0

بانک مقالات دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:بانک مقالات دفاع مقدس
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  9:00 AM

عنوان : در جنگ و درباره جنگ!
منابع : شاهد انديشه فصلنامه فرهنگي و پژوهشي
نويسنده : سيد حسين فدايي حسين
موضوعات مقالات :دفاع مقدس
نگاهي به مضامين دفاع مقدس در نمايشنامههاي پيش و پس از 8 سال دفاع مقدس؛

سير تحول مضامين بهكار رفته در ادبيات نمايشي جنگ يا نمايشنامههاي دفاع مقدس را ميتوان به دو بخش عمده «مضامين نمايشهاي هم زمان با جنگ و نمايشهاي پس از جنگ» تقسيم بندي كرد. البته رويكرد مقاله حاضر، مضمون نمايشنامههاي چاپ شده در مجموعه نمايشنامههاي «تئاتر مقاومت» و اجرا شده در «جشنوارههاي تئاتر دفاع مقدس» است. بنابر اين با توجه به برگزاري اولين دوره مسابقه نمايشنامهنويسي و جشنواره تئاتر دفاع مقدس در سالهاي 73-1372، يعني حدوداً 6 سال پس از پايان جنگ، بررسي آثار نمايشي در زمان جنگ در اين چارچوب قرار نميگيرد. اما به منظور سير اجمالي مضامين بهكار رفته در ادبياتنمايشي دفاع مقدس نگاهي گذرا به آثار شاخص اين دوره خواهيم داشت.

سيدحسين فدايي حسين، متولد 1345تهران و نويسنده و طراح صحنه تئاتر است. فدايي حسين كارشناسي طراحي صنعتي از دانشگاه تهران؛ 1373؛ كارشناسي ارشد ادبيات نمايشي از دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز؛ 1385 دارد و يكي از فعالان تئاتر دفاع مقدس است. برخي فعاليتهاي تئاتري او از اين قرار است: تأليف و اجرا نگارش و طراحي صحنه نمايش «تپه افلاك» به كارگرداني حسين پارسايي؛ تئاتر شهرقم، 1375 نگارش و كارگرداني نمايش«بچه ياكريم ها»؛ قم، تالار قدس؛ 1372 نگارش نمايشنامه «شبيه پدر» به كارگرداني حسين پارسايي؛ تئاتر شهر 1373 تأليف و چاپ پژوهش «زواياي پنهان تئاتر دفاع مقدس»؛ نشريه كمان؛ 1376 نگارش نمايشنامه «يادگار» به كارگرداني علي فرحناك؛ قم، تالار قدس؛ 1377 نگارش و چاپ نمايشنامه «كاروان مدرسه»؛ انتشارات مدرسه1377 نگارش و كارگرداني نمايشنامه «خاك سبز»، قم، تالار قدس؛ 1376 نگارش و طراحي صحنه نمايشنامه «كانال كميل» به كارگرداني كورش زارعي تالار مولوي؛ 1377 نگارش، كارگرداني و طراحي صحنه نمايش «شام غريب»، تئاتر شهر1379 نگارش نمايشنامه «مينا و جنبلو» به كارگرداني محسن صباغزاده؛ قم، تالار قدس 1378 نگارش نمايشنامه «مسافران كوفه» به كارگرداني «حسين پارسايي»؛ تالار انديشه 1384 - 1381 طراحي صحنه نمايش «زنان مهتابي،مردآفتابي» كارگرداني كورش زارعي؛ تالار مولوي 1380- 1383 تأليف و چاپ پژوهش «تئاتر ضد جنگ»؛ ويژه نامه جشنواره منطق هاي تئاتر دفاع مقدس تبريز؛ 1382 جايزه ها برگزيده نخستين مسابقه نمايشنامه نويسي سوره براي نگارش نمايشنامه «ماجراي جنگلبان»؛ 1372 مقام اول طراحي صحنه از نخستين جشنواره تئاتر استان تهران براي طراحي صحنه نمايش «به گل نشستگان»؛ 1374 مقام اول نمايشنامه نويسي از پانزدهمين جشنواره سراسري تئاتر فجر براي نگارش نمايش «هزار و دومين شب شهرزاد»؛ 1375 مقام برگزيده نمايشنامه نويسي از پنجمين يادواره سراسري تئاتر دفاع مقدس براي نگارش نمايشنامه «كانال كميل»؛ 1377 مقام اول نمايشنامه نويسي از ششمين جشنواره تئاتر فتح و معراج براي نگارش نمايشنامه «خاك سبز»؛ 1380 مقام دوم نمايشنامهنويسي از جشنواره منطق هاي تئاتر استان كرمان براي نگارش نمايشنامه «شب محبوبه»؛ 1382


