پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 9:06 AM
عنوان : ارزيابي توليد نمايش هاي دفاع مقدس( متن تا اجرا)
نويسنده : سيروس همتي
موضوعات مقالات :نمايشنامه و دفاع مقدس
مقدمه :
ايران كشوري است كه تاريخ آن از نظر رنگارنگي و گوناگوني بي نظير است . اين كشور مصيبت و بلاهاي بسيار ديده ، علي رغم اين تلخ كامي ها ، بايد به اين كشور كهن و صاحب تمدن باليد و مردان نامي و سرداران آن افتخار كرد . آنانكه در زندگي خويش رنج نديده اند ، سزوار سعادت نيستند . تراژدي همواره در شان سرنوشت هاي بزرگ بوده است ، ملت ها نيز چنين اند . آنچه ملتي را آبديده مي كند و شايسته ي احترام ، تنها پيروزي ها و گردن فرازي هاي او نيست ؛ مصيبت ها و نامرادي هاي او نيز هست .
يكي از بزرگترين معايب جامعه تئاتري ، « كمبود پژوهش » است . در اين ميان ، پژوهش در وادي تئاتر دفاع مقدس از كمترين توجه برخوردار است . فعاليت هاي اجرايي به تنهايي نمي تواند ضامن ماندگاري تئاتر باشد . تا زماني كه پژوهش به عنوان بخش جنبي جشنواره ها قرار بگيرد ، ارتقاء سطح علمي ـ كيفي تئاتر ممكن نيست .
براي نويسنده ، مقاله ي صرفا پژوهشي مد نظر نيست . بلكه مقاله اي مفيد است كه بتواند شكل كاربردي داشته باشد و به هنرجويان در روند توليد و اجراي نمايش ياري رساند .
به بهانه ي اجراي نمايش " گنگ خواب ديده " در ژاپن ، متوجه حركت زيباي وزارت فرهنگ و هنر آن كشور شدم كه جاي اينگونه اقدامات در ميان مسوولان تئاتر ما خالي است .
وزارت فرهنگ و هنر ژاپن ، پيشكسوتان تئاتر ( اعم از بازيگر ، كارگردان ، نويسنده و ... ) را كه در آستانه ي بازنشستگي هستند موظف مي كند تا تجربيات ، دلايل شكست ها و پيروزي ها و خاطرات تلخ و شيرين خود را مكتوب نمايند و مسوولان با چاپ مطالب ، آنها را در اختيار دانشجويان و هنرمندان آن رشته قرار مي دهند .
آنچه در اين نوشتار مد نظر است ، انتقال آموخته هاي تجربي ، مشاهدات و يافته هاي گروه تئاتر " ماني " است كه در مسير اجراي نمايش ـ به ويژه نمايش دفاع مقدس ـ به دست آمده و شايد نتوان در كتاب يا مجلات ديگر آنهار ا پيدا كرد . چرا كه حاصل حضور مداوم در تئاتر ، طي چند سال اخيرند .
فرآيند " از متن تا اجراي صحنه اي " زماني به واقعيت نزديك تر است كه چند محقق مجرب ، تمام گروه هاي فعال تئاتر دفاع مقدس را در اين پروسه ـ از متن تا اجرا ـ زير نظر داشته و در جمع ، به يك ارزيابي موشكافانه و دقيق برسند .
نگارنده به خاطر همكاري و فعاليت مستمر با گروه هاي تئاتري همچون گروه تئاتر بازي ، گروه تئاتر آفتاب ، گروه سينما ـ تئاتر آئين و كارگاه نمايش بر آن است تا يك ارزيابي " كاربردي ـ پژوهشي " با محوريت " خود آموزي ـ خود باوري " ارائه دهد .
« كوتاه ترين و سريع ترين راه وصول به حقيقت هر چيز ، تعريف آن است » سقراط
جنگ تئاتر جنگ
تعريف جنگ : جنگ در لغت به معناي نزاع ، دعوا ، زد و خورد و ستيز ميان دو شخص ، دو قوم ، دو كشور يا ... است .
انواع جنگ :
1. جنگ انسان با خدايان
2. جنگ انسان با حيوان
3. جنگ انسان با انسان
جنگ انسان با انسان مي تواند « تن به تن » يا « جهاني » باشد .
" از زمان خلقت آدم و به تبع آن حوا ، گناه هم زاييده شد . رانده شدن آن دو از بهشت برين ـ باغ عدن ـ و زير پا گذاشتن ممنوعيت ها و قوانين الهي ـ خوردن ميوه ممنوعه ـ خود ، شروع اولين گناه بشري است . " جنگ ميان هابيل و قابيل را مي توان اولين جنگ رسمي ميان دو بشر اطلاق كرد . با نگاهي به « اسطوره هاي ملي » ، « افسانه هاي كهن جهان » ، « داستان هزار و يك شب » و « شاهنامه ي فردوسي » مي توان دريافت كه جنگ سينه به سينه نقل و همراه و همزاد بشر ، در تاريخ و فرهنگ ملل ثبت شده و تا زماني كه « بي عدالتي » جاي « عدالت » بنشيند ، جنگ خواهد بود .
جنگ :
1 ـ تدافعي : فرد يا قومي كه چاره اي جز دفاع ندارد و دفاع از آرمان و خاك ميهن را حق طبيعي خود مي داند .
2 ـ تجاوز كرارانه : فرد يا قومي كه با توجيهي به ظاهر منطقي به فرد يا سرزمين قوم ديگر ، حمله مي كند .
تئاتر جنگ
محتواي تئاتر جنگ بيش از هر چيز مخالف با خود جنگ است . تئاتر جنگ ، تئاتري است كه تمام مختصات درام را داراست و موضوع آن درباره ي جنگ است ؛ بدين معنا كه مستقيم يا غير مستقيم ، به حوادث جنگ ، معضلات و مصائب آن مي پردازد .
اولين درام جنگي
تا 5 قرن پيش از ميلاد ، نمايشنامه اي مكتوب درباره ي جنگ نداريم . اولين و قديم ترين نمايشنامه اي كه به موضوع جنگ پرداخته ، نمايشنامه ي « ايرانيان » اثر « اشيل » است .
« ايرانيان » مبناي اولين درام تاريخي جنگ است كه به جنگ ايران و يونان باستان ـ جنگ سالاميس ـ مي پردازد . « اشيل » خود در اين جنگ شركت داشته است . تمام صحنه و لحظات آن براي خوانندگان و بينندگان آتني قابل لمس بود . ا يرانيان يا همان پارسيان ، در جشنواره ديونيزوس موفق به كسب جايزه شد . »
روند شكل گيري تئاتر دفاع مقدس :
به تعبير سازمان ملل ـ UN ـ آنكه جنگ را آغاز مي كند ، « متجاوز » و آنكه دفاع مي كند ، « متدافع » است . در ميان جنگ هاي به ثبت رسيده ، طولاني ترين جنگ ، جنگ " ايران و عراق " است كه در تاريخ 31 شهريور 1359 شروع شد و هشت سال طول كشيد . از قراردادهاي ننگين دوران قاجار گرفته تا همين اواخر به بهانه هاي مختلف قسمتي از خاك ايران بزرگ واگذار يا مستقل مي شد . جنگ « ايران و عراق » از آن جهت براي ما دفاع مقدس محسوب مي شود كه حتي يك وجب از خاك ميهن به دشمن واگذار نشده ؛ اين دفاع طولاني ، دفاعي ارزشي و مقدس بود .
تئاتر دفاع مقدس
تعريف : تئاتري كه در آن دفاع ، مقاومت ، ايثار و شهادت مضمون محوري است . بطور كلي تئاتر دفاع مقدس در دو زمان قابل بررسي است .
1 ـ زمان جنگ :
الف : تئاتر زير زميني :
اين نوع تئاتر به هنگام حمله هوايي ـ وضعيت قرمز ـ در زيرزمين هاي همگاني ، جهت تقويت بنيه و روحيه ي مردم اجرا مي شد . مدت زمان اين نمايش ، كوتاه ـ تا وضعيت سفيد ـ بوده است .
ب ـ تئاتر خط مقدم :
اين نوع تئاتر معمولا بر روي بلندي ( سكو ـ سوله ـ تانك مخروبه ـ كانتينر و ... ) اجرا مي شد و هدف آن تضعيف دشمن و تقويت روحيه ي سربازان بود .
توجه : آثار « الف و ب » بيشتر از آنكه تابع قوانين و ساختار دراماتيك باشند فقط مي توانستند موقعيت و فضا ـ غالباً طنز ـ را انتقال دهند .
2 ـ پس از جنگ :
ج ـ تئاتر حمايتي ـ سفارشي ( تبليغاتي ) propaganda
اغلب مضامين اين گونه تئاترها . تقدير از جنگ آوران ، قهرمانان ، و احمق جلوه نشان دادن دشمن بوده است . اين گونه نمايش ها ، اگر چه شكل نمايش و درام داشتند اما به خاطر موضوع سفارشي و يا نگاه تك بعدي ، داراي بن مايه ي عميق نبودند .
د ـ تئاتر ناب ( pure ) :
تئاتري است به دور از سفارش ، ادا و شعار . تئاتري كه در پي ايجاد موقعيت كاملا دراماتيك است . بيشتر به روابط بين آدم ها در زمان جنگ و يا بعد از آن مي پردازد . در تئاتر ناب ، همه چيز ناب است . از موقعيت نمايشي گرفته تا شخصيت ها و فضاي نمايش . به نظر مي رسد ، رسيدن به جايگاه در خور تئاتر دفاع مقدس ، رسيدن به مدينه ي فاضله اي است كه نيازمند ياري هنرمندان و مسوولان اين عرصه است .
متن : ( نمايشنامه )
تعريف : نمايشنامه ، نوشتار يا متني است كم و بيش ، ادبي . نمايشنامه ، به روال . در بر دارنده ي داستان است . يكي از سه " گونه ي كلان ادبي " است . اساسي ترين ، مهمترين و زير بنايي ترين مرحله ي يك نمايش است . در حقيقت ، به هر ميزان كه بتوان سطح نمايشنامه نويسي را ارتقاء داد ، به همان نيزان نيز تئاتر ارتقاء يافته است . از ميان نمايشنامه هايي كه خوانده و يا در طول برپايي چندين دوره ي تئاتر دفاع مقدس ، بر روي صحنه ديده ام ، جز چند مورد انگشت شمار ، چيزي در خاطرم نمانده است . متاسفانه نمايشنامه اي كه بتواند تماشاگر را تكان دهد يا او را به تعقل و تامل وا دارد كم بوده است . از يك متن خوب ، در بدترين شرايط مي توان اجرايي متوسط انتظار داشت ولي از يك متن ضعيف ، حتي در بهترين شرايط ، هرگز .
نمايشنامه هاي شناخته شده ، از دو جنبه قابل بررسي اند .
1. موضوع ( م ، موقعيت ، پرسوناژ )
2. ساختار ( شكل )
در آمدي بر نمايشنامه شناسي ( هشت عامل )
در بررسي اجراها و متون نمايشي ارزشمند ، " هشت عامل نمايشنامه شناسي " به چشم مي خورد .
1. موضوع نمايشنامه تاريخ مصرف نداشته باشد . ( در هر زمان و شرايط ، قابل اجرا باشد ) .
2. موضوع نمايشنامه كليشه اي و تكراري نباشد . ( توجه به سليقه ها و نيازهاي تماشاگر ، مضامين و ايده هاي بكر و جهاني )
3. آدم هاي نمايشنامه ريشه دار باشند . ( سطحي و تك بعدي نباشند . )
4. نويسنده ، بر زبان معيار و زبان آدم هاي نمايشنامه تسلط داشته باشد . ( ابعاد روحي و رواني آدم ها مد نظر قرار گيرد . )
5. نويسنده درباره ي موضوع نمايشنامه به اندازه ي كافي تحقيق كردهب اشد . ( ويژگي هاي قومي ، فرهنگي ، اقليمي و ... در نمايشنامه لحاظ شده باشد . )
6. نويسنده ، به منظور افزايش جذابيت ، كشمكش ( Conflict ) و تعليق ، ساختار خطي را تا حد امكان به غير خطي تبديل كند .
7. نويسنده به ابعاد جنگ ـ در زمان جنگ و پس از آن ـ شناخت داشته باشد . ( بديهي است موضوعاتي با پيامدهاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي بعد از جنگ ، توفيق بهتري مي يابند . )
8. حوادث ، علت و معلول ها با يكديگر و با كل نمايشنامه ارتباط منطقي داشته باشند .
در هر نمايشنامه ي " جريان ساز و الگو " موارد فوق لحاظ گرديده و در مواردي منجر به "سبك آفريني" نيز شده است .
نمونه : نمايشنامه ي " ديوار چين " اثر ماكس فريش ( Max Frisch ) ترجمه ي محمد حفاظتي :
امروزي : چرا گريه مي كني ؟
مادر : يه ساله آقا ، يه سال تموم !
امروزي : آواره بوديد ، مي فهمم . تو نانكينگ چي مي خواين ؟
مادر : ( به پسر لال خود ) وانگ شنيدي ؟ مي پرسه تو نانكينگ چي مي خواييم ! وانگ شنيدي ؟
مادر : ( به امروزي ) مي خواييم امپراطور را ببينيم .
امروزي : امپراطور ؟!
مادر : چين شه هوانگ زدي .... پسر خدا ـ كه هميشه حق با اونه ... مردم مي گن اين حقيقت نداره
امروزي : چي حقيقت نداره ؟
مادر : كه اون پسر خداست .
امروزي : پس چيه ؟
مادر : يه خونخوار .
امروزي : هووم .
مادر : يه جلاد ... يه آدم كش ... ( اين شعر به آواز مي خونه )
ما مي شمريم كشته هاي تو جنگ رو اونا مي شمرن سكه هاي تو جنگ رو
امروزي : كي اين شعرو مي خونه ؟
مادر : ه " مين كو "
امروزي : مين كو ؟!
مادر : مردم به اين اسم مي شناسنش ... يعني " صداي مردم ". تا حالا هيچ كس اونو نديده . امپراطور مي خواد اونو بكشه .
هيچ كدام از ديالوگ هاي فوق قابل حذف نيستند . هر ديالوگ علاوه بر اينكه بستر و زمينه اي براي ديالوگ بعدي است ، در روند معرفي و تكميل آدم ها موثر است . عمده دلايلي كه سبب شده تا « ديوار چين » يكي از نمايشنامه هاي موفق باشد به قرار زير است :
1ـ استفاده ي نمادين از ديوار چين ( The Chinese wall )
2ـ به سخره گرفتن مقام ، حكام و سلاطين امپراطوري
3ـ زير سوال بردن رفتار مردم نسبت به حماقت و بي تفاوتي شان
4ـ به مضحكه گرفتن تاريخ ، تكرار تاريخ و شخصيت هاي بزرگ آن
5ـ تلبيق زمان و مكان با ساختاري بديع و طنزي شيرين
ارزيابي :
در اغلب نمايشنامه هاي اجرا يا چاپ شده ي دفاع مقدس اتفاقات ، سطحي است و حتي با حذف يك صحنه ، در روند كلي قصه و آدم ها اتفاقي نمي افتد .
چرا دائما در پوسترها و روزنامه ها نمايشنامه ي مرا " درام " مي نامند . استانيسلاوسكي در نمايشنامه ي من چيزي پيدا كرده كه مطلقا به آنچه كه من نوشته ام شباهتي ندارد و من شرط مي بندم كه براي يكبار هم كه شده نمايشنامه ي مرا با دقت نخوانده است . متاسفم كه اين را مي گويم ولي اين عين حقيقت است .
خوانش متن :
مراحل خوانش متن
1 . براي نويسنده :
« خواندن متن با صداي بلند ، براي خود نويسنده ، يكي از بهترين و موثرترين مراحل است ؛ در اين مرحله ، نويسنده اولين كسي است كه نوشته اش را مي شنود .
2 . براي كارگردان :
در صورتي كه قرار باشد نه قدرت كارگرداني بر نمايش بچربد . و نه قدرت متن ، تطبيق و تركيب هر دو به طور يكسان و همزمان لازم و ضروري است . هر چه رابطه ي نويسنده و كارگردان در اين مرحله ، در هم تنيده شود به همان اندازه نمايش موفق خواهد بود .
توجه : در صورت نياز به شفاف سازي معناي اثر ، دراماتيزه كردن و يا حتي اصلاح اثر ، به يك كارگردان پشت خط نبرد با همان " دراماتوژ " نياز است . اين نياز در نمايشنامه هاي دفاع مقدس بسيار محسوس است اما متاسفانه هيچ گاه شاهد حضور دراماتوژ نبوه ايم ؛ كسي كه نظرات و ايده هايش براي نويسنده ، راهبردي و براي كارگردان ، نمايشي است .
3 . براي گروه :
در خوانش متن توسط نويسنده يا كارگردان براي گروه اجرايي ، موارد ذيل تحقق مي يابد .
الف ـ فضا و مود ( mood ) نمايشنامه .
ب ـ اوج و فرودها .
ج ـ سكوت ها ، نحوه ي بيان بازيگران ، تاكيدها و كم و كاستي ها .
د ـ تشريح و تحليل شخصيت هاي نمايشنامه و درنهايت ، يك كاسه شدن نظرات بازيگران و كارگردان .
4 . نمايشنامه خواني : ( خوانش براي عموم )
اين حركت ، سبب :
الف : فعاليت چشمگير گروه هاي تئاتر ،
ب : نقد و بررسي نمايشنامه بصورت فني و كارشناسانه ،
ج : خوانش نمايشنامه هايي كه مشكل مميزي اجرا دارند و
د : كشف و شناسايي نمايشنامه هاي خوب و نمايشنامه نويسان جوان مي شود .
كارگرداني : Directing
پرسيدم : كارگردان چه چيزي بايد داشته باشد ؟
گفت : تنها يك چيز
پرسيدم : و آن چيز ؟
گفت : اعتماد به نفس .
نخستين بار ادوارد گوردون كريگ ( 1966 ـ 1872 ) بود كه واژه ي « كارگردان » را به معناي امروزي به كار برد . پيش از آن ، « تهيه كننده » داراي معناي ضمني مشابه آن بود و در قرن 19 واژه ي بازيگر ـ مدير متداول گرديد . عمده ترين وظيفه ي كارگردان ، ( صحنه چيني صحنه آفريني يا همام ميزانسن دادن ) است . " نيمي از كارگرداني ، كارگردان بودن است كه معنايش پذيرش مسووليت ، تصميم گيري و گفتن بله ، خير و در نهايت گفتن حرف آخر است . و نيم ديگر كارگرداني ، نگهداري و حفظ مسير درست است " . حركت ، يكي از ابزار مهم كارگردان است . عده اي حركت را بازمانده ي نمايش هاي آييني و رقص در تئاتر مي دانند . فضا سازي ، ايجاد ريتم و كمك در پرداخت شخصيت ها از جمله اين كاركردها است .
حركت بازيگر و هدايت او به دو گونه است :
1 ـ مكانيمي (صوري )
2 ـ معنايي ( ماهوي )
تركيب درست اين دو ، سبب به وجود آمدن عمل نمايشي مي شود . « هر حركتي كه اتفاق مي افتد ، يك حادثه است . هرگاه يك حادثه باعث شود و يا اجازه دهد حادثه ي ديگري اتفاق بيافتد ، اين دو حادثه با هم ميزانسن نمايشي را تشكيل مي دهند . » مرحله اي كه در آن ، ذهنيت به عينيت ، و حدس و گمان به يقين و قطعيت تبديل مي شود ، مرحله ميزانسن است . حركت و هدايت بازيگران رذوي صحنه ، بيشترين زمان تمرين نمايش را به خود اختصاص مي دهد ؛ البته حجم نمايش نامه و خلاقيت گروهي در كم و زيادي زمان تمرينات بي تاثير نيست . متاسفانه در بسايري از نمايش هاي ايراني ، حركات و ميزانسن ها بيش از آنكه اجرا شوند ، روايت مي شوند . سكون و بي حركتي ـ مگر در موارد لزوم ـ نمايش هاي ايراني را خنثي و كم تحرك مي كند .
مرحله ي بلقوه تا بالفعل ( mise – en – scene )
ميزانسن لغتي است فرانسوي ؛ دقيق ترين ترجمه ي آن « به ديدار كشاندن آن چيزي است كه در نمايشنامه وجود ندارد » . بدون در نظر گرفتن مدت زمان تمرينات دور خواني ، بطور معمول يك نمايشنامه ـ با حجم متوسط ـ يك و نيم ماه وقت نياز دارد .
هفته ي اول : هفته ي آزاد
در هفته ي اول تمرينات روي صحنه ، ضمن آماده سازي بيان و بدن بازيگر و انجام بازي هاي شادي آور ، به بازيگران اين امكان داده مي شود تا هر طور كه مي خواهند ، حركت كنند ، بايستند ، بنشينند ، بخوابند ، بخندند ، بدوند و ... هر طور كه دوست دارند ديالوگ بگويند ، آواز بخوانند و به قولي هر چه دارند بيرون بريزند . حتي اين اجازه داده مي شود تا تمام قراردادهايي را كه در خوانش متن ، يك كاسه شده است به بريزند . حتي اين اجازه داده مي شود تا تمام قراردادهايي را كه در خوانش متن ، يك كاسه شده است به هم بريزند . رفته رفته در اواخر هنفته ، از منشي صحنه خواسته مي شود كه منطقي ترين و زيباترين حرمات بازيگران را ـ به انتخاب كارگردان ـ يادداشت كند .
هفته ي دوم و سوم : دو هفته ي خلاقت و اتود
ـ ترغيب همه يعوامل ـ بويژه بازيگران ـ مبني بر اينكه با بداهه پردازي ( Improvisation ) ، ديالوگ يا عمل نمايشي ارائه كنند . هر چيزي كه دوست دارند خلق كنند ، قضاوت خوب يا بدش به عهده ي كارگردان .
ـ كشف لايه هاي پنهان متن و فضاي سفيد بين سطور نمايشنامه ، خلق ويژگي هاي رفتاري و رواني براي شخصيت ها ، تغيير متن به صورت هم زمان ( در صورت نياز ) . از بازيگر خواسته مي شود كه با تعوسض جاي كلمات يا فعل جمله و مواردي از اين دست ، ميزان تاثير و كيفيت ديالوگ ها را به مقدار قابل توجهي افزايش دهد . براي قوت بخشيدن به روابط آدم هاي نمايش ، جذابيت و شاخ و برگ دادن به آن ها ، صحنه اي را اضافه و يا به خاطر جلوگيري از دادن اطلاعات مستقيم به تماشاگر ، صحنه يا ديالوگي را حذف مي نماييم . در صورتي كه كارگردان طراح صحنه باشد ، اسكيس يا ماكت طراحي صحنه را به گروه اجرا ـ بويژه بازيگران ـ ارائه مي دهد . سپس از بازيگران مي خواهد كه با توجهب ه طرح صحنه ، حركت كنند يا اتود بزنند . در پايان هفته دوم ، كارگردان وارد عمل شده ، حركات تثبيت شده را تصحيح و قوت مي بخشد .
هفته ي چهارم : هفته ي شكل گيري
در اين مرحله نتايج و برآيند نظرات بازيگر و كارگردان نمود عيني پيدا مي كند . كل نمايش نامه ميزانسن داده مي شود .
توجه : از آنجا كه تحصيلات دانشگاهي نويسنده ي مقاله ، « رياضي و فيزيك » است ، در جهت رشد و تببن نمايش ، از هندسه در تنوع ميزانسن ها ، از نمودار سينوسي در روند رشد شخصيت ها ، از « قانون شك ورنر هايزنبرگ » در حركت و از « قانون سوم نيوتن » در مواقعي كه دو شخصيت مقابل هم قرار مي گيرند ، استفاده مي كند .
هفته ي پنجم : هفته ي تولد
تولد عبارت است از جان بخشي يا معنا دادن يك چيز ؛ خواه انسان باشد ، خواه يك جمله ، اضافه كردن وسايل صحنه و لباس ـ تا حد امكان ـ ، اضافه كردن موسيقي زنده يا انتخابي ، اجراي نمايش با همه ي جزئيات بدون تقطيع
هفته ي آخر » هفته ي اصلاح و بازنگري ( رتوش ) .
دعوت از دوستان مجرب و كارشناس و اعمال نظرات سازنده ي آنها ، آمادگي كامل براي بازبيني .
مكان اجرا
اگر مكان اجراي نمايش ، شهرستان و يا حتي خارج از كشور باشد ، بي شك محيط سياسي ـ اجتماعي ، فكري و فرهنگ غالب در نمايش دخيل مي شود با شناخت فرهنگ مردم شهر با كشور مورد نظر ، مي توان با اضافه كردن چند كلمه ـ فقط چند كلمه ـ ميزان ارتباط نمايش با تماشاگر را قوت بخشيد . نكته : در تركيب كلي صحنه ، بازيگر ، دكور متحرك و گوياست . يكي از امتيازات هنر تئاتر بر سينما آن ا ست كه كارگردان مي تواند با تغيير ميزانسن ، مفهوم مورد نظر خود را بهتر القا كند و انتقال دهد . با اين وصف ، اجراي روز آخر بعضي از كارگردان ها ، همان اجراي روز اول است بلكه بدتر . بعضي اوقات همه چيز نمايش درست و اصولي است اما مشاهده مي شود كه روح اثر در دل مخاطب جا نمي گيرد ؛ سوال اينجاست : كجاي نمايش مي لنگد ؟ شايد كارگردان به كاري كه مي كند " ايمان " ندارد و آدم هاي نمايش را باور نكرده است .
طور كلي : انتخاب نادرست متن ، درك نادرست از مفاهيم و لايه هاي پنهان متن ، انتخاب نادرست بازيگر ، خوانش نادرست ، هدايت بي هدف و عدم ايمان و باور ، از جمله مواردي است كه كارگردان را از نقطه ي اوج به حضيض مي كشاند .
بازيگر
تئاتر يعني بازيگر ، در هنگامه ي هيچ ، بازيگر همه چيز مي شود . بازيگر بايد بسازد ، بگويد و بازي كند . پس بايد قابليت هايي در خور توجه داشته باشد . " از تواناييهاي فني و جسماني گرفته تا خصايص نيكو و پسنديده . " انتخاب درست بازيگر بري ايفاي نقش ، يكي از سخت ترين مراحل توليد نمايش است .
اگر بتوان از پس اين مرحله به خوبي برآمد ، بي اغراق يك چهارم مشكلات بر طرف شده است .
1 ـ انتخاب بازيگر ( casting ) :
" نشانه هاي ديداري و شنيداري بازيگر ، نحوه ي گفتن گفتارهاي نمايشي ، تاكيدها و تلفظ ها ، ميزان بلندي صدا ، ميم ، ژست ، لحن و آهنگ حركت ، قد ، جثه ، وزن و مهم تر از همه ، سبك و جنس بازي بازيگر ، بسيار حائز اهميت است " . چه بسا نقش هايي كه بازيگر ، با زحمت بسيار توانسته بازي قابل قبولي ارائه دهد اما افسوس و صد افسوس كه تيپ و ظاهر مناسب براي نقش نبوده است . ظاهر بازيگر ( چهره ، اندام و تيپ و ... ) كليد ورود به درون اوست ؛ در صورا اشتباه در انتخاب ، اين خطاي كارگردان قابل جبران و پاسخگوي نيازها نيست . بازيگران نمايش ، با سلوك روحي ، صداقت و باور نقش ، بيشتر مي توانند موثر واقع شوند تا به مدد تكنيك و اغراق در بيان ، حركات ، احساسات و ... بازيگر به دو دسته تقسيم مي شود :
بازيگر استدلالي : بازيگري كه با شناخت درست از ماهيت نقش ، تماشاگر را به تعقل وا مي دارد .
بازيگر استغراقي : بازيگري كه به كمك غريزه ، تماشاگر را در احساس خود غرق مي كند يا به تعبيري عواطف تماشاگر را به غليان در مي آورد .
اغلب تماشاگران امروزي با بازيگران استدلالي ، بيشتر ارتباط برقرار مي كنند . شيوه ي بازي بازيگر استدلالي به گونه اي است كه تماشاگر ، هرلحظه منتظر لحظه ناب است . نه تنها در تئاتر دفاع مقدس بلكه در نگاه جامع تر به تئاتر ، اغلب بازيگران ، بيش از آنكه فضا را درك كرده ، زندگي مي كنند و بازيگر مولف باشند ، بازيگر استغراقي اند و درباره ي موارد « بازيگر مقلد » . بدتر از همه ، زماني است كه بازيگر مقلد نتواند الگوي بازيگري خود را با خوبي تقليد كند .
ارزيابي :
وقت آن گذشته است كه با تمسك جستن و گريز واقعه ي كربلا ، لحن ملكوتي ، ديالوگ هاي مذهبي و ... با احساسات تماشاگر بازي كرد . البته درصدي از اين نوع بازي ، به هدايت غلط كارگردان و متن بر مي گردد ولي ميزان قابل توجهي از آن معطوف به خود بازيگر ا ست . چيزي كه بازيگر تئاتر دفاع مقدس را در چارچوب كليشه و تقليد نگه مي دارد ، عدم مطالعه و احترام به سلايق تماشاگران است . با توجه به حجم وسيع فيلم و تئاتر و كتب مختلف بازيگري و رشد اين شاخته هنري ، شايسته نيست جنس بازي بازيگران اين عرصه ، تقليد و تكراري از بازيگران دهه هاي قبل باشد .
راهنمايي بازيگر ( ارجاعات ) :
1 . روي صحنه ( رجوع به صفحات بعد ) .
2 . خارج از صحنه ( ارجاعات ) .
الف ) ارجاع بازيگر به شخصت هاي مشابه در متون و ادبيات غني ايران و جهان ( مطالعه ي رمان : جنگ و صلح ، مسيح هرگز به اينجا نرسيد ، خرمگس ، هفته ي مقدس ، بادبادك باز ، در غرب خبري نيست ، مرگ كسب و كار من است ، دادگاه نورنبرگ و ... و نيز رمان هاي ايراني به ويژه آثار احمد دهقان و حبيب احمدزاده .
مطالعه ي خاطرات و مخاطرات فرماندهان ، سربازان و آزادگان جنگ ، مطالعه ي آث ار درام نويسان شاخص در عرصه جنگ : برتولت برشت ، اوژن يونسكو ، فرناندو آرابال ، امانوئل روبلس ، رومن رولان ، ژان پل سارتر ، بورشرت ، آئول فوگارد ، آرتور ميلر ، پيتر وايس ، آرمان گاتي ، هاوارد باكر ، سوفوكل ، اشيل ، اوري پيد و ... )
ب ) ارجاع بازيگر به ديدن فيلم هاي مطرح جنگي ( مستند و داستاني ) و تله تئاتر هاي ايراني و خارجي .
( تله تئاتر : گوشه نشينان آلتونا ، ننه دلاور و فرزندانش ، پيك نيك در ميدان جنگ ، مونتسرا ، مرده هاي بي كفن و دفن ، همه ي پسران من و ... )
( فيلم : غلاف تمام فلزي ، اينك آخرالزمان ، راه هاي افتخار ، اسپارتاكوس ، جوخه ، بهشت و زمين ، رودخانه ي كواي ، لورنس عربستان ، شكارچي گوزن ، نجات سرجوخه راين ، دشمن پشت دروازه ها ، ديكتاتور بزرگ ، تروا ، نبرد استالينگراد ، مرد خبيث ، دكتر استرنج لاو ، ميهن پرست ، عمر مختار ، محمد رسول الله ، زير زمين ، پيانيست ، هيروشيما عشق من ، سال گذشته در مارين باد ، كاتين ، رم شهر بي دفاع ، برلين سال صفر ، فهرست شيندلر ، سرزمين هيچ كس ، دكتر ژيواگو ، معجزه در سينت آنا ، كوهستان سرد ، ژندارك ، آميستاد و ... )
ج ) ارجاع بازيگر به مكان رويداد نمايش نامه جهت آشنايي با فرهنگ ، آيين ها و لهجه ي بومي ، محلي و رفتارهاي آدم ها .
د ) ارجاع بازيگر به آدم هاي جنگ
در نمايش " محرمانه " كه موضوع آن به فاجعه ي سينما ركس آبادان مربوط مي شد ، در طول تمرينات ، كسي رايافتيم كه تنها بردارش را در آن فاجعه از دست داده بود . حضور اين شخص در تمرينات براي گروه و بويژه بازيگران نمايش بسيار مغتنم بود و نمايش راب ه واقعيت نزديك تر مي كرد .
در نمايش " برگ ريزان " برگ دوم ، روزها در معراج شهدا ( ضلع جنوبي پارك شهر ـ خ بهشت ) پرسه مي زدم و با هزار التماس و خواهش و با جلب رضايت سربازها و دربان ها ، شاهد عكسص العمل هاي زنان با پيكر همسرانشان بودم . حالات ، رفتار ، نوع برخورد ، جنس ديالوگ و سكوت ها را انتخاب مي كردم و براي بازيگرانم شرح مي دادن . همين رفت و آمدها به معراج ، سبب شد تا طرح نمايشنامه ي " پيكر" در ذهنم شكل بگيرد . اين مرحله ، مهم ترين مرحله است . ميزان تلاش بازيگر در غير ساعات تمرين ، به اندازه ي زمان تمرين نمايش ، مهم است .
بي شك ارجاع بازيگر به موارد فوق ـ چه در تمرين و چه در اجرا ـ باعث خلاقيت و پختگي بازيگر و شخصيت نمايش مي شود . اين ارجاعات بطور نا خود آگاه تاثير خود را مي گذارد و در روزهاي پاياني اجرا ، شخصيت به " شخصيت ماندگار " تبديل مي شود .
3 ـ بازيگر و اجراي عمومي :
چيزي كه به بازيگران انگيزه مي دهد ، "اجراي عمومي " نمايش است . اغلب بازيگران حرفه اي ، نيمه حرفه اي و حتي آماتور ، علاقه اي به بازي در نمايش هاي دفاع مقدس ندارند . واضح و مبرهن است چون : معمولا كارگردانان حرفه اي علاقه اي به كار كردن در اين گونه ي نمايشي ندارند . بازيگران مي ترسند در دام بازي كليشه اي و قرار دادي بيفتند . احتمال اجراي عمومي اين گونه نمايش ها بسيار كم است . ( عدم اجراي عمومي نمايش و بسنده كردن به يك يا دو اجراي جشنواره ، يعني در نطفه خفه شدن آمال و زحمات بازيگر ) اگر هم نمايش نامه حرف تازه اي براي گفتن داشته باشد ، اكثر اعضاي شوراي مميزي ، به نمايش هاي مدرن دفاع مقدس و بازي غير متعارف ، با ديده ي اغماض مي نگرند . هنوز انجمن صنفي بازيگران تئاتر دفاع مقدس توسط ارگان هاي مربوطه تاسيس و تشكيل نشده است تا ميزان حمايت و قرار داد بازيگران نهادينه شود .
دكور، ديالوگ سكوت است
طراحي صحنه ( لباس ، گريم ، موسيقي ) : طراحي صحنه و لباس از جمله عناصر ديداري است كه بعد از كارگردان نمايش ، از اهميتي بالا برخوردار است . مستند سازي زمان و مكان وقوع نمايش ، كمك به شخصيت پردازي ، كمك به بازيگر در اجراي نقش و القاي مضمون و حالت نمايش از جمله كاركردهاي طراحي صحنه و لباس است . اغلب كارگردانان حرفه اي بعد از انتخاب متن و مشخص شدن سالن اجرا ، به سراغ طراحي صحنه مي روند و با تشكيل جلسات متعدد و تحليل : مكان رويداد نمايش نامه ، زمان رويداد نمايش نامه ، توضيحات صحنه اي ( جغرافياي صحنه ، تقسيم بندي صحنه ، نقاط كور و طلايي در صحنه و ... ) و سبك اجرايي كارگردان ، به نتيجه اي واحد مي رسند ؛ طراح صحنه و لباس ، بر اساس همين تفاهم و نتايج ، « اسكيس يا ماكت » موقتي در اختيار كارگردان قرار مي دهد تا او با اين پشي طرح ، هدايت بازيگران و ... انجام دهد . به عنوان مثال اگر مكان نمايش نامه اي در " ونيز" است ، صحنه آرا با توجه به سبك اجرايي كارگردان ، بايد مكان را مشخص ، بازسازي و تشديد كند ولي نبايد آن را توصيف كند . بسياري از طرح هاي بكر و خلاق طراحان هنري ، تحت الشعاع :
1 ـ عدم بودجه ي كافي
2 ـ عدم مديريت اجرائي كارآمد و نيروي انساني متخصص در شاخه هاي مختلف طراحي ، نجاري ، آهنگري ، نقاشي و مهندسي دكور و ... ) است . طراحان صحنه بايد تشويق شوند كه دكور آنها :
الف ـ با محتواي نمايش ، هم خواني داشته باشد
ب ـ قابل حمل و نقل ( پرتابل ) باشد
ج ـ در وقت و هزينه مقرون به صرفه باشد
اما نبايد سبب شود كه مسوولان ، بيش از حد معمول خست به خرج دهند و باعث شوند كه استفاده از چار پايه در نمايش « اپيدمي » شود . بعضي از مسوولان ، با بيان غلط و درك نادرست از « تئاتر فضاي خالي » ، « تئاتر بي چيز » و نظرات « ادوارد گوردن كريگ Gordon Craig » تيشه بر ريشه ي طراحي صحنه مي زنند .
طراحي لباس
1. بسنده به لباس هاي موجود در آرشيو لباس مركز هنرهاي نمايشي ،
2. عدم تشخيص بودجه ي كافي .
3. فقر دانش طراحي و مردم شناسي ،
4. عدم تمايل كارگردان به دل كندن از موضوعات زمانه ي خود ، سبب شده تا طراحي لباس به باده ي فراموشي سپرده شود .
5. " طراح لباس " در بروشور يا پوسترهاي تئاتر حرفه اي كشور در چند ساله ي اخير ، دال بر اين ادعاست .
موسيقي
جز چند مورد معدود ، موسيقي نمايش هاي دفاع مقدس ، اغلب " موسيقي انتخابي" بوده است نه « موسيقي زنده » .
گريم
طراحي گريم ، وضعيت طراحي لباس را دارد بلكه بدتر .
اجراي گريم ، سطحي ، معمولا موارد ذيل را شامل مي شود :
1. پير جلوه دادن بازيگر ( در حد فون ) .
2. مجروح نشان دادن بازيگر ( در زخم روي صورت يا اندام بازيگر ) .
3. جنوبي جلوه دادن بازيگر ( تيره كردن چهره و دست )
4. خشن جلوه دادن دشمن ( پر رنگ كردن خطوط چهره ، درشت كردن چشم ، لب و گذاشتن سيبيل ) .
بطور كلي :
نحوه ي عملكرد مسوولان و عدم حمايت ايشان ، منجر به حقير واقع شدن "طراحي صحنه ، لباس و گريم " . در ايران بطور عام و در تئاتر دفاع مقدس بطور خاص شده است .
آورده اند كه : مردي نزد مرد ديگر به شكايت آمد و گفت : فرزندان شما سنگ در كمتن مي نهند و فقط به بيني من مي زنند . پدر ، فرزندان خود را جمع كرد و آنها را مورد خطاب و عتاب قرار داد . گفت : مگر خداوند هدفي ديگر در عالم به اين بزرگي نيافريده ؟ چرا فقط بيني اين بندهي خدا را هدف قرار مي دهيد ؟ فرزندان گفتند : پدر جان ! وا .... ما كاري به او نداريم . سنگ را به هر طرف مي زنيم ، به او مي خورد . بيني او آنقدر بزرگ است كه حدود و ثغورش معين نيست .
شوراي نظارت و ارزش يابي ( شوراري مميزي )
بعضي ، خواه در نظر و خواه در عمل ، شرط ارائه ي كار موفق را در اين مي دانند كه دايره ي ممنوعات و محرومات را بيشتر گسترش دهند . هر صبح كه از خواب بر مي خيزند ، موضوعي جديد را به ليست ممنوعات اضافه مي كنند . حريم تئاتر ، محفوظ ، اما حدود و ثغورش كجاست ؟ نخوان ، ننويس ، نرو ، نباش و كلماتي از اين قبيل . معمولا در بازبيني يك نمايش توسط شواري مميزي ، خطوط قرمزي بوده و هست كه فراتر رفتن از آن به سخره گرفتن يا كسر شأن ارزش هاي آدم هاي اين مقوله محسوب مي شود . خطوط قرمز شوراي مميزي پس از ديدن نمايش ها معمولا عبارتند از :
نشان دادن هر گونه محبت ، ابراز علاقه و انسانيت دشمن نسبت به نيروي خودي ، ممنوع است ؛
چنين آدم هايي اصلاً در جنگ نبوده اند .
در جنگ ، آدم هاي شوخ طبع و بذله گو نداشته ايم .
سرباز جنگي ، هرگز سيگار نمي كشد .
سرباز جنگ ، ويار كمپوت يا عشق فوتبال ندارد .
در جنگ ، ستون پنجمي ( عوامل نفوذي ) وجود نداشت .
سرباز فراري نداريم .
شخصيت هاي خاكستري نداريم .
سرباز مسيحي در صورت وجود حتماً بايد در طول نمايش مسلمان شود .
پس اين رزمندگان چه ويژگي هاي جمعي يا منحصر به فردي داشته اند كه ما از آن بي خبريم ؟ با نگاهي به مجموعه كتاب " فرهنگ جبهه " در مي يابيم كه آدم هاي جبهه هيچ فرقي با هم ندارند .
لزوم تغيير در نگرش اعضاي شوراي نظارت و ارزش يابي
بعد از فيلم " آژانس شيشه اي، ليلي با من است و اخراجي ها " خط قرمزي هاي گذشته ، به يك امتياز تبديل شدند . چگونه است كه « ضد ارزش » ، « ارزش » تلقي مي شود يا بالعكس ؟ يعني بيش از آنكه با انتقاد سازنده سبب رشد و بالندگي تئاتر شوند ، مراقبند گروه اجرايي دست از پا خطا نكند و يا به زنگ خطري مي مانند كه در واقع تعريف نشده ، به صدا در مي آيد . زماني كه اوضاع اقتصادي ، هنرمند را مجبور كند كه به گيشه فكر كند ، ايجاد تعادل بين گيشه و خلق نمايش هاي چالش برانگيز دشوار مي شود .
"ارتباط " بهترين ارزيابي
" ارتباط مستقيم و بي واسطه با مخاطب ، يكي از حياتي ترين جنبه هاي تئاتر است . "
انواع مخاطب تئاتر :
1 ـ مخاطب خاص ( مشكل پسند )
2 ـ مخاطب عام ( سهل گير (
3 ـ تركيبي از هر دو
عده اي معتقدند كه چون تئاتر دفاع مقدس « موضوع خاص » دارد لذا فقط « قشري خاص » آن را مي بينند و رضايت همين عده كافي است . عده اي ديگر معتقدند كه « تئاتر دفاع مقدس ، جزئي از شاكله ي كلي تئاتر است » ؛ پس بايد « مخاطب عام » بتواند با آن ارتباط برقرار كند . هنگامي كه سخن از تئاتر با موضع دفاع مقدس به ميان مي آيد ، نا خود آگاه مفاهيم ارزشي زيادي به ذهن متبادر مي شود و انتظار مي رود كه اين مفاهيم بتواند به تنهايي ، پاسخگوي نيازهاي فكري و فرهنگي جامعه باشد . اگر بخواهيم به تئاتر دفاع مقدس هويت ببخشيم ، ابتدا بايد مقدمات پذيرش مفاهيم و ارزش ها را براي مخاطب فراهم كنيم . يكي از دلايل كم توجهي تماشاگران به نمايش هاي دفاع مقدس ، عدم رضايت نكته ي فوق است . اگر تئاتر دفاع مقدس ، با مسائل پيرامون زندگي مخاطب ارتباط داشته و موضوع آن ملموس و آدم هاي آن براي مخاطب ، باور پذير باشد ، قطعا جزو دغدغه هاي فكري و فرهنگي او نيز خواهد شد .
" تماشاگر سهل گير ، نعمتي خداداد است ولي تماشاگر مشكل پسند ، دشمن ما نيست " . پس بايد هميشه در پي چيزي بود كه بتواند هيجان ايجاد كند و ميزان توجه و دقت او را افزايش دهد . اگر حوادث قصه جذاب باشند ، نمايش براي مخاطب نيز جذاب خواهد بود .
فروش بالا يا پايين يك نمايش ، نمي بايست دليل موفقيت يا ضعف آن تلقي شود اما " ارتباط نمايش با مخاطب عام و خاص " مي تواند بهترين ملاك براي ارزيابي آن باشد .
پس از گذشت سه دهه از اجراي نمايش « حماسه ننه خضيره » هنوز عده اي كثير از تماشاگران ، آن را به ياد مي آورند ؛ نمايشي كه « خواص » مي پذيرند و « عوام » مي فهمند .
شما اي كسان بي شماري كه قبل از من مرده ايد ! من را كمك كنيد ؛ به من بگوييد براي مردن ـ براي پذيرفتن مرگ ـ چه كرده ايد ؟ آن را به من بياموزيد و ...
شاه مي ميرد
اجراي نمايش با موضوع دفاع مقدس ، امري مستمر و مداوم نيست . تنها در « سه مقطع زماني » از سال ، نمايش هايي با موضوع دفاع مقدس روي صحنه مي روند :
1 . هفته ي دفاع مقدس ( 31 شهريور تا 6 مهر ماه )
2 . هفته ي آزاد سازي خرمشهر ( هفته ي اول خرداد ماه )
3 . هفته ي بسيج ( هفته ي اول آذر )
آن هم نمايش هايي كه بارها و بارها در طول ساليان متمادي به اجرا در آمدهاند . ( تكرار مكررات )
با اين تفاصيل ، به صحنه آوردن نمايش دفاع مقدس كه كورسوي اجراي عمومي آن مقطعي است ، كاري بس دشوار و كمر شكن شده است . مخارج اجاره ي سالن تمرين ، پذيرايي ساده از گروه در طول تمرينات و هزينه هاي ديگر سر به فلك مي كشد . بدتر آن كه سالن تمرين همچون ترافيك تهران بزرگ ، زوج و فرد شده ؛ تمرين مداوم و مستمر ، از هر روز ، به سه روز در هفته تقليل يافته است .
اين به چه معناست ؟ مگر مي شود تمرين نمايش ، يك خط در ميان باشد ؟ زماني ، همه چيز دوستانه و با گفت و گو قابل حل بود و حواشي نمايش ، كمتر ، ولي امروزه في المثل براي دو ساعت تمرين بيشتر ، بايد سر كيسه را شل كرد ، نامه ها نوشت ، از هفت خوان رستم گذشت و بايدهاي ديگر ...
اگر چه معمول است كه نويسنده در پايان مقاله ، از " اميد " و " آرزو " سخن به ميان آورد و به آينده ي موضوع انتخابي ، خوش بين باشد . اما بي پرده بايد گفت :
« تئاتر دفاع مقدس ، نسبت به ساير گونه هاي تئاتر ، مظلوم واقع شده است . »
راه نجات و اعتلاي اين تئاتر ارزشي " حمايت و ارزش گذاري مسوولان " و " تغيير در نوع نگرش " آنان است . اكثر قريب به اتفاق هنرمندان تئاتر ، خواسته يا ناخواسته ، با هشت سال دفاع مقدس درگير بوده اند و فعاليت در اين مقوله را اداي دين به هموطنان از دست رفته ي خود مي دانند .
منابع:
1. "سلوك روحي بازيگر"- مهدي ارجمند- مركز گسترش سينماي تجربي-حرفه اي
2. درام نويسان جهان- منصور خلج-نشر جهاد دانشگاهي
3. ريختارهاي نمايش ايراني-با مقدمه اي از دكتر فرهاد ناظرزاده ي كرماني- اثر دكتر مهدي حامد سقائيان-انتشارات جهاد دانشگاهي1378
4. صحنه(ماهنامه تخصصي تئاتر) سال ششم-حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي
5. فراسوي متن،فراسوي شگرد.منصور كوشان.انتشارات هنرنوروز
6. كاتالوگ هاي يادواره ي سراسري تئاتر دفاع مقدس.بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس.
7. تماشاي ناورد-به كوشش و ويرايش تقي اكبرزاده-انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس-بهار 81
8. مجموعه نمايشنامه هاي دفتر تئاتر مقاومت(جلديكم تا ششم)بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس-چاپ دوم. انتشارات صرير و پاليزان
9. نقش صحنه( دوماهنامه تخصصي) انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس
10. نما-كتاب ويژه ي تئاتر- انتشارات جهاد دانشگاهي 1379
11. نمايشنامه خواني تئاتر مقاومت(تالار اسوه- كافه ترياي تئاتر شهر) دوره اول تا كنو
12. وضعيت هاي نمايشي دفاع مقدس(پژوهشي درمورد نمايشنامه نويسي دفاع مقدس)جمشيد خانيان.انتشارات عابد1383
13. فرهنگ مهاجم،فرهنگ مولد-جلال رفيع-انتشارات اطلاعات
منبع: كتاب نت گمشده/ مجموعه مقالات چهارمين همايش پژوهشي تئاتر مقاومت/ به كوشش و ويرايش محسن بابايي ربيعي/انتشاراتانجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس