيشبرد انقلاب نقشي نداشت ولي در شكل گيري نظام بعد از انقلاب نقش اساسي داشته است و در واقع شاخه اي از اومانيسم و انسان محوري است كه آزادي خواهي را تبليغ مي كند.
ليبراليسم گر چه در پيشبرد ابعاد اقتصادي و سياسي در ظاهر تا حدودي موفق بوده ولي در ترويج ارزشهاي مثبت اخلاقي و فضائل انساني با شكست مواجه شده است كه همين امر موجب نوعي ايجاد سر در گمي روحي و توسعه بيماريهاي رواني و افزايش روز افزون خودكشي در جوامع پيشرفته صنعتي گرديده است تا آنجا كه امروزه اين بحران عظيم اجتماعي رواني، ذهن بسياري از انديشمندان غربي را به خود مشغول كرده تا به اميد رهايي از اين بن بست راه حلي ارائه دهند.برخي چون آرنولد توين بي، اريك فروم، پدل فورد، و تا حدودي هربرت ماركوزه، چاره آن را در احياء عنصر مذهب بر اساس مقتضيات زمان مي دانند و برخي ديگر چون ژان پل سارتر معتقدند درمان جدي و اساسي براي اين بحران انسان وجود ندارد و تنها راه علاج، دادن فرصتها و امكانات لازم به فرد فرد انسانهاست كه طبق مصالح و خواسته هاي فردي خود آنچنان كه لازم بدانند خود را با شرايط موجود تطبيق دهند.

اساس ايدئولوژي در روسيه ماركسيسم - لنينيسم بود كه اين ايدئولوژي نيز در انقلاب نقشي نداشت ولي در شكل گيري نظام بعد از انقلاب و تحولات بعدي نقش اساسي را به عهده داشته است.ولي انقلاب اسلامي ايران همانند انقلاب كبير فرانسه براي كسب آزادي تنها و يا مثل انقلاب اكتبر روسيه يك انقلاب كارگري نبود بلكه در انقلاب اسلامي تاكيد بر ايدئولوژي اسلام با تكيه بر تعاليم مكتب تشيع بود كه در تهييج و تشكل مبارزات مردمي و نهايتا سقوط نظام شاهنشاهي و نيز در شكل گيري تحولات بعد از انقلاب با تكيه بر اصل ولايت فقيه نقش زير بنايي داشته است.در انقلاب اسلامي آزادي به آن معني كه در غرب مطرح است وجود ندارد.در اسلام انسان موجودي آزاد است اما نه بمعني رها و لا قيد و بي بند و بار بلكه به معني مختار و انتخابگر.در اين مكتب انسان موجودي است كه آزادانه درسرنوشت خويش بايد تصميم گيري نمايد.

در جمهوري اسلامي افراد جامعه در محدوده قوانين اسلامي و با توجه به مصالح جامعه هم آزادي مذهبي وجود دارد و هم آزادي سياسي، هم آزادي بيان و هم آزادي عقيده...در نظام اسلامي اقليت ها و پيروان ديگر مذاهب آزادند به آئين و معتقدات خويش پاي بند باشند و به برنامه و راه و روش خود عمل نمايند.در انقلاب فرانسه رهبران انقلاب گامهايي در جهت جدايي كامل سياست از دين يعني سكولاريسم برداشتند و در انقلاب روسيه با عناد و ضديت شديد با دين برخورد كردند و دين را افيون توده ها معرفي نمودند، ولي در انقلاب اسلامي ايران بازگشت به دين و اسلام روح و اساس انقلاب است و در واقع يكي از شگفت انگيزترين و در عين حال پيچيده ترين ويژگيهاي انقلاب اسلامي بعد ديني آن است.

و همين ويژگي يعني بازگشت به دين يكي از مهمترين فصول مميز انقلاب اسلامي از تمامي جهان است.

آقاي حامد الگار در اينباره مي نويسد:

مهمترين وجه تمايز بين انقلاب ايران و انقلابهاي روسيه و فرانسه، ريشه مذهبي آن است كه هيچگونه شباهتي به دو انقلاب ديگر ندارد در ايران مذهب قوه محركه اصلي انقلاب به شمار مي رفت و آتش انقلاب از درون مساجد زبانه كشيد و سرانجام منجر به پيروزي انقلاب اسلامي ايران شد.

تمام نويسندگان نيز به مذهب به عنوان عاملي در جهت تحريك و تهييج توده هاي ميليوني نگاه مي كنند و سياست اسلام زدايي شما را به عنوان عامل اصلي و تعيين كننده سقوط رژيم شاه مي دانند.
آقاي حامد الگار مي نويسد:

انقلاب اسلامي ايران بر عكس همه انقلابها تداوم و توالي بخش مهمي از ميراث اسلامي است به يك معني آغاز اين ميراث به قرن هفتم ميلادي و گشوده شدن ايران به روي اسلام بر مي گردد و يكي از عوامل مهمي كه انقلاب اسلامي ايران را از تمامي انقلابهاي دگرگون ساز ديگر متمايز مي سازد همين ريشه هاي عميقي است كه اين انقلاب در گذشته تاريخي دارد.

امروزه مي بينيم كه به اعتقاد صاحب نظران آنچه فرهنگ غربي را مورد تهديد قرار مي دهد همين سكولاريسم است كه ملهم از انقلاب فرانسه مي باشد و امروزه تنها راه رهايي از اين بحران را در احياء عنصر مذهب مي دانند.

آقاي برژينسگي مي گويد:

سكولاريسم عنان گسيخته حاكم بر نيمكره غربي، در درون خود نقطه ويراني فرهنگ غربي را مي پرورد از اينرو آنچه ابر قدرتي آمريكا را در معرض زوال قرار مي دهد همين سكولاريسم است.

پس مي توان نتيجه گرفت كه مساله توجه به عنصر مذهب به عنوان نقطه اتكايي براي بسياري از انديشمندان غربي و اركسيست شده است و تنها راه چاره را در احياء عنصر مذهب مي دانند.

يكي از اصول ديگر انقلاب فرانسه ناسيوناليسم بود و ناسيوناليسم قرن نوزدهم از انقلاب فرانسه زاييده شده و از آن پس يكي از شرايط و اصول اساسي حكومت هاي ملي قلمداد گرديد و به عنوان يك نهضت سياسي، همراه با افكار و عقايد ويژه اي در اروپا رواج پيدا نمود.انقلاب فرانسه ابتدا مفهوم حكومت ملي را شور و حركت بخشيد و سپس آنرا به عنوان الگو و سر مشق معرفي كرد كه تا دو قرن نفوذش ادامه يافت و وقتي ناپلئون كه خود عامل توقف جريان انقلاب فرانسه بود مروج مفاهيم جديد سياسي در سراسر اروپا شد و آميزه اي از آرمانگرايي، ناسيوناليسم و سكولاريسم را عرضه داشت.انقلاب روسيه نيز خواستار استقرار نظام انتر ناسيونال سوسياليسم بود و آنرا به عنوان هدفي كاملا جهانشمول تبليغ و تجويز مي كرد.اما انقلاب اسلامي نه با ناسيوناليسم و ملي گرائي ميانه اي دارد و نه با انتر ناسيوناليسم كمونيستي و بي فرهنگي سرمايه داري، بلكه بدين معني است كه ما با عالمي كه ناسيوناليسم در آن پديد آمده و امكان بسط و گسترش يافته است مخالفيم و بايد توجه داشت كه در اسلام هيچ شخصي و يا طايفه اي بر ديگران حكومت نمي كند ناسيوناليسم، ليبراليسم، سوسياليسم، انتر ناسيوناليسم و هيچ ايسم ديگري را در آن جائي نيست.

امام خميني قدس سره با توجه به پيامدهاي ناشي از ملي گرايي و تعصبات مي فرمايند: اساس بدبختي مسلمين ملي گرايي است زيرا او خوب مي داند كه چه ضربه ها و خسارتهاي جبران ناپذير بر پيكر اسلامي از راه ملي گرايي وارد شده است.

4- اهداف ماهيت و هدف انقلاب اسلامي يك پديده منحصر به فرد است چرا كه تمام انقلابها از جمله انقلاب فرانسه و روسيه مي خواستند يك جامعه بهتر از نظر مادي براي انسان بسازند و هدف آنها توليد ثروت بيشتر و توزيع اين ثروت در ميان مردم بود ولي انقلاب ايران داراي اهدافي متعالي تر مي باشد و هدف انقلاب ايران برقراري نظام الله و حاكميت خدا مي باشد.
در واقع اهداف انقلاب اسلامي عبارتند از:

1- احياء و زنده كردن احكام اسلام و اجراي آن

2- استقرار عدالت اجتماعي

3- استقرار نظام سياسي اسلام

4- تقويت عملي و فرهنگي جامعه

آقاي احمد هوبر در اين باره مي گويد:

تمام انقلابهاي ديگر مي خواستند يك نظام انساني را در زمين استقرار دهند، يعني نظام ژان ژاك روسو را يا نظام ماركس، لنين را، در صورتيكه انقلاب اسلامي مي خواهد نظام الله را در زمين مستقر كند و...و معتقد است كه انقلاب اسلامي راه خود را به سوي تمام دنياي اسلام باز خواهد كرد و بر روي جهان غير اسلام نيز تاثير خود را خواهد گذارد و...

امام خميني (ره) مي فرمايند: انقلاب ما متكي بر معنويات و خداست و آنهايي كه با ما موافقند آنهايي هستند كه با خط توحيدي موافقند

5- هويت يكي از تفاوتهاي ديگر انقلاب اسلامي ايران با انقلابهاي روسيه و فرانسه اين است كه انقلاب فرانسه يك انقلاب ليبرال بورژواري و از نتائج آن واژگوني نظام سلطنتي و برقراري يك جمهوري پارلماني بود و انقلاب روسيه يك انقلاب سوسياليستي و از نتائج آن سرنگوني حكومت تزاري و نهايتا تسلط نظام سوسياليسم بود ولي انقلاب اسلامي يك انقلاب ديني و ضد استكباري است كه تنها به واژگوني كامل استبداد اكتفا نكرده و در واقع انقلابي در فرهنگ انقلابهاي جهان بوجود آورد انقلاب اسلامي رژيم شاهنشاهي را سرنگون و حكومت اسلامي را برقرار كرد و بخاطر ماهيت ضد استكباري خود از همان ابتدا با دشمني تمام ابرقدرتها روبرو بوده است.آقاي حامد الگار مي نويسد:

انقلاب اسلامي راه ديگري را پيموده است و از همان اول با دشمني مشترك تمام ابرقدرتها مواجه بوده است

6- آزادي و عدالت در انقلابهاي ليبراليستي غربي، آزادي افراد به قيمت فدا كردن عدالت اجتماعي مطرح مي شود و در انقلابهاي ماركسيستي عدالت اجتماعي را با اعمال خشونت و ديكتاتوري و به قيمت از دست دادن آزاديهاي فردي نويد مي دهند ولي در سيستم سياسي اسلامي عدالت اجتماعي همراه آزادي فردي بطور متوازن و تا آنجا كه ممكن است بطور هماهنگ مطرح مي شوند. اسلام آزادي ليبراليستي را كه به بي عدالتيها و فاصله هاي زياد طبقاتي منتهي مي شود نفي مي كند چنانكه مساوات و برابري بدون توجه به خصوصيات و استعدادهاي فردي را نيز كه حالت تحميلي دارد و همراه با زور و ديكتاتوري است نمي پذيرد.روح برادري را ترويج وامتيازات بي جا و تبعيض طبقاتي را تكذيب مي كند و از اين رو، مورد توجه بسياري از مردم محروم دنيا قرار گرفته است.

نهرو مي گويد:

مساله مساوات اسلامي روي افكار هندوها، خصوصا طبقه محرومشان تاثير عميق بخشيده است زيرا اسلام بساط اختلافات طبقاتي و امتيازات نژادي را از ميان برده است و ميان ملل مختلف روابط حسنه بر اساس عدل و مساوات برقرار مي سازد.

در پايان بايد متذكر شويم همين ويژگيهاي برجسته انقلاب اسلامي بود كه توجه بسياري از مردم دنيا بويژه قشر روشنفكر و باسواد را به خود جلب نمود انقلاب اسلامي نيامد تا برنامه هاي انقلاب دموكراتيك فرانسه را با برنامه هاي سوسياليستي انقلاب روسيه را پياده كند بلكه آمد تا محيطي را براي رشد و شكوفائي ايده هاي نوين و مناسب با ربع آخر قرن بيستم فراهم سازد و سعي دارد اين مكتب جامع پويا و سازنده بر اساس اصول اسلام بر پا نماند.

اسكاچ پل كه مطالعات وسيعي در زمينه بررسي تطبيقي انقلابها انجام داده است مي گويد:

جاي ترديد نيست كه علل بروز انقلاب ايران با آنچه در انقلابهاي فرانسه، روسيه و چين رخ داد، متفاوت بوده و اختلافات فاحش دارد، انقلاب ايران پديده اي كاملا خلاف طبيعت بود اين انقلاب محققا يك انقلاب اجتماعي است مع ذالك پروسه انقلاب مخصوصا حوادثي كه منجر به سقوط شاه شد، علتهايي را كه در مطالعه تطبيقي خود از انقلابهاي فرانسه، روسيه و چين مطرح كرده بود، زير سؤال برد.انقلاب ايران آشكارا آنقدر مردمي بود و آنقدر روابط اساسي و پايه فرهنگي - اجتماعي و اقتصادي - اجتماعي را در ايران تغيير داد كه حقيقتا از نمونه هاي انقلابهاي اجتماعي - تاريخي بزرگ مي باشد...

در پايان بايد اين فراز از وصيتنامه سياسي امام خميني را متذكر شويم كه مي گويد: ...شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامي از همه انقلابها جداست هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام...

كوتاه سخن اينكه ويژگيهايي كه انقلاب ايران را از ساير انقلابها متمايز مي سازد عبارتند از:

1- حاكميت الله 2- نفوذ و قدرت معنوي رهبر 3- وحدت و همبستگي تمام اقشار ملت 4- ارتباط بين دين و سياست 5- روحيه ايثار و شهادت طلبي مردم 6- استقلال طلبي 7- آزادي خواهي 8- سازش ناپذيري 9- عدم وابستگي به شرق و غرب 10- حفظ اصول انقلاب حتي در شرايط دشوار 11- رسيدن به پيروزي با كمترين خسارت و خونريزي 12- تغييرات بنيادي و پرهيز از رفوريسم 13- تلاش براي خود كفائي اقتصادي 14- پايگاه مردمي انقلاب و پذيرش آن از سوي ملل آزاده جهان 15- دنبال كردن اهداف عميق انساني و معنوي در كنار اهداف مادي و اقتصادي 16- همراه بودن انقلاب با مشروعيت ديني 17- تفاهم و يگانگي ميان دولت و ملت 18- جامعيت انقلاب اسلامي نسبت به همه ابعاد انساني اجتماعي.

منابع مقاله:

چارچوبي براي تحليل و شناخت انقلاب اسلامي در ايران، حشمت زاده، محمد باقر ؛

منبع: پايگاه حوزه

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها