اخبار سینما و تئاتر (91/01/27)
یک شنبه 27 فروردین 1391 10:12 PM
خبرگزاری فارس: مهرجویی در یک فیلم بسیار ساده، خیلی از باورهای ایرانی و زیرکی حرفهای خودش را بروز داده است. «نارنجیپوش» فیلمی ایرانی و تصویری زیبا از ایرانی ماندن است.

پس از اکران پرهیاهوی نوروزی، امکان نمایش فیلمی فراهم آمده که میتوان بیدغدغه دربارهاش حرف زد. «نارنجیپوش» فیلمی از داریوش مهرجویی، که پیشینه فیلمسازیاش ما را وامیدارد با دقت بیشتری به دیدن فیلمش بنشینیم و برای بیننده عام و نه فقط بیننده حرفهای، از جزئیات فیلم و آنچه از ورای آن میتوان استنباط کرد، بنویسیم.
نکته اصلی فیلم، موضوعی عام در زندگی نوین شهری است: نظافت محیط زیست شهری و محل سکونت. به سخن دیگر، پاکیزگی اندرونی و بیرونی، پالایش ظاهری و باطنی، نکاتی که در همه فرهنگها و سرزمینها به شیوهای محل بحث و موضوع روز است.
از آنچه در باورهای مذهبی ما درباره پاکیزگی گفته شده تا آنچه در زبان غربی موجد نگرشهای سبز شده است. به یاد آوریم که روزی حجتالاسلام قرائتی میگفت اگر آن چیزهای بیهودهای که در خانههایمان انبار کردهایم در جاده در کنار هم بچینیم، اتوبان تهران – قم را کاملا پر خواهد کرد. از مثالهای جدیدتر بگوییم: رضا کیانیان میگوید چرا هر آنچه خریداری میکنیم، کارتنهایش را دور نمیاندازیم، مگر نه آنکه آنها را خریداری کردهایم تا استفاده کنیم. این چه نگرشی است که تا سالها چیزهای بیهوده را انبار میکنیم. از این دو سخن، شروع کنید تا برسیم به بحث روزمره در زبان ما ایرانیان: شهر ما، خانه ما، که اشاره به پاکیزگی دارد. یا همان خانهتکانی سنتی زندگی ما ایرانیان.
خب، هنگامی که چنین باورهای ساده، ضرورت جامع و همهگیری به موضوع نظافت وجود دارد، اگر به عنوان یک عنصر فرهنگی در جهت بهبود شرایط زیستی قدم برداریم، کاری اصولی انجام دادهایم. کاری که همراه با نشاندادن تلاش گروهی از هموطنان «نارنجیپوشمان» برای نظافت محیط بیرونی منازلمان است.
در همین نگاه ساده، توجه به فیلم سینمایی «نارنجیپوش» و ترویج آن، امری نیکو مینماید.
در این نگاه، میتوان به تصاویر زیبا و کارتپستالی فیلم هم اشاره داشت که برای نشان دادن اهمیت موضوع، انتخاب شده است. یا به انتخاب بازیگران مورد علاقه مردم برای به جلب بیننده عام به این تلاش و این نگرش. یا به توسل جستن به «فنگشویی» که در زبان عدهای از افراد امروزی مطرح است و با آن آشنا هستند و با استفاده از این محمل، موضوع پالایش درونی و بیرونی را طرح کردند که این موضوع استنباطی دیگر را هم به ذهن متبادر میکند و آن، تیزهوشی سازنده در پرهیز از ورود به حوزههایی چون «النظافه من الایمان» است تا شبهه برخورد با مباحث دینی را پیش نیاورد. میتوان از زیبایی پاکیزگی گفت، میتوان از تغییرات روحیهبخش گفت، میتوان از عمومی نگاه کردن گفت، میتوان به این اندیشه نوین رسید که جامعه را همه اعضای جامعه باید نگاه دارند.
میتوان از وحدت جاری در جامعه با موضوع پاکیزگی ساده گفت و به اندازه دانش و تجربه خود، به افقهای بلندتر و پاکیزگی در همه سطوح فردی و جمعی رسید. میتوان با هم بودن و پرهیز از یکسونگری را مطرح کرد و خیلی موارد دیگر.