الف- ادبيات نمايشي همزمان با جنگ گرچه بررسي جامع مضامين آثار نمايشي اجرا شده در مدت 8 ساله دفاع مقدس، در اين مجال امكان پذير نيست اما با سيري اجمالي در اخبار و اسناد بهجا مانده از آن دوره به اين نتيجه ميتوان رسيد كه نمايشهاي اجرا شده در مدت 8 ساله جنگ، خود به دو بخش عمده قابل تقسيم است: «نمايشهاي اجرا شده در جبهه جنگ» و «نمايشهايي درباره جنگ». به بيان ديگر نمايشهايي كه توسط گروههاي تئاتري پشت جبهه و يا گروههاي نمايشي از بين خود رزمندگان به اجراي نمايش در جبههها و براي رزمندگان ميپرداختند و نمايشهايي كه درباره جنگ و رزمندگان براي تماشاگران پشت جبهه به اجرا درميآمد. نمايشهاي ذكر شده، بسته به شرايط زماني و مكاني، از مضامين مختلفي برخوردار بود؛ اما در اكثر قريب به اتفاق آثار نمايشي اين دوره، چند مضمون عمده را ميتوان سراغ گرفت كه رويكرد «تبليغي»، «حماسي» و «تهييج كننده» و يا مضاميني كه به «وحدت و عزم ملي» براي مقابله با دشمن اشاره داشتند از جمله اين مضامين هستند. اين خصوصيت البته لازمه زمان جنگ بوده و به قولي شرايط اجتماعي و سياسي كشور ايجاب ميكرده است تا هنرمندان اين عرصه، بيشتر به جنبه هاي تحريك كننده در جنگ اشاره داشته باشند نه آنكه به تحليل و بررسي پديده جنگ بپردازند. «جواد اعرابي»، كارشناس تئاتر، در مطلبي تحت عنوان «نگاهي به تئاتر جنگ و شكل گيري تئاتر دفاع مقدس»، در خصوص اولين نمايشهاي اجرا شده با مضمون جنگ چنين مي نويسد: «اولين واكنش نمايشي به حمله عراق و اشغال خاك ايران، نمايش تلويزيوني «در سنگر» به نويسندگي و كارگرداني بهزاد فراهاني بود. اين نمايش در اوايل جنگ توليد شد و به سرعت بر آنتن رفت. نمايش «در سنگر» نمايشي تهييجي بود و بر عواقب اشغال خاك ايران توسط رژيم بعثي عراق به مردم هشدارميداد. اولين نمايش صحنهاي مربوط به جنگ ايران و عراق نيز نمايشي بهنام «ننه خضيره» به نويسندگي محمدرضا كلاهدوزان بود كه به كارگرداني حميدمظفري در تالار وحدت بر روي صحنه رفت. اين نمايش در سال ۱۳۶۰ ضبط تلويزيوني شد. اين نمايش داستان زني به نام ننه خضيره است كه در جنوب زندگي ميكند. اشغالگران وارد روستاي او ميشوند. عدهاي از آنان به سركردگي يك افسر عراقي به خانه او ميآيند. ننه خضيره براي آنها نان ميپزد و نانها را سمي ميكند و خود نيز از نانهاي سمي ميخورد و همراه با عراقي ها كشته ميشود. اين نمايش بر اساس يك داستان واقعي نوشته شده است.» از جمله آثار شاخص ديگر در اين دوره ميتوان به نمايش «مظلوم پنجم» به نويسندگي و كارگرداني «رضا صابري» اشاره داشت كه در سال 1362 در دومين جشنواره تئاتر فجر به اجرا در آمد و مورد توجه و استقبال قرار گرفت. داستان نمايش «مظلوم پنجم» از اين قرار است: «عباس ذوالفقاري، عكاس جبهه و جنگ، به دوستش كه كارگردان تجربه گر و برجسته تئاتر است پيشنهاد ميكند تا آثار عكاسي او را كه بر اساس كند و كاوش در حول زندگي هم اسم و هم كنيه اي بهنام «شهيد عباس ذوالفقاري» گرفته است به نمايش درآورد. كارگردان پيشنهاد ذوالفقاري را به سبب تجربه اي نو در عرصه تئاتر ميپذيرد و وقتي در اين بستر پيش ميرود با پنج عباس روبه رو ميشود كه هر كدام آيينه اي هستند رو در روي هم...» نمايش فوق با ساختاري منسجم، ضمن به كارگيري تمامي عوامل و امكانات نمايشي آن دوره، به نوعي رويكرد تبليغي، حماسي و تهييج كننده را مد نظر قرار داده بود. ب- ادبيات نمايشي پس از جنگ پس از پايان جنگ و برقراري آتش بس و در پي آن ايجاد آرامش اجتماعي در كشور، به نظر ميرسيد فضا و موقعيت لازم براي نگاهي ديگرگون و متفاوت به جنگ، فارغ از جنبه هاي تبليغي و تحريك كننده فراهم شده است. اما تا سال 1372 و برگزاري اولين دوره «مسابقه نمايشنامه نويسي دفاع مقدس»، خبر چنداني از رويكرد متفاوت و متناسب با سالهاي پس از جنگ در ادبيات نمايشي اين دوره مشاهده نمي شود. البته نگارنده به صراحت نميتواند چنين ادعايي را داشته باشد چرا كه در درجه اول ممكن است فقدان اخبار و اسناد پژوهشي در اين خصوص باعث ايجاد چنين برداشتي از اين دوره شده باشد و در درجه دوم نگارش و اجراي نمايش هايي مانند «عطا سردار مقلوب» نوشته و كار «عليرضا نادري» در سال 1371 و در «هفتمين جشنواره تئاتر دانشجويان»، نشان از وجود رگه هاي مضمونيِ متفاوت از جنگ، در چنين دورهاي است. «عليرضا نادري» كه خود از جوانان نسل جنگ بوده و در جبهه نيز حضور داشتهاست در نمايشنامه «عطا سردار مقلوب» با نگاهي انتقادي به شرايط رزمندگان و سرداران زخم خورده زمان جنگ، در حال حاضر ميپردازد: «عطا رزمنده جانبازي است كه روزگاري يكه تاز ميدان هاي نبرد بوده و اكنون در آسايشگاهي به روزمرگي رسيده است. او مدام در گذشته خود سير ميكند و ...» هرچند پيش از اولين دوره «مسابقه نمايشنامه نويسي و جشنواره تئاتر دفاع مقدس» جشنواره هايي با رويكرد به جنگ و دفاع مقدس، برگزار شده بود اما ميتوان رويكرد جدي و قابل توجه و البته مورد استناد به مضامين متنوع و متفاوت جنگ را در آثار «مسابقه نمايشنامه نويسي و جشنواره تئاتر دفاع مقدس» جستجو كرد. در مقاله حاضر، به منظور ارايه بررسي دقيق و قابل استناد در خصوص مضامين بهكار رفته در آثار ادبيات نمايشي جنگ، پس از مراجعه به اسناد مكتوب در زمينه آثار برگزيده دوره هاي مختلف «مسابقات نمايشنامه نويسي و جشنواره
هاي تئاتر دفاع مقدس»، شامل متن نمايشنامههاي چاپ شده و شناسنامه نمايشنامههاي اجرا شده در يازده دوره جشنواره، به تقسيم بندي كلي از مضمونهاي مورد توجه نويسندگان آثار جنگ اشاره ميشود. با بررسي متن و خلاصه داستان بيش از 250 اثر مكتوب نمايشي، برگزيده در «مسابقات نمايشنامهنويسي و جشنوارههاي تئاتر دفاع مقدس»، موارد ذيل به عنوان مضامين و رويكردهاي اصلي آثار ذكر شده مورد شناسايي قرار گرفت. لازم بهذكر است كه برخي از آثار بررسي شده، داراي تركيبي از مضامين عنوان شده هستند كه در اين رابطه، مضمونِ اصلي اثر مورد توجه قرار گرفتهاست. نگاه تبليغي و تهييجي به جنگ در خصوص «نگاه تبليغي و تهييجي به جنگ» همانطور كه پيشتر مطرح شد اين مضامين مربوط به زمان جنگ بود. اما در برخي آثار پس از جنگ نيز شاهد نگاه برخي نويسندگان به اين مضمون از جنگ هستيم. بهطور مثال در نمايشنامههاي «غزلواژه قصد» نوشته «عزت الله مهرآوران» چاپ شده در دومين جلد از مجموعه ي «تئاتر مقاومت»؛ «از بيناميهاي عشق» نوشته «محمدرضا آريانفر» چاپ شده در سومين جلد از مجموعه «تئاتر مقاومت»؛ «فتح الفتوح» نوشته «نصرت الله سيافي» و «مسافر» نوشته «مسعود سميعي» اجرا شده در اولين «جشنواره تئاتر دفاع مقدس» هر چند مضمون دوم از فهرست فوق، يعني روايت ايثار و مقاومت نيز مد نظر بوده است اما به نظر ميرسد رويكرد اصلي نويسنده وجه تبليغي و تهييجي جنگ باشد. روايت ايثار، مقاومت و شهادت طلبي ( نگاه تاريخي و مستند به جنگ) اما «روايت ايثار، مقاومت و شهادت طلبي» و «نگاه مستند به وقايع جنگ»، نسبت به رويكرد اول، پس از جنگ مورد استقبال بيشتري قرار گرفت. به طوري كه از اولين دوره «مسابقه نمايشنامهنويسي و جشنواره تئاتر دفاع مقدس» تا آخرين دورهها در سالهاي اخير، هنوز چنين رويكردي قابل مشاهده است. بهطور مثال در نمايشنامههاي «ترانه خاكستر» نوشته «رامين محرابي»؛ «چهار خاطره از جنگ» نوشته «مسعود سميعي»؛ «ماه گرفتگي» نوشته «مسعود صباح»؛ «نسيم حضور» نوشته «نادر برهاني مرند»؛ «سقوط سايهها» نوشته «عبدالحي شماسي»؛ «خاكستري چون دود» نوشته «نجات ميرزايي» كه در دورههاي اوليه «مسابقه نمايشنامهنويسي و جشنواره تئاتر دفاع مقدس»، بين سالهاي 1372 تا 73 ارايه شده اند و نمايشنامه هاي «تكرا» نوشته «محمود نقيبيان»؛ «شب و بچه ها» نوشته «محسن گودرزي»؛ «شبهاي حرم» نوشته «محمد مهدي خاتمي»؛ «قصر شيرين» نوشته «حسين شمس»؛ «خاطرات روزگار از دست رفته» نوشته «اسدالله اسدي»؛ «ستاره» نوشته «عبدالرضا سواعدي» كه همگي در دهمين جشنواره تئاتر دفاع مقدس، سال 1382 به اجرا در آمدهاند، نگاه مستند به دوران جنگ و نمايش ايثار و شهادت طلبي رزمندگان در اين دوره ده ساله همچنان مشاهده ميشود. مهاجرين جنگي و مسايل مربوط به اردوگاه آوارگان توجه به مضامين مربوط به «مهاجرت و مهاجران جنگي» البته بيشتر از مضمون وابسته به آن يعني «شرايط اردوگاه آوارگان»، مورد توجه قرار گرفتهاست. دليل آن نيز شايد به موقعيت نمايشي و رويدادگاه اين آثار برميگردد. «مهاجرت» معمولا در شرايط پرتنش جنگي اتفاق ميافتد و همواره درگيري ميان موافقان و مخالفان مهاجرت و جلاي وطن وجود دارد كه اثر را جذّاب كرده و درام را شكل ميبخشند. اما در آثار معدودي كه به مسايل مربوط به «اردوگاه آوارگان» پرداخته اند، به دليل فقدان فاكتورهاي دراماتيك لازم، شاهد اثر قابل ملاحظه اي نيستيم. در خصوص مورد اول يعني مهاجرت و جلاي وطن ميتوان به اين آثار اشاره كرد: «نخل و كوسه» نوشته «ناصح كامگاري»، «گل شيپوري» نوشته «محمد رضا عباسي امجد» سالهاي73-1372، «يك شب تا صبح» نوشته «سعيد بهروزي»؛ «كوسه» نوشته «احمد مرادي»؛ «چرخ چوبي بهانه گير» نوشته «فرزاد صفدري» و «روي صحنه» نوشته «حسين مختاري». در خصوص مورد دوم يعني اردوگاه آوارگان نمايشنامه «شكسته بخوان» نوشته «علي رويينتن» قابل ذكر است. پايان جنگ و عدم پذيرش شرايط جديد ( حسرت بازماندگان جنگ) مضمون «پايان جنگ و عدم پذيرش شرايط جديد» و همچنين سير در خاطرات خوش گذشته جنگ را شايد بتوان مضموني خاص شرايط جنگي كشور ما و رزمندگان دفاع مقدس دانست. چرا كه اساساً جنگ و شرايط جنگي در نگاهي عام، منفور و غير قابل تحمل است، اما شرايط خاص و روابط و آداب متفاوتي كه در 8 سال جنگ در جبهه ها به وجود آمد باعث شد تا فرهنگ دلنشين و زندگي شيرين، فضاي پر تلاطم جنگ را نه تنها قابل تحمل كند بلكه عده اي زيادي را مجذوب حضور در چنين موقعيتي نمايد. به طوري كه عدهاي از رزمندگان، حاضر نبودند حتي براي مدت كوتاهي از فضاي جبهه دور شده و تن به زندگي شهري بدهند. عدهاي هم كه به ناچار پا به پشت جبهه و شهر خود ميگذاشتند دلشان در هواي جبهه ميتپيد. بنابراين كاملاً طبيعي بود كه شرايط روحي چنين افرادي با پايان جنگ، در هم بريزد و آنان را در حسرت روزهاي آفتابي جنگ گرفتار سازد. توجه به چنين مضموني نيز از سوي نمايشنامهنويسان جنگ البته طبيعي و منطقي به نظر ميرسيد هر چند در اكثر آثار خلق شده با اين مضمون، نوعي درونگرايي، آرمان خواهي و گاه جنگطلبي در شخصيتهاي اصلي به چشم ميخورد كه تنها بهوسيله مخاطباني كه با حال و هواي جبهههاي جنگ آشنا بودند قابل درك بود. اين امر البته نوعي ضعف در چنين آثاري به حساب ميآمد چرا كه مخاطبين اين گونه نمايشها را خاص و محدود ميكرد. از جمله اين آثار ميتوان به نمايشنامههاي «بوي خوش جنگ» نوشته «عبدالرضا حياتي»؛ «آواز پر جبرئيل» و «عاشق ترين روزگار» نوشته «سعيد تشكري»؛ «آنسوي روياهاي من»، «محمد رضا آريان فر» كه اكثر اين آثار در دورههاي اوليه «جشنواره تئاتر دفاع مقدس 74-1373» ارايه شدهاند، اشاره كرد. عوارض و طبعات منفي جنگ ( آثار ضد جنگ) «عوارض و طبعات منفي جنگ»، از مضامين پر طرفدار و البته جذاب و به قولي مملو از موقعيتهاي دراماتيك بود كه از اولين دوره «مسابقه نمايشنامهنويسي و جشنواره تئاتر دفاع مقدس» مورد توجه قرار گرفت. اين رويكرد به دليل جنبه اعتراض گونه اش به رويه منفي جنگ و ايجاد تضاد و تنش مناسب در اثر، شرايط و موقعيت جذاب و دراماتيكي ايجاد ميكرد كه هم مورد توجه نمايشنامه نويسان جنگ بود و هم مورد اقبال مخاطبان قرار ميگرفت. در اين خصوص البته توجه و تشويق مسئولان جشنواره و هيئت هاي انتخاب در مواجهه با اين آثار نيز بي تاثير نبود. به طور مثال، توجه غير قابل تصور نسبت به نمايشنامه «با من مثل دريا» نوشته «محمد جواد كاسه ساز» در اولين دوره جشنواره تئاتر دفاع مقدس 1373 را نميتوان در رويكرد ساير نمايشنامهنويسان در دورههاي بعدي به چنين مضموني بي تاثير دانست. در نمايشنامه «با من مثل دريا» «افسانه، همسر امير، رزمندهاي كه دچار موج گرفتگي شده و گرفتار ذهنيات خود از زمان جنگ است به دليل مشكلات روحي امير، ابتدا وي را ترك كرده و در تنهايي رهايش ميكند اما پس از گذشت زماني به صورت فرشتهاي سراپا سفيد باز ميگردد و به همراهي با امير دل ميبندد.» از نمايشنامههاي ديگري كه به چنين مضموني اشاره داشتند ميتوان به اين موارد اشاره كرد: «انتظار با بوي نرگس» نوشته «زينت صالح پور»؛ «مرواريد» نوشته «عبدالحي شماسي»؛ «پيراهن هزار يوسف» نوشته «عليرضا حنيفي»؛ «اسماعيل اسماعيل» نوشته «جمشيد خانيان»؛ «خداي عشق» نوشته «محمد احمدي»؛ «گفتگوي بي پايان ستاره با مادرش» نوشته «محمد چرمشير»؛ «از علقمه تا خرمشهر» نوشته «محمد رضا پشنگيان» و... بازسازي و جبران عوارض و خرابيهاي جنگ «بازسازي و جبران عوارض و خرابيهاي جنگ»، مضموني است كه عموماً در تركيب با مضامين ديگر به كار رفتهاست. در مواردي هم آثاري با رويكرد بازسازي به سمت شعار زدگي و سفارشي بودن رفتهاند. تا آنجا كه جنبه تعهد و حفظ ارزشها براي نويسنده بيشتر از جنبههاي دراماتيك در اثر خود نمايي ميكند. نمايشنامههاي «دارچنار» نوشته «شهرام كرمي»؛ «ئيواران» نوشته «محمد رضا فرهنگ» و «تپه افلاك» اثر نويسنده مقاله، كه در سالهاي اوليه جشنواره به اجرا در آمدهاند با اين مضمون نوشته شدهاند. پاكسازي و تفحص پيكر شهدا مضمون «پاكسازي و تفحص پيكر شهدا» نيز اگر چه عموماً با گريز به روزهاي جنگ و يادآوري خاطرات گذشته همراه بودهاست از مواردي است كه در سالهاي مياني برگزاري جشنواره تئاتر دفاع مقدس 1375 و با اجراي نمايش «نگين» نوشته «يعقوب صديق جمالي» مورد توجه قرار گرفت. در نمايشنامه «نگين»، «رزمندهاي به همراه گروهي به دنبال شهداي مفقود ميگردند. جنگ تمام شده است. تنها نشاني كه ممكن است از شهيدي كه به دنبالش ميگردند باقي مانده باشد يك «نگين» و احتمالاً «پلاك» است. رزمنده در يكي از گورهاي باقي مانده جسد يك عراقي را پيدا ميكند كه ظاهرا «نگين» شهيد مورد نظر را به همراه دارد.» اين مضمون در سالهاي بعد با نمايشنامههاي: «خاك سبز» و «كانال كميل» اثر نويسنده مقاله؛ «داغ دل جبهه» نوشته «عبدالرضا حياتي» و... دنبال شد. اسارت و مسايل مربوط به آزادگان پرداختن به مضمون «اسارت و مسايل مربوط به آزادگان» شايد پيش از همه در نمايشنامه «صبح غريب» نوشته «سيد مهدي شجاعي» اجرا شده در «سومين جشنواره تئاتر فجر» 1362 باز ميگردد، اما همانگونه كه پيشتر اشاره شد دو سال پس از پايان جنگ با ورود آزادگان به كشور و انتشار خاطرات و آثار مكتوب از وقايع اردوگاه اسرا و همچنين مواجهه آزادگان با شرايط جديد كشور اين موضوع مورد توجه افكار عمومي قرار گرفت. اما در زمينه پرداخت نمايشنامهنويسان جنگ به اين مضمون، ميتوان از نمايشنامه «ناگهان پنجره سرد» نوشته «ميلاد اكبر نژاد» اجرا شده در پنجمين جشنواره تئاتر دفاع مقدس 1377 و نمايشنامههاي «فرودگاه» نوشته «مرتضي داريوند نژاد»؛ «ماه لب ريخته» نوشته «محمد رضا آريانفر»؛ «مهمان سرزمين خواب» نوشته «چيستا يثربي»؛ «كيميا و زمين» نوشته «سعيد تشكري»؛ «جيم مثل جنگ» نوشته «محمدرضا عطايي فر»؛ «هميشه ماندگار» نوشته «حسن باستاني»؛ «معلمي به نام صفر» و «زنگ خاطرات نرگس» اثر نويسنده مقاله، نام برد. انتظار و مسايل مربوط به مفقودان مضمون «انتظار»، همواره و در همه دوران مورد توجه نمايشنامه نويسان با فرهنگهاي گوناگون و در جوامع مختلف بودهاست. اما در عرصه نمايشنامهنويسي جنگ در كشور ما مضمون «انتظار» با «مفقودين و شهداي بي نام و نشان» در آميخته است. در عرصه اجتماع، مسئله مفقودان پس از ورود آخرين كاروان آزادگان و نامشخص بودن سرنوشت بسياري از رزمندگان، يعني در حوالي سالهاي 73-1372 مورد توجه قرار گرفت. در اين دوران، انتظار بازگشت مفقودان در هيئت و شمايل اسير و يا جانبازي خارج از آمار صليب سرخ، به انتظار براي بازگشت پيكر شهيد و يا حتي نشاني از رزمنده مفقود شده تبديل گرديد. اين انتظار با گذشت بيش از دو دهه از پايان جنگ هنوز در برخي از خانواده هاي مفقودين قابل مشاهده است. اما پرداختن به موضوع و مضمون انتظار، ابتدا در نمايشنامههاي اجرا شده در دومين و سومين جشنواره تئاتر دفاع مقدس، سالهاي 75- 1374 مطرح شد. نمايشنامه هاي مورد نظر عبارت بودند از: «شبيه پدر»؛ «ئيواران» نوشته «محمدرضا فرهنگ» و «خاتون كربلا» نوشته «زينب عوض پور». در سالهاي بعد نيز چنين مضموني در آثار ديگري چون: «غوغاي عشق»؛ «زن و يك خانه تنهايي»؛ «آينه وقت آفتاب» نوشته «سعيد تشكري»؛ «قطار جنوب» نوشته «عليرضا حنيفي»؛ «قمري» نوشته «گلبرگ ابوترابيان»؛ «قيمت مسيح» نوشته «اسماعيل بايگي» و... مشاهده ميگردد. تقابل نسل جنگ و پس از جنگ «تقابل نسلها» يا درگيري ميان نسل حاضر در جنگ و نسلي كه پس از جنگ آمده و مطالباتي را از گذشتگان خود دارد از موقعيتها و شرايط نمايشي مناسبي است كه بهوسيله برخي از نمايشنامه نويسان جنگ مورد توجه قرار گرفتهاست. هرچند در اين خصوص، موقعيت، شرايط و جايگاه نويسنده در موضع گيري نسبت به هر يك از طرفين يعني نسل حاضر در جنگ و نسل پس از جنگ، بسيار مهم و تعيين كننده بوده است؛ چرا كه در كمتر اثري با اين مضمون، شاهد نگاه بيطرفانه نويسنده نسبت به هر دو گروه كه هر كدام خود را صاحب حق ميبينند و در صدد جبران مافات و حقوق از دست رفتهاند، هستيم. از جمله آثاري كه به نوعي با چنين مضموني نوشته شده اند، عبارتند از: «شبيه پدر» و «خاك معصوم» اثر نويسنده مقاله؛ «چرخ هشتم» نوشته «عليرضا حنيفي»؛ «سوسوي فانوس آويخته» نوشته «محمد كوهستاني» و... لازم به ذكر است كه در اكثر متون از اين دست، مضمون تقابل نسلها در تركيب با مضامين ديگري كه رويكرد اصلي نويسنده بوده مورد استفاده قرار گرفتهاست. نگاه تطبيقي جنگ با اسطوره، حماسه و مذهب «نگاه تطبيقي جنگ با اسطوره، حماسه و مذهب»، از رويكردهاي قابل توجه و متفاوتي بود كه به وقايع جنگ، ارزش و غنايي فوق العاده ميبخشيد. اساساً پيشينه غني فرهنگي ايران در زمينه اسطورههاي كهن و باستاني، ادبيات حماسي و سابقه طولاني در گرايش مذهبي، باعث ميشد كه هر رويداد و جريان مهمي، به طور ناخودآگاه ذهن جامعه و افكار عمومي را بهسوي حماسه، اسطوره و يا واقعه اي مذهبي در گذشته سوق دهد و ديدگاهي تطبيقي نسبت به شرايط روز، با واقعهاي در گذشته به وجود آورد. اتفاق بزرگي چون جنگ تحميلي نيز از آنجا كه سالهاي سال تمامي شئون جامعه را تحت تاثير قرار داده بود خود به خود ايجاب ميكرد تا چه در زمان جنگ و چه پس از آن، شخصيتهاي مهم و وقايع خاص و بهياد ماندني آن دوران، مورد مطابقت با چنين پيشينهاي قرار بگيرد. بنابر اين طبيعي بود كه چنين نگاه تطبيقي، به عرصه هنر و به خصوص نمايش راه پيدا كند و آثاري با اين رويكرد به جنگ شكل بگيرد. از اولين آثاري كه با رويكرد حماسي و اسطورهاي به نگارش درآمد ميتوان به نمايشنامه «شبي از شبهاي بهرام» نوشته «سمبل رحيمي» 1375 اشاره كرد. در اين نمايشنامه «يك جانباز موجي در جستجوي دغدغههاي درونياش، رابطهاي نزديك بين سرگذشت و ماجراهاي زندگي خود با بهرام چوبينه ميبيند. وي پي يافتن اين فصل مشترك است.» از ديگر نمايشنامههاي نوشته شده با اين مضمون ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد: «آفتاب دشت» نوشته «نصرت الله صيافي»؛ «سياوش بهروايت من» نوشته «عليرضاغفاري»؛ «و غربتت را هيچ شعري نسرود» نوشته «فارس باقري» و «نقل در نقل» نوشته «اكبر قهرماني». «رويكرد تطبيقي و تلفيقي جنگ با وقايع مذهبي» بهخصوص واقعه كربلا نيز از مضاميني بود كه مورد توجه تعدادي از نويسندگان جنگ قرار گرفت. شايد در اين خصوص، اطلاق عنوان عاشورائيان به «جشنواره تئاتر دفاع مقدس» در سومين سال برگزاري (1375) بي تاثير نبوده باشد. هرچند پيش از اين نيز شاهد آثاري با چنين رويكردي به جنگ بوديم. عنوان عاشورائيان، گرچه به دليل همزماني برگزاري جشنواره با ايام محرم انتخاب شده بود اما به هرحال نشان از توجه و تمايل مسئولان جشنواره به سوق دادن نمايشها بهسمت و سوي تلفيق عاشورايي آثار جنگ داشت. از اولين آثار با چنين رويكردي ميتوان به نمايشنامه «شبيه پدر» اجرا شده در دومين جشنواره تئاتر دفاع مقدس 1374 اشاره داشت. در نمايش «شبيه پدر» «فرزند شهيدي كه سالها پيش، تعزيه خوان نقش علي اكبر بوده است بر سر تابوت پدر، با حضور روحاني او مواجه ميگردد. پدر از بازي شبيه حضرت عباس، شبيهي كه سالها آرزوي اجرايش را داشتهاست در سالهاي جنگ ميگويد و پسرش را بهجاي خود شبيه خوان علي اكبر ميداند.» از ساير نمايشنامهها با اين مضمون ميتوان به: «عكس يادگاري» نوشته «حسين محمدي»؛ «سوسوي پنهان ستارهاي كوچك» نوشته «محمدرضا بيگناه» و «تپه افلاك» اشاره داشت. نگاه از منظر جبهه مقابل «نگاه از منظر جبهه مقابل» نيز اگر چه در بيشتر موارد، نمودي تخيلي و غير واقعي داشته است اما از رويكردهايي است كه بهدليل تفاوت ديدگاه نسبت به جنگ، مورد توجه قرار گرفتهاست. از جمله اين آثار ميتوان از نمايشنامه «حلبچه» نوشته «مجتبي شعبان» 1375 نام برد. در اين نمايشنامه «يك سرهنگ خلبان عراقي بهخاطر عذاب وجداني كه از بمباران حلبچه به او دست داده است تصميم به خودكشي ميگيرد و اين درحالي است كه زن و فرزندش را هم به قتل رسانده و ديگر هيچ اميدي به زندگي ندارد.» در نمايشنامه «من زراره، عذره طاها هستم» نوشته «ميلاد اكبر نژاد» نيز چنين اتفاقي روي ميدهد: «زراره سربازي است عراقي كه روحيات و افكارش با جنگافروزان عراقي سازگاري ندارد. اجبار در خدمت سربازي كه او را از ديار و نامزدش دور ساخته، بههمراه احساساتي رقيق، او را به عصيان و فرار از جنگ ميكشاند و...» نگاه فانتزي، شاعرانه، جهان شمول و فرا واقعي اما «نگاه فانتزي، شاعرانه، جهان شمول و فرا واقعي به جنگ»، عليرغم تفاوت آشكاري كه نسبت به ساير آثار جنگ به لحاظ رويكرد ميتوانست داشته باشد، كمتر مورد توجه قرار گرفت. ريشهيابي و دلايل اين عدم استقبال، البته نياز به بررسي و تحقيق ديگري دارد اما به نظر ميرسد نگاه خاص و متفاوت جامعه ما به جنگ به عنوان دفاعمقدس از يك سو و عدم تسلط هنرمندان به زبان و ابزار خاص بياني براي ارايه چنين نگاهي نسبت به جنگ، در عدم رويكرد و اقبال به اينگونه از مضامين بيتاثير نبودهاست. با اين حال در طول سالهاي گذشته تلاشهايي هرچند كوچك در اين زمينه صورت گرفته است. نمايشنامه «فرشتهاي با بالهاي شكسته» نوشته «عبدالرضا حياتي» 1374 از اولين آثار در اين راستا بهحساب ميآيد. در نمايشنامه ذكر شده «فرشتهاي با بال شكسته در شهري كه مردمانش به دور از هم اما در يك جمع بهدنبال هدفي نامعلوم روز را شب ميكنند فرود ميآيد. فرشته در حقيقت سمبلي از بسيجيهاي گمنام است كه به ظاهر با حضورش آرامش خانوادهاي را بههم ميزند و...» از ديگر آثار نوشته شده با چنين مضموني ميتوان از نمايشنامههاي: «ربي هذا حجابي» نوشته «مسعود سميعي»؛ «شهادت در باره آن چوپان كه راست گفت» نوشته «ميلاد اكبر نژاد»؛ «آ. ج - 671 - 905» نوشته «شهرام نوشير» و ... نام برد. بهلحاظ اهميتي كه نسبت بهچنين رويكري احساس ميشود، لازم است اشاره شود كه «نگاه فانتزي، شاعرانه، فرا واقعي و جهان شمول به جنگ»، يكي از حلقههاي مفقوده در جريان تئاتر جنگ به حساب ميآيد كه در صورت توجه و عنايت به آن، بهطور قطع شاهد تحول قابل توجه در مضامين متون نمايشي جنگ خواهيم بود و اين امر بيشك توجه و اقبال مخاطب به تئاتر جنگ را هم در پي خواهد داشت. فهرست منابع اعرابي، جواد «نگاهي به تئاتر جنگ و شكلگيري تئاتر دفاع مقدس»، سايت فارسي بيبيسي. «تئاتر مقاومت، مجموعه نمايشنامه – جلد 1 تا 5» چاپ اول، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، تهران (78- 1373 ). ويژه نامهها و بولتن هاي روزانه يازده دوره جشنواره تئاتر دفاع مقدس ( 83-1373 ). سايت ايران تئاتر/ هنرمندان/ رضا صابري/ عليرضا نادري. سايت فارسي بي بي سي/ فرهنگ و هنر. سايت حماسه / پايگاه اطلاع رساني فرهنگ دفاع مقدس/ جشنواره هاي فرهنگي هنري/ تئاتر.

سيدحسين فدايي حسين نويسنده و كارگردان تئاتر دفاع مقدس

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها