0

بانک مقالات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  9:06 AM

عنوان : بررسي نشانه شناختي مكان در نمايشنامه هاي دفاع مقدس
نويسنده : جهانشير ياراحمدي
موضوعات مقالات :نمايشنامه و دفاع مقدس
مقدمه :
تئاتر ، نظام نشانه هاست . مجموعه اي از نشانه هاي مختلف كه طبق رده بندي سيزده گانه « تادوژ كوزان » هر كدام در فرآيند توليد معنا نقش مهم و موثري دارند . در ميان اين نشانه ها ، « واژگان » ياب ه عبارتي متن نوشتاري رويداد دراماتيك ـ تنها يادگاري كه به شكل مكتوب مي ماند ـ به عقيده بسياري عنصر بنيادين به شمار مي رود .
هر چند مطالعه و بررسي نشام هاي نشانه اي در حوزه ي اجراب ه دليل شكل تكامل يافته هر اثر تئاتري ، جذاب تر به نظر مي رسد ، اما مطالعه خاص متن نوشتاري و بحث پيامون نظام نشانه اي واژگان نيز ارزش و اهميت ويژه اي دارد ، چرا كه اين بخش از نظام هاي نشانه اي بيشترين نقش رادر فرآيند توليد معنا دارند.
هر متن نوشتاري رويداد دراماتيك ، عناصر معنا آفرين بسياري در دل خود دارد كه به شكل صريح با يك نظام نشانه اي ارتباط مستقيم دارد و برخي ديگر در دلالت ضمني خود در خدمت ساير نظام هاي نشانه اي قرار مي گيرد .
علاوه بر اين برخي اوقات خود واژگان ، نظام هاي فرعي نشانه اي پديد مي آورند كه نقش مهمي در فرآيند توليد معنا پيدا مي كنند . يكي از نظام هاي فرعي نشانه اي ، « مكان » است . « مكان » يكي از بسترهاي اساسي خلق يك درام محسوب مي شود و مطالعه آن در حوزه اجرا گسترده ، پيچيده و البته جذاب است ؛ اما در حوزه نوشتار مطالعه آن از منظري ديگر اتفاق مي افتد كه اين نيز ارزش و اهميت خاص در توليد معنا براي خوانشگر دارد .
در اين مقاله نويسنده تلاش مي كند ضمن ارائه تعريفي مختصر و مفيد از « نشانه شناسي » ، تقسيم بندي مكان در نمايشنامه از منظر نشانه شناسي را ارائه كرده و پس از آن هر كدام را به شكل جداگانه توضيح و تفسير نموده وبه شكل كاربردي در برخي از نمايشنامه هاي دفاع مقدس مورد مطالعه قرار مي دهد.
نكته قابل توجه آن كه اين بررسي به علت كمبود منابع و عدم دسترسي به همه نمايشنامه هاي منتشر شده حوزه دفاع مقدس و مهتر از اين ها به خاطر يكدست بودن مقاله و عدم پراكندگي ، تنهابه نمايشناه هاي دو نويسنده فعال اين حوزه ( سيد حسين فدايي حسين و عليرضا حنيفي ) اختصاص يافته است . انتخاب اين دو نويسنده ، تنها به دليل در اختيار بودن آثار آنان بوده است و نه رجحان آنها بر ساير نويسندگان اين حوزه .
نشانه شناسي
« نشانه شناسي » نخستين بار ، اوائل قرن بيستم ، توسط متفكر و زبان شناس سوئيسي « فردينان دو سوسور » و فيلسوف آمريكايي « چارلز سندرس پيرس » مطرح شد . نشانه شناسي در عمر كوتاه خود ـ هر چند فراز و فرودهاي متعددي را تجربه كرده است اما ـ در بيشتر حوزه ها رسوخ كرده و مطالعات بيشماري از اين منظر انجام شده است .
نشانه شناسي را علم « مطالعه چگونگي توليد معني در جامعه » مي دانند ، در هنري چون ت ئاتر كه مجموعه اي از نظام هاي متعدد ، كنار هم در فرآيند توليد معنا دخيل هستند ، مي توان نقش و تاثير اين نظام ها و البته نظام هاي فرعي ديگر را در اين فرآيند مورد مطالعه قرار داد .
با توجه به توانايي و مطالعه جزء به جزء نظام هاي مختلف تئاتر در اين ع لم ، بررسي نشانه شناختي يكي از رويكردهاي مهم شناختگرايانه به درام است . ترديدي نيست كه براي رسيدن به معنا بايد نظام هاي مختلف نشانه اي را مورد مطالعه قرار داد .
اين مقاله تلاش مي كند برخي از نمايشنامه هاي دفاع مقدس را بر اساس رويكرد نشانه شناختي مكان مورد مطالعه قرار دهد .
دسته بندي نشانه هاي مكاني در دنياي درام
براي بررسي نشانه شناختي كاربردي عناصر معنا آفرين در دنياي درام بهتر آن است كه نخست هر كدام اين نظام هاي نشانه اي را جهت مطالعه موشكافانه تر به دسته هاي كوچك تقسيم بندي كرده و سپس هر كدام را جداگانه به بحث بنشينيم . بنابراين پيش از آغاز اصل اين مقاله ، نشانه هاي مكاني موجود در دنياي درام را به شرح زير دسته بندي مي كنيم :
الف ) نشانه مكاني مستقيم در دستور صحنه ها
ب ) نشانه مكاني غير مستقيم در دستور صحنه ها
ج ) نشانه مكاني داراي دلالت ضمني در دستور صحنه ها
د ) شاخص مكاني در دستور صحنه ها
ه ) نشانه مكاني مستقيم در گفتا شنود
و ) نشانه مكاني غير مستقيم در گفتا شنود
ز ) نشانه مكاني داراي دلالت ضمني در گفتا شنود
ح ) شاخص مكاني در گفتا شنود
بنابراين با توجه به دسته بندي بالا نشانه هاي مكاني دنياي درام را مي توان در هشت بخش مختلف مورد مطالعه قرار داد . مطالعه هر كدام از نشانه هاي گفته شده در دسته بندي ، در نمايشنامه هاي دفاع مقدس در ادامه آمده است .
الف ) نشانه مكاني مستقيم در دستور صحنه ها
رخداد گاههايي كه در صحنه هاي آغازين نمايشنامه ها نوشته مي شوند ، مملو از نشانه هاي مكاني هستند كه به شكل مستقيم به مكاني شناخته شده و واقعي و يا ناشناخته و غير واقعي اشاره مي نمايد . اين نشانه هاي مكاني مستقيم ، نقش مهمي در شكل گيري وضعيت مكاني اثر در ذهن خوانشگر جهت برقراري ارتباط مطلوب با آن دارد . روشن است كه خوانشگر ، اثر را از همان آغاز در ذهن خود مي سازد و به همين سبب همه كنش ها و اتفقات و رويدادها را در همان موقعيت مكاني كه براي خود ساخته ، مي چيند و بر اساس همين چينش است كه ارتباط ، رنگ و بويي مطلوب ، به خود مي گيرد .
هر چند نشانه هاي مكاني مستقيم در دستور صحنه هاي آغازين نمايشنامه ها نمود بيشتري دارد ، اما كم و بيش در ساير دستور صحنه هاي نمايشنامه ها نيز ديده مي شود .
الف ـ الف ) تپه افلاك ( سيد حسين فدايي حسين ) ، دستور صحنه آغازين نمايشنامه نمايي از يك سقاخانه در محله اي قديمي .
نوايي شورانگيز و حناسي دوران جنك به گوش مي رسد . بعد از ظهر يكي روزهاي زمان جنگ است . حجله اي نيم ساخته از يك شهيد در كنار سقاخانه برپاست . رضا ، جواني در حدود بيست دو ساله با پيراهن مشكي بر تن ، سمت مخالف حجله ، زانو در بغل ، نشسته است و به نقطه اي خيره نگاه مي كند . لحظه اي بعد ، سيد ، جواني هم سن و سال رضا ـ از سمت حجله ، با شال سبزي بر گردن و قاب عكس و گلداني در دست وارد مي شود ، عكس و گلدان رادر حجله مي گذارد و كمي جا به جايشان مي كند .
در دستور صحنه آغازين نمايشنامه « تپه افلاك » نشانه مكاني مستقيمي ديده مي شود كه كل قصه اثر در ارتباط مستقيم با آن شكل مي گيرد . اين نشانه مكاني مستقيم « سقاخانه » است ، كه در دستور صحنه هاي ساير صحنه ها و همچنين دسترو صحنه هاي مياني نيز به وفور ديده مي شود و نشان از نقش مهم و ارتباط آن با درونمايه اثر دارد .
علاوه بر اين ، « محله قديمي » نيز نشانه مكاني مستقيمي است كه در دستور صحنه فوق ديده مي شود اما به نظر مي رسد بيشتر به خاطر معرفي ، تاكيد بر « سقاخانه » به كار رفته است و در طول اثر نيز اشاره خاصي به آن نمي شود .
الف ـ ب ) چرخ هشتم ( عليرضا حنيفي ) دستور صحنه آغازين نمايشنامه
مكاني نيمه تاريك كه شباهتي به گود زورخانه دارد ـ در كنار چند ميل و كباده ديده مي شود . روي ديوار شمشير ، زره ، علم ، كتل و يك علامت بزرگ در گوشه ديگري ديده مي شود و گويي انبار وسايل تعزيه است .
در دستور صحنه آغازين نمايشنامه « چرخ هشتم » دو نشانه مكاني مستقيم به كار رفته است . در واقع يك مكان با توصيفي توامان و يا به عبارتي بهتر نشانه مكاني دوم خود تعريفي است نشانه مكاني اول .
« گود زور خانه » نخستين نشانه مكاني مستقيمي است كه نويسنده به كار برده است و با استفاده از ابزار و آلات مرتبط با آن اين نشانه مكاني را تثبيت مي كند ، اما پس از آن اين نشانه مكاني را با ابزار و آلات ديگري به « انبار وسايل تعزيه » كه نشانه مكاني مستقيم ديگري در اين دستور صحنه است ، تشبيه مي كند .
اين نشانه هاي مكاني ، ذهن خوانشگر اثر را به اين دو مكان سوق مي دهد كه با خوانش آن اين نكته براي وي روشن مي شود كه قصه در حد فاصل زورخانه و تعزيه در رفت و آمد است و به همين سبب در مي يابيم نشانه هاي مكاني مستقيم به كار رفته ، ارتباط تنگاتنگي با نمايشنامه دارند .
ب ) نشانه هاي مكاني غير مستقيم در دستور صحنه ها
نشانه هاي مكاني غير مستقيم نشانه هايي هستند كه خوانشگر به كمك نشانه يا نشانه هايي چند به شكل غير مستقيم آنها را درك مي كند . اين نشانه ها بيشتر اوقات ، بخش و يا اجزائي از مكان مورد نظر هستند كه نمايشنامه نويس به جاي اشاره مستقيم به آن ، از آنها سود جسته است .
با نگاهي سطحي به مجموعه ي نمايشنامه هاي دفاع مقدس و خصوصا نمايشنامه هاي مورد مطالعه اين مقاله مي توان به اين نكته مهم پي برد كه نمايشنامه نويسان اين گونه نمايشي ( اگر بتوان به آن « گونه » گفت ) در دستور صحنه هاي خود كنتر از نشانه هاي مكاني غير مستقيم سود جسته اند و بيشتر مواقع نشانه هاي مكاني را كه به نوعي قصه در آن رخ مي دهد يا به گونه اي قصه با آن در ارتباط است ، بيان مي كنند .
آيا اين نكته مي تواند بيانگر اشاره اي ضمني به موردي خاص باشد ؟ چرا كه در آثار سترگ ادبيات نمايشي جهان اين نكته در دستور صحنه ها به وفور يافت مي شود ؟
به گمانم شايد عدم توجه به « وجه ادبي » نوشتار در نمايشنامه هاي دفاع مقدس سبب گشته كه نشانه هايي از اين دست رادر اين آثار نبينيم .
نكته ي ديگري كه نمي توان به سادگي از آن گذشت ، اين است كه عدم نگارش اين نشانه ها به شكل غير مستقيم هر چند به طور كلي نمي تواند ضعفي عمده تلقي شود اما توجه به آن ها مي تواند قدرت واژه ها و كلام را زيباتر و مهمتر ؛ وجه ادبي آثار را به شكل مطلوبي ارائه دهد .
نكته قابل تأمل در نمايشنامه هاي دفاع مقدس آن است كه نويسندگان نشانه هاي مكاني مستقيم و غير مستقيم رادر كنار هم به كار مي برند ، هر چند وقتي نشانه مكاني مستقيمي به كار رفت ، ساير نشانه هاي ديگر به شكل غير مستقيمم به چشم نمي آيند .
اين نويسندگان معمولا اين مكان را به شكل مستقيم معرفي نموده و بعد به توصيف آن به شكل غير مستقيم مي پردازند .
مثلا :
« مخروبه اي در حاشيه جنگ ، ديوارهاي رمبيده ، توپ هاي له شده ، پنجره هاي شكسته ... ويران شده و ... »
در دستور صحنه فوق « مخروبه اي در حاشيه جنگ » نشانه مكاني مستقيم است و ساير جملات وصف اين نشانه مكاني ، در حالي كه دستور صحنه فوق بدوندر نظر گرفتن « مخروبه اي در حاشيه جنگ » ( يعني بدون در نظر گرفتن نشانه مكاني مستقيم ) به شكل غير مستقيم اشاره دارد به يك مخروبه در حاشيه جنگ .
نكته فوق در بيشتر نمايشنامه هاي دفاع مقدس مشهود است .
ج ) نشانه مكاني داراي دلالت ضمني در دستور صحنه ها
برخي از نشانه هاي مكاني ، ويژگي چند معنايي دارند ، يعني علاوه بر معنا و مفهوم صريح و روشني كه از آنها دست مي دهد ، مي توان معني و مفاهيم ضمني از آنها درك كرد . فهم دقيق اين نشانه ها ارتباط مستقيم دارد با « توانش دراماتيك » خوانشگري كه اين نيز ريشه در قواعد دراماتيك و قواعد فرهنگي دارد . بنابراين واضح است هر چه ميزان توانش دراماتيك خوانشگر بيشتر باشد ، تسلطش براي درك اين نشانه ها بيشتر است . از سوي ديگر درك و فهم اين نوع نشانه هاي مكاني براي مخاطبي كه با قواعد ، رمزها ، فضا ، اصطلاحات ، نشانه ها ، حركات و گفت و گو هاي خاص رزمندگان در دافع مقدس آشنا باشد ، همواره ساده تر و البته پر معناتر است .
اين نشانه هاي مكاني در صورتي كه ذهن خوانشگر را به چند معناي ضمني سوق دهد ، بافت زباني متن مي تواند مهمترين راهنما براي وي باشد تا بر روي يك معناي خاص كه همسو با فضاي متن است ، تمركز كند .
ج ـ الف ) شبيه پدر ( سيد حسين فدايي حسين ) ، دستور صحنه آغاز نمايشنامه
اتاقي با سردابي است نميه تاريك و در جاي جاي صحنه ، ابزار و وسايل تعزيه ، بيش از هر چيز به چشم مي خورد . بر نزديك ترين نقطه صحنه به تماشاگران ، صندوقي مانند تابوت قرار دارد . علي ، نوجوان پانزده ، شانزده ساله ، پاي تابوت نشسته ، پرچم روي آن را كنار زده و به داخل تابوت خيره مانده استت ... لحظه اي بعد ، صدايي بر صحنه طنين مي اندازد .
در دستور صحنه آغازين نمايشنامه « شبيه پدر » ، « اتاق » نشانه مكاني است كه به طور مستقيم به انبار وسايل تعزيه اشاره دارد ، اما تشبيه بلافاصله آن به « سرداب » ، دلالت ضمني بر مكاني مي كند كه محل نگهداري موقت اجساد شهداست .
از سوي ديگر فضاي « نميه تاريك » اين سرداب بر شكل گيري قصه در فضاي بين « واقعيت و خيال » دلالت مي كند ؛ فضايي كه كليت اثر رادر مواجهه شخصيت علي با پدرش در بر مي گيرد .
ج ـ ب ) زير خاكي ( سيد حسين فدايي حسين ) ، دستور صحنه آغاز نمايشنامه
زميني خشك از مناطق جنگي جنوب ، تپه ماهورها و سنگرهاي فرو ريخته در انتها ، رديف هاي نامنظم سيم خاردار و علائم هشدار دهنده كه نشان از وجود مين و مواد منفجره در منطقه دارد ، و سايهباني كوچك و كهنه به ظاهر براي نگهباني
در دستور صحنه نخست نمايشنامه « زير خاكي » ، نشانه مكاني « سنگرهاي فرو ريخته » ضمن اشاره مستقيم به سنگر ، دلالت ضمني بر « ويراني » هاي ناشي از جنگ و همچنين « گذشت زمان » طولاني پس از جنگ و البته عدم استفاده از سنگرها دارد .
علاوه بر اين در پايان اين دستور صحنه از نشانه مكاني ديگري استفاده شده : « سايه باني كوچك و كهنه »
« سايه بان » خود مي تواند دلالت ضمني داشته باشد بر « گرما » و « آفتاب سوزان جنوب » كه نمايش در آن منطقه رخ مي دهد و كهنه بودن آن نيز دلالت دارد بر « گذشت زمان » طولاني پس از پايان جنگ .
نكته قابل تأمل در مورد « نشانه هاي مكاني داراي دلالت ضمني در دستور صحنه ها » اينكه ، اين نوع از نشانه هاي مكاني نيز در نمايشنامه هاي دفاع مقدس ، خصوصا نمايشنامه هاي مورد بحث كم يافت مي شود ؛ به طوري كه جست و جو براي يافتن چنين نشانه هاي مكاني در دستور صحنه هاي آثار عليرضا حنيفي نتيجه اي در بر نداشت .
د ) شاخص مكاني در دستور صحنه ها
در عالم نشانه شناسي ، برخي نشانه ها « به موجب آن كه به واقع از موضوعتش متأثر مي شوند ، بر آن موضوع دلالت مي كنند . » چنين نشانه هايي را « نشانه هاي نمايه اي » مي گويند و مهمترين اشكال آن ، شاخص هاي مكاني است .