به عبارتی به مدرن بودن فیلم و توجه به دنیای امروزی گفت. از این جهات هم این فیلم قابل بررسی است.
بعضی دوستان نویسنده و صاحبنظر گفتهاند که این فیلم در مجموعه کارهای «داریوش مهرجویی»، اثری رو به جلو نیست. این دوستان کمتر به صورت حرفهای نشانهای از این نگاه خود را بروز دادهاند و گویی در اندازه سوار شدن بر موج، تلاش کردهاند. موجی که از منفی انگاشتن هرگونه سرمایهگذاری دولتی و شبهدولتی در کار چهرههای شاخص سینمای ایران و همچنین منفی انگاشتن سفارشیسازی برمیآید.
البته این فیلم سفارشی نبوده و تنها نگره حرفهای یک فیلمساز برای جلب سرمایههای عمومی برای تولید یک فیلم سینمایی حرفهای را نشان میدهد.
چند سال پیش، به جهانگیر کوثری (تهیهکننده) در جشنواره فجر خرده گرفتند که چرا سرمایه دریافتی از بانکی خصوصی را برای ساخت اثری خاص اختصاص داده است. پاسخ او نیز از دیدگاه حرفهای و صنعتی سینما جالب بود که من تا هر جا که بتوانم سرمایهای را جذب و گروهی را در سینما مشغول به کار کنم، اقدام میکنم.
خب، امروزه مهم بودن جذب سرمایه در بعد صنعتی سینما، امری بدیهی است. پس چرا اقدام «داریوش مهرجویی» در جذب سرمایه از سازمانی وابسته به شهرداری تهران، بعضا با منفی نمایی، به سفارشیسازی توصیف میشود و آن را مذموم میانگارند؟ و هرچه ایشان میگوید که سفارش نگرفتم و مدتهاست موضوع نظافت محیطی برایم دغدغهای بوده و فیلمنامهای داشتم که به سرمایهگذار فیلم پیشنهاد دادم و آنها استقبال کردند، مورد قبول واقع نمیشود.
«داریوش مهرجویی» با اینهمه تجربه فیلمسازی و گذر عمر، حرفش پذیرفته نمیشود، چند جوان و کارشناس موجسوار، اصرار دارند این کار او را منفی بنامند. از این نمونه ساده برسید به سایر موارد که بدون قیاس در کلیت فیلمسازی «داریوش مهرجویی»، فقط بازی با کلمات میشود.
«داریوش مهرجویی» تلاش کرده نگاه زیبا به موضوع محیط زیست را نشان دهد. به زعم او، میتوان حتی به «نارنجیپوشها» هم زیبا نگریست. میتوان آنچنان محیط داخل ایران را قشنگ نشان داد که اندیشه فردی زندگی در خارج و بدون توجه به جامعه خود را، کمرنگ و شکستخورده کرد.
میتوان گفت هر محیطی را افراد همان محیط میسازند و به عبارتی همان اندیشه دینی را ترویج داد که در قرآن آمده که تا خودتان نخواهید، خداوند به شما کمک نخواهد کرد. قبول دارید که «داریوش مهرجویی»، نگرش زندگی در سرزمین مادری را پیروز روایتپردازیاش کرد.
قبول دارید در این تصاویر خوشرنگ کوشید بگوید که انسان ایرانی در محبت و گرمای ایرانی است که میتواند زنده بماند و نه در سرمای محیط جوامع غربی.
«داریوش مهرجویی» در یک فیلم بسیار ساده، خیلی از باورهای ایرانی و زیرکی حرفهای خودش را بروز داده است. این هم نوعی فیلم دربرابر فیلمی چون «جدایی نادر از سیمین» است که در آنجا انسان امروزی مردد بین ماندن و رفتن است و اینجا مشتاق بازگشت به میهن و تلاش برای زیبا ساختن و زیبا نگهداشتن آن است. کمی هم بدون یکسویهنگری و پیشداوری به فیلم نگاه کنیم. این فیلمی ایرانی و تصویری زیبا از ایرانی ماندن است.
------------------------------------------------------------
نویسنده: حسین سلطانمحمدی
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
------------------------------------------------------------
انتهای پیام/ی