پاسخ به:کاربردهای چفیه در جبهه
پنج شنبه 8 مهر 1389 2:53 PM
بستن دست شکسته به گردن ، سر مجروح ، کمر مجروح ، چشم مجروح ، گوش مجروح ، دندۀ مجروح ، پای مجروح ، فک مجروح
کولر صحرایی : تو گرما خيس ميکردند و جلو صورت ميگرفتند و در خلاف جهت باد مي ايستادند اونوقت ميشد کولر !
تسویۀ آب
قُلاب سنگ
پَشه بند انفرادی
کوله پشتی
کول کردن مجروح
سایه بان
دستمال نان و سفرۀ غذا
حوله و دستمال
بقچۀ لباس
بستن اسیر
باد بزن
بُرانکارد
سر پوش
ماسک : موقع تک شيميايي در نبود ماسک ضد گاز بهترين وسيله چفيه ي خيس بود!
پیش بند
روکش مُتکا
حفاظت از سرما و گرما ، حفاظت گردن از سرما و گرما : موقع گرد و غبار و بادهاي تند دور سر و صورت پوشيده ميبستند
طناب
نگهداری یخ
نجات غَریق
تَلۀ پرندگان
لباس
زیر انداز
سَجاده
تو کارهاي سنگين دور کمر بسته ميشد!
به عنوان بقچه و ساک دستي
تور ماهيگيري در اوقات فراغت !
وقتي تميز بود به عنوان صافي شربت هم استفاده ميشد !
براي بستن زخم مجروحين بهترين باند و شريان بند بود
در هواي سرد براي جلوگيري از سينوزيت مفيد بود!
تو روضه ها و عزاداري ها هم دستمال اشک ميشد
در دسترس ترين کفن براي پيکر قطعه قطعه شده شهدا
براي پوشيدن چهره ي نمازشب خون ها هم مفيد بود
دور کننده ي حشرات سمج و موذي!
دستمال مرطوب براي پيشوني افراد تب دار
عرقگير
دستگيره براي برداشتن ظرف غذاي داغ !