شبنشينيها تمام شد
پنج شنبه 24 فروردین 1391 1:03 PM

جعبه جادويي كه پس از جنگ جهاني دوم رونق خاصي گرفت، امروزه يكي از مهمترين ابزارآلات زندگي مدرن است و براي خيليها زندگي بدون داشتن تلويزيون بيمفهوم و غيرقابل درك است.
پیش از ورود
تلويزيون در دهه 30 خورشيدي به ايران آمد؛ جعبه جادويي سياه و سفيدي كه هر خانوادهاي آن را نداشت. پيش از آنكه تلويزيون در خانوادههاي ايراني رخنه كند، زندگي ايرانيها رنگ و بوي خاص خود را داشت.
روزهاي بلند تابستان و شبهاي دراز زمستان ايرانيها بدون حضور تلويزيون به خوبي و خوشي ميگذشت، بدون آنكه كسي دلش بگيرد، حوصلهاش سر رود يا حتي براي عوض كردن كانالها با بقيه اعضاي خانواده كلنجار برود.
مردم براي پركردن اوقات فراغتشان كارهاي زيادي ميكردند. قهوهخانهنشيني مانند كافهنشيني امروز يكي از تفريحها بود.
با اين تفاوت كه خوراكيها اسمهاي عجيب و غريب و آشنا نداشت و اغلب دمكردههاي گياهي، فالوده، بستني، چاي و قليان بود.
قهوهخانهنشيني بخش اعظمي از وقت مردها را پر ميكرد، بويژه آنكه نقالي و پردهخواني نيز جزو جدانشدني قهوهخانهها به شمار ميرفت و خيليها به عشق نقالي و پردهخواني و همين طور طرنابازي كه امروزه هيچ جواني آن را بلد نيست و حتي اسمش هم به گوش كسي نرسيده، مشتري پروپا قرص قهوهخانهها ميشدند.
زنان نيز كارهاي مختلفي ميكردند. غير از كار براي تهيه لوازم خوراكي دستساز مثل لواشك، رب و ترشي، عصرهاي طولاني تابستان دور هم جمع ميشدند و تخمه هندوانههاي بو داده شده را كه در آبليمو و نمك خوابانده بودند و گندم شاهدانههاي خوشمزه را با ميوههاي تابستاني در كنار هم ميگذاشتند و ميزبان زنان همسايه ميشدند كه در حیاط خانه زیر سایه درخت جمع میشدند، گل میگفتند و گل میشنیدند.
تلویزیون كه نبود، زندگی آدمها برنامه داشت. اعضای خانواده این فرصت را داشتند كه شبها دور هم شام بخورند. پدر و مادر و فرزندان.
اگر حرفی و سخنی بود هنگام غذا یا پس از آن مطرح میشد. شبها زود میخوابیدند و صبحها زود از خواب بیدار میشدند.
شبهای جمعه معمولا سوروسات شبنشینیها و دورهم بودنها گرم بود. تابستانها در حیاط و پشتبام و زمستانها دور كرسی تفالی به حافظ میزدند و غزلی.
زنهای خانه فرصت بیشتری برای انجام كارهای هنری داشتند. بافتنی، قلاببافی، شمارهدوزی، گوبلن، خیاطی و عروسكبافی.
وقتی كه آمد
كمكم كه تلویزیون به زندگی ایرانیان راه یافت، همه چیز تغییر كرد. آن اوایل در هر محله شاید یك خانواده تلویزیون داشت.
معمولا همسایهها ریز و درشت برای تماشای تلویزیون مهمان آنها میشدند. عدهای تلویزیونهایشان را در حیاط میگذاشتند و از همسایهها برای تماشای برنامههای تلویزیون پول میگرفتند، عدهای هم همسایهها را به تخمه و میوه ای مهمان میكردند.
خیلیها نمیتوانستند باور كنند كه چطور صدا از این جعبه جادویی بیرون میآید و چطور آدمها در جعبهای به این كوچكي به صورت سیاه و سفید حركت میكنند. خیلیها آن را شیطانی میدانستند و تماشایش را از گناهان كبیره.
تلویزیون و زمان حال
هرچه بود تلویزیون آنقدر محبوبیت داشت كه امروزه هر خانواده حداقل یك دستگاه آن را در خانهاش دارد.
تلویزیونهای ابتدایی كه به صورت دكور هم از آن استفاده میكردند و اغلب به شكل كمد و حتی میز كنسول بودند با صفحه سیاه و سفید به تلویزیونهای رنگی تبدیل شدند. تلویزیونهای لمسی هم كمی بعد به بازار آمد.
همانهایی كه با لمس انگشت كانالهایش را میشد عوض كرد. كمیبعد تلویزیونهای رنگی كنترلدار آمد.
حالا دیگر بچههای آخر خانواده كارشان راحت شده بود و دیگر نقش ریموت را برای عوضكردن كانال به دستور اعضای خانواده بازی نمیكردند.
نكته: گوناگونی برنامههای تلویزیونی به اندازهای حق انتخاب و البته رقابت را تنگاتنگ كرده كه خیلی وقتها فرصتی برای مطالعه دید و بازدید و تفریحات سالم و فعالیتهای بدنی و ورزش باقی نمیگذارد
حالا تلویزیونهای رنگی به تلهسینماهایی تبدیل شده كه گاه بزرگی آنها به اندازه كل دیوار یك خانه است.
اغلب خانههای امروز تلویزیونهایی با صفحه تخت یا همان LCD دارند.
روزبهروز هم كه اخبار دانش و فناوری از ورود تجهیزات جدید برای رواج تلویزیونهای سهبعدی و چهاربعدی خبر میدهد. صدای چندبعدی هم كه مدتهاست به بازار آمده.
غیر از تنوع تجهیزات فنی كه سرعتش آنقدر زیاد است كه خیلیها از آن عقب میمانند، برنامههای تلویزیونی نیز نقش خود را بخوبی بین مردم باز كرده است.
بازار برنامههای تلویزیونی از نظر مخاطب و به دنبال آن دستمزد و هزینه بهمراتب گرمتر از رادیو، یار دیرین مردم و حتی سینماست.
گوناگونی برنامههای تلویزیونی به اندازهای حق انتخاب و البته رقابت را تنگاتنگ كرده كه خیلی وقتها فرصتی برای مطالعه، دید و بازدید و تفریحات سالم و فعالیتهای بدنی و ورزش باقی نمیگذارد.
دریافت مردم و باورپذیری آنها از تلویزیون بهمراتب بیشتر شده و همین امر باعث شده رخوت ایجاد شود و اطلاعات عمومی مخاطبان كاهش یابد، چرا كه آنها خود را به برنامههای تلویزیونی محدود میكنند كه حاضر و آماده در قالب برنامههای تلویزیونی بهشان عرضه میشود.
برنامههای تلویزیونی هم الگوسازی میكند؛ چه از نظر مد و حتی چه از نظر زبان پارسی. بسیار دیده شده كه خیلی از جوانان ظاهر خود را به شكل فلان هنرپیشه نقش اول سریال پرطرفدار درمیآورند یا اینكه زندگی خود را با داستانهایی كه سریال میشوند، مقایسه میكنند.
اگر كسی از فلان مجری تلویزیون خوشش آید یا اینكه از او بدش آید، میتواند در زندگی شخصیاش اثرگذار باشد.
سریالهای دنبالهدار ماه رمضان و عید بسیار باعث میشود كه سنت دیرین صلهرحم فراموش شود و دید و بازدیدها به تاخیر بیفتد به خاطر آنكه اعضای خانواده میخواهند سریال مورد علاقهشان را دنبال كنند.
اما سودای دسترسی به این بازار پرمخاطب كه خیلیها را مدهوش خود كرده، شبكههای ماهوارهای بسیاری نیز فعالیت خود را شروع كرده و بر اساس علایق مخاطب خاص خود برنامهسازی میكنند.
از شبكههای ویژه حیاتوحش با ماجراهای خاص خودشان گرفته تا شبكههایی كه 24 ساعته فیلم سینمایی یا كارتون پخش میكنند. از شبكههای خانوادگی تا شبكههای خبری.
دیگر پخش برنامههای تلویزیونی مثل سالهای نهچندان دور محدودیت زمانی ندارد و شاید همین تنوع و نبود محدودیت زمانی است كه باعث شده بسیاری از خانوادهها از صبح كه از خواب بیدار میشوند، تلویزيون را روشن كنند تا شب كه میخواهند به رختخواب بروند.
آنها با تلویزیون میخندند و میگریند. دستور آشپزی و پزشكی میگیرند و مشاوره روانشناسی میشوند. دیگر وقتی برای مطالعه و ديدن دوستان وجود ندارد.
این جعبه جادویی تمام زندگی مردم این دوره زمانه را قبضه كرده است. دیگر نوهها خانه مادربزرگها و پدربزرگها را روی سرشان نمیگذارند، بحث و گفت و شنودی در خانوادهها و تبادل عقیده در خانوادهها كم شده، تلویزیون هیچ فرصتی برای كسی نمیگذارد.
كاركردهاي تلويزيون مثبت است. بيشتر از اين كه گفتيم، اما نبايد اجازه دهيم جاي روابط عاطفي خانوادگيمان را بگيرد. به قول معروف در تماشايش اندازه نگهداريم كه اندازه نكوست.
عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)