پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 9:24 AM
عنوان : نمايشنامه هايي كه براي داوران نوشته ميشود
موضوعات مقالات :نمايشنامه و دفاع مقدس
بررسي جايگاه تئاتر دفاع مقدس در آثار توليد شده و مخاطبان آن در گفت و گو با محمود فرهنگ
با توجه به اينكه طي سالهاي بعد از انقلاب چندين جشنواره در حوزه دفاع مقدس برگزار شد، حتي آثاري نيز در اين رابطه روي صحنه رفت، با اين وجود آيا نمايشهاي اين حوزه توانسته است ارزشها و فرهنگ دفاع مقدس را به خوبي نشان دهد؟ به طور كلي جشنواره ها، ميداني براي ارائه ي تجربه هاي مختلف از آثار توليد شده در جشنواره است. از اولين دوره ي جشنواره ي دفاع مقدس كه به عنوان جشنواره ي «سنگر» در كرمانشاه برگزار شد و بعد جشنواره كل «چهره خندان بسيج» در سنندج كه متولياش انجمن دفاع مقدس بود، در نهايت بنياد حفظ آثار دفاع مقدس اين كار را ادامه داد. البته در جشنواره هاي فجر، از سال 60-61 بخشي با نام نمايش هاي دفاع مقدس يا جنگ مطرح شد كه چندي مسؤوليت آن بر عهده ي من بود. بايد گفت در كنار همه ي آثار، اين آثار ارايه ميشد. حتي در بخش مسابقه نيز شركت ميكردند. از آثار به يادماندني آن دوره ميشود كار رضا صابري را نام برد. با وجودي كه جشنواره ميتواند محلي براي معرفي كار و پيشرفت باشد، اما چرا اين اتفاق طي سالهاي برگزاري جشنواره هاي دفاع مقدس صورت نگرفت؟ جشنوارهها به طور معمول يك سري شايستگي هايي دارند، در كنار آن نيز فشردگي ها و سرعت كه به دليل اين مسايل ما شايد به دستآوردها و افق هايي كه در ذهن داشتيم دست پيدا نكرديم. در واقع در جشنواره ها، همه ي آثار پس از ارسال بازخواني و سپس ديده و براي مسابقه آماده ميشوند و هر كس كه به طور نسبي لياقت لازم را دارد، جايزه را دريافت ميكند. به همين جهت، شايد فرصت براي برنامه ريزي و آينده نگري و ايجاد ژانرهاي مختلف را ندهد. در اين ميان شايد بعضي از آثار، آن هم به صورت خودجوش به ژانري نزديك شدهاند يا تلاش كردهاند در مسيري قرار بگيرند، چه در بخش نمايشنامه نويسي و چه در بخش كارگرداني، اما اين خاصيت جشنواره باعث شد اين اتفاق بيفتد. چطور اين اتفاق در سالهاي اوليه ي جشنواره نيفتاد؟ علت آن را مي شود در اين نكته ديد كه در سالهاي اوليه كارها به افقهاي موردنظر نزديكتر بود. اما در سالهاي بعد رفته رفته به دليل دوري از اطلاعات و پژوهش واقعي جنگ، از افقها دور شد و جنبه ي ديگري پيدا كرد. اما اين تمام دلايل نميتواند باشد. بله، بخش ديگر به خود دست اندركاران بازمي گردد كه بايد دستي بر آتش داشته باشند. امروز اگر بخواهيم دوباره آن قصد را داشته باشيم، بايد هنرمندان با مطالعه و پژوهش در آثار منتشر شده در ادبيات داستاني، شعر و رمان هاي مرتبط، وارد اين عرصه شوند. بخش ديگر، ادبيات دفاع مقدس فاصله هاي زيادي با ادبيات داستاني رمان و به طور كل خود ادبيات دفاع مقدس داشت. شايد اين دوري بايد مرتفع مي شد كه اين اتفاق نيفتاد، اگر اين اتفاق مي افتاد، جشنواره دفاع مقدس تعطيل نمي شد. و دليل ديگر اينكه مخاطب يابي براي اين كارها وجود نداشت. چرا كه مخاطب ميدانست ممكن است با كاري تكراري روبرو شود. اين بزرگترين مشكل بود كه جشنواره هايي كه در استانها برگزار ميشد با آن روبرو بود و اين يكي از ضعفهاي عمده براي كارهاي دفاع مقدس بود؛ چرا كه تئاتر بايد مخاطب خودش را بياورد اما اين اتفاق صورت نگرفت. با توجه به اين مسايل، آيا فرم و محتواي موجود در انتقال فرهنگ و ارزشهاي دفاع مقدس شكل گرفت؟ به هر حال به نظرم تئاتر، تئاتر است. اينجا مضمون است كه تعيين ميكند، چه نوع سبك انتخاب شود و با چه شيوه اجرايي كارگردان كار خودش را ارايه دهد. البته طي سالهاي گذشته كساني بودند كه با تجربه در ژانرهاي مختلف تلاش كردند، تا فرمي را در تئاتر دفاع مقدس به وجود آورند و در آن كار كنند، اما به هر حال در آثار دفاع مقدس مضمون مهمترين بخشي است كه ميتواند با زبان ادبيات نمايشي و تكنيكهاي نمايشنامه نويسي، آثار ارزندهاي را داشته باشند. زماني هم كه بحث دستاوردها مي شود باز بحث مضمون مطرح ميشود نه سبك اجرايي. به هر حال مضموني كه در آثار ارايه ميشود كمي از افقها دور ميشود كه در اينجا اگر بخواهيم بررسي كنيم متوجه ميشويم يا تماشاچي باور نميكند يا آنقدر مصنوعي است كه به درد كار پژوهشي هم نمي خورد. در حالي كه بايد نزديك به واقعيتها باشد تا تماشاگر خودش را به اين باورپذيري نزديك كند و ارتباط برقرار كند. نكته بعدي اين است كه اگر امروز بخواهيم نمايش دفاع مقدس كار كنيم، بايد به نسل امروز توجه كنيم كه با نسل دهه 60، 70، 75 بسيار متفاوت است. براي مثال زماني كه نمايش از خاك تا افلاك به من پيشنهاد شد گفتم براي ارايه و سخن گفتن از موضوع هاي بزرگ، ابزار بزرگ نيز بايد در اختيار داشت. زماني هم كه كار اجرا شد، پربينندهترين كار دفاع مقدس شد. در آن كار زماني كه مخاطب را نگاه مي كرديد مي ديديد كه از هر نسلي در سالن حضور دارند و با كار ارتباط برقرار ميكنند. دليل آن را در چه ميشود ديد؟ استفاده كردن از تمام امكانات و تمهيدات در يك اثر تا همه ذوقها و علاقه هاي چند نسل در آن ديده شود. اما در جشنواره ها به دليل شتابي كه خاصيت آن است، بحث مخاطب يابي از دست ميرود. به نظر مي رسيد ما در اين سالها ميبايست دست به توليد آثار فاخر در زمينه دفاع مقدس مي زديم آثاري كه الگويي براي جوانان باشد تا بدانند اگر كاري را ميخواهند انجام دهند الگويي وجود دارد اما اين اتفاق و فرصت پيش نيامد و آثار توليدي آن قدر زياد نبود تا بتوان از روي آن الگويي برداشت كرد. چرا به جاي برگزاري تئاتر، روي كارهاي اجرايي در طول سال برنامه ريزي صورت نگرفت. تا به قول شما يك كارگردان جوان يا نمايشنامه نويس جوان با اين الگو روبرو شود؟ ما هم در سالهاي گذشته، در جلساتي كه برگزار ميشد گفتيم، به جاي برگزاري جشنواره ميتوان در طول سال كارهايي مرتبط با دفاع مقدس را توليد و اجرا كرد. چراكه اين مسئله باعث ميشود تئاتر دفاع مقدس به عنوان يك گونه ي تازه و جديد ديده نشود. اما نمايشهاي دفاع مقدس در مسير تئاتر كشور ميتواند جايگاه خود را پيدا كند. مانند تمام ژانرهايي كه در حال حاضر كار ميشود. در صحبتهاي شما اشاره به ژانر بود، آيا تئاتر ايثار و شهادت در ايران توانسته به يك ژانر هنري تبديل شود؟ اگر ادبيات نمايش جهان را مورد توجه قرار دهيد، ميبينيد، به دليل جنگهايي كه اتفاق افتاده و كشورهاي زيادي در اين رابطه با آن درگير بودهاند، آثار ارزشمند و بزرگي توليد شده است. پس اين نوع كار، كار جديدي در عرصه ي تئاتر نبوده و در تمام كشورهايي كه به نوعي درگير جنگ بودهاند وجود داشته. اما در كشور ما جنگ مقاومت بود، چرا كه جنگ ما جوهره ديني داشته و اين نگاه جديدي را در اين عرصه باز ميكند و اين تفاوت بنيادي چنين زمينهاي است. با اين اوصاف بايد با آثار زيادي روبرو شويم؟ پيش بيني ميشد آثار توليد شده پس از جنگ و در زمان صلح، آثار ارزشمندي باشد. اما ما ميبينيم اگر جشنواره عاشورا و دفاع مقدس تعطيل شود، هيچ اثري توليد نميشود و حتي به بوته فراموشي سپرده ميشود. در حالي كه براي همه كشورهايي كه زماني در جنگ جهاني دوم بودهاند، اين رسالت بر دوش همه هنرمندان كشور بود كه آثار ماندگاري را توليد كنند و ما خيلي به آنها تأسي ميكنيم. به نظر من براي ماندگاري اين رسالت، وظيفه بر دوش نمايشنامه نويساني است كه در اين زمينه كار و آنها را ماندگار و به نسل بعدي انتقال مي دهند. متأسفانه بيشتر كارهايي كه براي جشنواره شركت ميكنند تنها براي داور نوشته ميشود و اين مسئلهاي است كه بيشتر كارگردانان جوان به آن توجه دارند.