پاسخ به:کاربردهای چفیه در جبهه
پنج شنبه 15 مهر 1389 11:47 PM
تکه پارچه اي سفيد که نخهاي سياه آنرا راه راه نشان مي داد، چيزي فراتر از يک اسلحه، و براي بچه هاي جبهه و جنگ شناخته شده بود.
چفيه يادگار کساني است که در دل شب در مقابل متجاوزان تا دندان مسلح ايستادند و در حال حاضر در ميهماني خدا بسر مي برند
کاربرد چفيه را به نگارش نمي توان درآورد وليکن بنا به ضرورت تعدادي را براي روشن شدن بعضي اذهان مي نگاريم.
چفيه در دل شب سجادة نماز عشقي بود.
زيرانداز در هنگام استراحت و ملافه در هنگام خواب.
در زير آفتاب شديد و خواب غيلوله سايبان بود.
چفيه در هنگام شناسايي منطقه و جنگهاي چليکي نقاب مي گشت.
در هنگام نياز بند اسلحه، کمربند و فانسقه اي بود.
صبح و ظهر و شام سفره مي شد.
هنگام حمام حوله مي شد،
هنگام گرما عرق گير، هنگام سرما شال کمر بود
محافظ گرد و خاک بر روي صورت بود.
هنگام نبردي همچو شال برگردن بسيجي مي درخشيد، اما زماني که عملياتن تمام مي شد چفيه خون آلود بود و آن بسيجي شهيد.
زماني که منطقه جنگي به شيميايي آلوده مي گشت پارچه نمناکي بود جلو بيني .
چفيه در زمزمه هاي دل شب ميزبان بود، ميزبان اشکهاي عاشقان
پيش بند آرايشگاههاي صلواتي،
در موقع لزوم طناب،
هنگام مجروح شدن برانکارد،
باند زخم،
هنگام دستگيري دشمن دستبند و چشم بند، بقچة حمام ،
وسيله آتل بندي يک مجروح،
تور ماهيگيري در کنار اروندرود و در هنگام گرما بادبزن و .....