عمده ترين شاخص هاي مكاني مورد استفاده در درام « اين جا » ، « آن جا » ، « آن طرف » و « اين طرف » است . كه نقش مهم و كليدي در زبان درام دارند . امام نكته قابل توجه آن است كه رغم اهميت فراوان شاخصه ها در درام ، استفاده بسيار محدودي در دستور صحنه ها از آنها مي شود . به جرأت مي توان گفت به ندرت مي توان شاخصه هاي مكاني را در دستور صحنه ها يافت ، هست اما بسيار كم و محدود . اما دليل بارز و روشن عدم استفاده از شاخصه هاي مكاني در دستور صحنه ها ، « توضيحي بودن » اين دستورهاست . كه بايد شفاف و بدون ابهام بيان شود و به همين سبب است كه نشانه هاي مكاني مستقيم جايگاه ويژه اي در دستور صحنه ها دارند .
بر اساس همين نگره ، اغلب متون نمايشي دفاع مقدس خصوصا آثار نويسندگان مورد بحث در اين مقاله ، مورد مطالعه دقيق قرار گرفت اما كمترين نشانه اي از شاخص هاي مكاني در دستور صحنه هاي آنها يافت نشد .
ه ) نشانه مكاني مستقيم در گفتا شنود
نشانه هاي مكاني كه به شكل مستقيم در گفت و شنود نمايشنامه ها به كار مي رود ، به شكل مشخص و روشن بر مكان هايي دلالت مي كنند كه شخصيت ها براي پاسخگويي به سؤال شخصيت هاي مقابل خود با معرفي محل مورد نظر خويش براي پيشبرد طرح داستاني و يا به دلايل ديگر به معرفي آنها نيازمندند .
اين دسته از نشانه هاي مكاني در ادبيات نمايشي دفاع مقدس كاركرد آماري فوق العاده اي دارد و به جرأت مي توان گفت كمترين اثري يافت مي شود كه به شكل ويژه اي از اين نشانه ها سود نجسته باشد .
نكته ديگري كه درباره نشانه هاي مكاني مستقيم در گفت و شنودها در نمايشنامه هاي دفاع مقدس بايد گفت اين است كه اغلب نويسندگان اين حوزه ، خصوصا نويسندگان مورد بحث ، چنان از اين نشانه ها استفاده كرده اند كه مي تواند خطوط عملياتي وو جنگي و مهمتر از آن ، نقاط برجسته و استراتژيك جنگ را از دل آنها بيرون كشيد . تحليل نشانه شناختي مكاني خصوصا شكل مستقيم آن ، در گفت و شنودها مي تواند كمك شايان توجهي به مخاطب نسل سوم ادبيات نمايشي دفاع مقدس به جهت شناخت دقيق آنها بنمايد .
ه ـ الف ) شبهاي باراني ( عليرضا حنيفي )
مجتبي : كسي چيزي يادم نداد .
رسول : من يادت مي دم . من ( از زير تخت فلزي ، جعبه مهماتي را بيرون مي كشد و در آن را باز مي كند و جعبه هايي پر از خاك را كه داخل يك كلاه كاسكت نظامي است ، بيرون مي آورد و با تندي و همچنان دستهاي مجتبي را داخل خاك مي كند و بلند درس مي دهد . )
د ... مثل دشت عباس ... ف ... مثل فرات ... عين ... مثل عين خوش ، « ميم » ميم تكرار كم ، سيد نجتبي تكرار كن ميم ، مجنون ... ق ... قلا ويزان ، سين ... سوسنگرد ، تكرار كن ، تكرار كن اين چفيه پر از خاك فراته ، پر از خاك پوتين بچه ها ، ما ستاره ها فهميديم كه خدا آدم را از خاك درست مي كنه ... منم حاج رسول ...
همان گونه كه روشن است ، نشانه هاي مكاني دشت عباس ، فرات ، عين خوش ، مجنون ، قلا ويزان ، سوسنگرد به شكل مستقيم استفاده شده است . توجه دقيق به اين نشانه هاي مكاني ، ما ( مخاطب / خواننده ) را متوجه يك نقشه مهم مكاني ، جنگي مي كند يعني در واقع بخش مهمي از نقشه جنگي در جنوب غرب را ترسيم مي كند و موجب انتقال معنا ، مفهوم و صد البته ارائه درسي براي مخاطب نا آشنا مي كند .
نويسنده در اين نمايشنامه علاوه بر اين نشانه ها ، از نشانه هاي مكاني مستقيم ديگري نيز استفاده كرده است كه با توجه به پاره گفتارها كمك قابل توجهي به توليد معنا در درام كرده است .
بررسي ساير آثار اين نويسنده ( عليرضا حنيفي ) ، نشان دهنده اين نكته مهم است كه وي در بيشتر آثارش از اين نوع نشانه ها به شكل قابل توجهي استفاده مي كند . مهمترين نقاط استراتژيك جنگ را مي توان در گفت و شنودهاي آثار متعدد اين نويسنده يافت . حنيفي از اين منظر ، جنگ و مكان هاي مهم آن را براي مخاطب معرفي مي كند .
ه ـ ب ) خاك آلوده ( سيد حسيد فدايي حسين )
سرباز : مي دونم . مي خواين بگين با يه كاروان اومديم . اونهام مثل شما همه تون مثل همين . مثل بزگر ! بهتون برنخوره . اما قبول كنين اين كاروان راه انداختن ها شده يه جور سرگرمي ، مثل كارهاي ديگه . منتظرين ببينين ديگران چكار مي كنن . شما هم همون كار رو انجام بدين . يه زماني مد بود همه مي رفتن « كيش » واسه جنس آوردن . يه زماني همه راه افتادن مي رفتن ژاپن دنبال كار ، حالا هم مد شده همه بيان منطقه جنگي . حالا كيش و ژاپن يه حرفي . من نمي دونم اين منطقه جنگي اومدن ديگه چه صيغه اي ؟ آخه يه مشت خاك و چهار تا سنگر خراب شده و چند متر سيم خاردار زنگ زده ديدن داره ؟
و ) نشانه مكاني غير مستقيم در گفتا شنود
« نشانه هاي مكاني غير مستقيم در گفت و شنود همچون نشانه هاي مشابه خود در دستور صحنه ها ، نشانه هايي هستند كه به صورت غير مستقيم به مكان مشخصي اشاره دارند . اما خود در صورت هاي مختلفي ظاهر مي شوند كه ممكن است با « مكان » كاملا بي ارتباط باشند و فقط با در نظر گفتن بافت زباني اين نشانه ها و جست و جوي مكاني و تاثير جمعي آنهاست كه مي توان به صورتي غير مستقيم به تصور مكاني دست يافت .
هر چند استفاده از چنين نشانه هايي در گفت و شنود ميان آدم هاي نمايش مي تواند اثر را عميق تر و پرداخت شخصيت ها را زيباتر نمايد و مخاطب را به مسير معنا و مفهوم هدايت كند ، اما متاسفانه اين نوع نشانه ها نيز در ادبيات نمايشي دفاع مقدس كم يافت مي شود و همچون استفاده از اين نشانه ها در دستور صحنه ، توامان با توصيف و تعريف به شكل مستقيم است . يعني آن كه ضمن ارائه ويژگي ها ، خصوصيات و جزئيات بخشي از يك كل به شكل غير مستقيم ، خود مكان نيز به شكل مستقيم بيان مي شود . نمونه بارز اين توضيح را در نمايشنامه هاي دفاع مقدس در بخش « نشانه هاي مكاني غير مستقيم در دستور صحنه ها » آورده ام .
به هر تقدير اين نوع نشانه هاي مكاني در گفت و گوهاي اشخاص نمايش در آثار دو نويسنده مورد بحث يافت نشد .
ز ) نشانه مكاني داراي دلالت ضمني در گفت و شنود
براي درك نشانه هاي مكاني داراي دلالت ضمني بهتر است تفاوت آنها با نشانه هاي مكاني غير مستقيم را دانست . نشانه هاي مكاني غير مستقيم نشانه هايي هستند كه از طريق بيان جزئيات ، ويژگي ها و خصوصيات بخشي يا بخش هايي از آنها ، مابه كليت مكاني آن نشانه پي مي بريم اما در نشانه هاي مكاني داراي دلالت ضمني ، از طريق « درك » دلالت هاي بي ارتباط به مكان آنهاست كه به وجودشان پي مي بريم .
نويسندگان برجسته حوزه ادبيات نمايشي در جهان ، معمولا در آثار خود به دليل توجه به وجه ادبي در كنار وجه نمايشي ، همواره از اين نوع تشابه مكاني كه ريشه در « ايجاز » داشته و پرداخت اثرشان را دقيق تر و معنا و مفهوم آن را عميق تر مي كند ، سود مي جويند . نكته مهم ديگر اينكه اين دست از نشانه هاي مكاني سبب مي شود نويسندگان از « مستقيم گويي » پرهيز كرده و اثرشان را به لحاظ معنايي ، چند بعدي كنند و خوانشگر ، خود با توجه به بافت زباني اثر ، معناي مورد نظر را يافته و انسجام معنايي به اثر ببخشد .
ز ـ الف ) زنگ خاطرات نرگش ( سيد حسين فدايي حسين )
نرگس : راستي ؟ خب داره كجا مي ره ؟
احمد : بهت كه گفتم . مي ره سمت خورشيد
در گفت و شنود فوق « سمت خورشيد » نشانه مكاني است كه دلالت ضمني مي كند بر « شهادت » . در واقع نويسنده از اين نشانه مكاني ، به شكل شاعرانه سود جسته و بر شهادت پدر نرگس تاكيد مي كند و خوانشگر بر اساس بافت موقعيت زباني ، اين دلالت را درك مي كند .
ز ـ ب ) چرخ هشتم ( عليرضا حنيفي )
پير : پهلووني نمونده . آي آي دلاوران « دشت تف » كجاييد . همه افسانه بود ؟
در گفته فوق از نمايشنامه « چرخ هشتم » ، نشانه مكاني « دشت تف » آمده است كه دلالت مي كند بر كربلا .
پير : به نام و لشكر من مپيچ كه صد خاكريز شاهدن كه من طلايه دار لشكر علمدار بودم . من كربلا رفتم ـ ( گريه مي كند ) من كربلا ديدم . من پنج كربلا ديدم . من ـ من
در گفته فوق ، نشانه مكاني « كربلا » به شكل مستقيم به كار رفته است كه دلالت ضمني دارد بر عمليات هاي كربلا يك تا پنج و نه خود سرزمين كربلا . استفاده از اين نشانه مكاني در بافت زماني معنا و مفهوم خود را پيدا مي كند و از اين منظر ، شاعرانه است و كاركردي زيبا دارد .
ح ) شاخص مكاني در گفتا شنود
شاخص هاي مكاني در دنياي درام نقش مهم و منحصر به فردي دارند . « يك جهان ممكن ، براي ساكنان آن تا جايي واقعي است كه بتوان به آن در حكم يك اين جا و اكنون مكاني و زماني ارجاع داد . تعريف اشاره اي ، شاخص اصلي بافت حاضر در تقابل با « آن جاهاي » دوري است كه ممكن است متصور شد يا توصيف كرد « ديويد . كي . لوييس » معتقد است كه « امر واقعي ( امر نمايه اي است ، مثل من يا اين جا و اكنون : يعني به لحاظ ارجاع وابسته به شرايط پاره گفتار است ، يعني دنيا آن جايي است كه پاره گفتار در آن محقق شده است .
بنابراين شاخص به زبان نقشي فعال و گفت و گويي مي بخشد و نه نقشي توصيفي و تكصدايي ؛ پس شاهديم كه شاخص ها از همان آغاز در حكم شرط لازم متمايز كردن درام در حكم شكل غير روايي گفتمان جهان آفرين مطرح بوده است .
در ميان انواع شاخص ها ، شاخص هاي مكاني بر شاخص هاي زماني اولويت دارند چرا كه در يك گفتمان دراماتيك ، اشخاص ، نخست خود را در نقش « من » در مكاني به نام جا معرفي مي كنند . بنابراين در يك منش گفتماني ، شاخص ها مكاني به شدت قدرتمند در بافت زباني ، نقش بازي مي كنند .
نكته مهم درباره شاخص ها در يك گفتمان دراماتيك آن كه : « گفتمان دراماتيك گفتماني خودمدار است : فاعي سخنگو همه چيز را ( از جمله تو ـ مخاطب را ) بر حسب جايگاه خود در دنياي دراماتيك تعريف مي كند . اين جا و اكنون صرفا بيانگر موقعيت او در حكم گوينده است . به همين دليل است كه شاخص هاي « مكاني » مربوط به بافت كنوني گوينده و موقعيت پاره گفتار ( اين جا ، اين ، اين ها ، اكنون ، زمان حاضر و غيره ) كه به لحاظ معنايي نشاندار هستند ، در درام ، كاركردي بسيار مهم تر از تفاوت هاي « فاصله اي» مربوط به چيزها ، زمان ها و مكان هاي دور يا بيرون گذاشته شده ( آن جا ، آن ، آن ها ، زمان گذشته و غيره ) كه مشخصه زبان روايت است ، دارد . »
و به همين دلايل است كه در ميان شاخص هاي مكاني ، بيشترين كاركرد آماري را به خود اختصاص داده است ؛ در نمايشنامه هاي دفاع مقدس و خصوصا نمايشنامه هاي مورد مطالعه نيز اين شاخص ها به وفور يافت مي شود .
ح ـ الف ) قطار جنوب ( عليرضا حنيفي )
يوسف : باز هم رفتي تو خودت ؟ مگه قرار نبود بيرون بريم ؟
مريم : كجا ؟
يوسف : هر جا كه تو بگي ؟
مريم : مگه جايي هم مونده ؟ ( سر نيزه را نشان مي دهد )
يوسف : آره . هنوز اون جا پره ، يكي بايد همت كنه .
شاخص مكاني « اون جا » در جمله شخصيت يوسف ، با توجه به بافت زباني اثر اشاره مي كند به منطقه جنگي و ميادين پر از مين كه هنوز هيچكدام خنثي نشده اند .
ح ـ ب ) قطار جنوب ( عليرضا حنيفي )
مريم : شما اون جا ؟ اون جا چي ؟ آخيش آدم دلش مي سوزه ، نه طفلي ، نمي خواد حرفي بزنه . اون وقت ها هم كم حرف بودي ؟ يادت مي آد ؟
آقا يوسف چه خبر ؟ ( بازي مي كند ) ولله هيچ . آقا يوسف بالاخره شما اون جا چيكاره ايد ؟ ولله اگر خدا قبول كنه شهردار ( خنده هر دو ) خوب آقاي شهردار از عمران و آبادي اون جا چه خبر ؟ ولله در دست اقدام است .
شاخص مكاني « اون جا » چهار بار توسط شخصيت مريم در گفته فوق به كار رفته است كه با توجه به فضا و بافت زباني اثر ، جملگي اشاره دارند به « جبهه » .
ح ـ ج ) زير خاكي ( سيد حسين فدايي حسين )
پدر : شما همون جا كه هستي باش دخترم
شاخص مكاني « همون جا » با توجه به بافت زباني نمايشنامه ، ما را به « ميدان مين » ارجاع مي دهد .
ح ـ د ) زير خاكي ( سيد حسين فدايي حسين )
معصومه : شما همه اش مي گين اينجا آلوده است . پس چرا اون جا كه شما هستين آلوده نيست ؟
در اين گفته ، دو شاخص مكاني « اين جا » و « آن جا » به كار رفته است . شاخص مكاني " اين جا " ما را به محدوده حفاظت شده ( ميدان مين ) و شاخص مكاني « آن جا » ما را به آن سوي اين محدوده ( خارج از ميدان مين ) ارجاع مي دهد .
نتيجه بحث
اين نوشته بر اساس يكي از نظام هاي سيزده گانه كوزان يعني نظام نشانه اي واژگان ، به بحث درباره ي نشانه شناسي مكان ، يكي از شاخه هاي فرعي اين نظام نشانه اي ( واژگان ) پرداخته است ؛ به همين سبب نشانه هاي مكاني در متن نوشتاري رويداد دراماتيك را در هشت دسته تقسيم بندي كرده و سپس آنها را در برخي از نمايشنامه هاي دو نويسنده فعال حوزه نمايشنامه نويسي دفاع مقدس مطالعه و بررسي كرده است .
اين مطالعه نشانه شناختي ، روشن كننده استفاده اين نويسندگان از بيشتر نشانه هاي مكاني و عدم استفاده ي آنها از برخي ديگر ( نشانه مكاني غير مستقيم در دستور صحنه ها و در گفتا و شنودها ، شاخص هاي مكاني در دستور صحنه ها ) است .
نكته مهم آن كه با توجه به فضاي حاكم بر آثار نمايشي دفاع مقدس كه ريشه در نگاه نويسندگان به يك واقعه ( جنگ ) دارد ، نشانه هاي مكاني به شكل مستقيم و ا لبته غير مستقيم ، سمت وسوي به نسبت يكسان ( به عبارت بهتر تكراري ) دارند .
اين مطالعه نشانه شناختي ، در مورد همه متون نمايشي دفاع مقدس در فرصتي مناسب تر ، بهتر مي تواند ما را در ارائه نتايج كاملي درباره نقش و تاثير نشانه هاي مكاني در توليد معنا در اين آثار ياري رساند .
منابع:
1. الام، كر(1384)،نشانه شناسي تئاتر و درام،ترجمه فرزان سجودي،نشر قطره،تهران
2. حنيفي،عليرضا(1376)،چرخ هشتم،بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس، تهران
3. حنيفي، عليرضا(1383)،شبهاي باراني،نشر عابد، تهران
4. حنيفي، عليرضا(1383)،قطار جنوب،نشر عابد، تهران
5. سليماني،كوروش(1385)،درآمدي بر نشانه شناسي مكان و زمان در دنياي درام،مقالات دومين هم انديشي نشانه شناسي هنر،نشر فرهنگستان هنر،تهران
6. فدايي حسين، سيد حسين(1383)، زير خاكي،نشر عابد، تهران
7. فدايي حسين، سيد حسين (1376)،تپه افلاك، بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس، تهران
8. فدايي حسين، سيد حسين(1376) ،شبيه پدر، بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس، تهران
9. فدايي حسين، سيد حسين(1383)، خاك آلوده، نشر عابد، تهران
10. فدايي حسين، سيد حسين (1383)، زنگ خاطرات نرگس،نشر عابد، تهران

منبع: كتاب نت گمشده/ مجموعه مقالات چهارمين همايش پژوهشي تئاتر مقاومت/ به كوشش و ويرايش محسن بابايي ربيعي/انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها