0

تربیت سیاستمدار

 
qodrat
qodrat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 12046
محل سکونت : تهران

تربیت سیاستمدار
چهارشنبه 23 فروردین 1391  9:00 PM

 یکی از دلایلی که یعضی از اندیشمندان علوم سیاسی با گذشت اعصار مختلف هنوز جایگاه و اهمیت خود را نزد محافل آکادمیک از دست نداده اند این است که محتوای عمیق و غنی انها منطبق با ذات و سرشت طبیعت و انسان است.افلاطون از اندیشمندان برجسته در حوزه فلسفه سیاسی و علوم سیاسی است در نظرا ت و اندیشه های مختلف افلاطو ن مفاهیم مختلف سیاسی و حکومت مطلوب سیاسی و لوازم و ملزومات آنها شفاف بیان شده است.یکی از مطالبی که افلاطون بر ان تاکید داشته است «تربیت»سیاستمداران است بهترین سیاستمدار نزد افلاطون کسی است فلسفه بداند تا انجایی که معتقد است رهبر مدینه فاضله باید بر عهده فیلسوف شاه باشد. بنابراین سیاستمداری که برای حکمرانی تربیت نشده باشد جامعه را به سمت تباهی و هلاکت رهنمون می شود.اندیشمند دیگری که اندیشه و نظراتش باعث بحث و جدل فراوان در محافل آکادمیک و روشنفکری شده است ماکیاول است. ماکیاول که در دنیای سیاست به شیطان و اهریمن شناخته می شود نیز اصول خاصی را برای تربیت سیاستمدار ذکر می کندکه از جمله آنها دروغ،تزویر،ریاکاری و استفاده ابزار از اصول و احکام ارزشی می باشد.با عنایت مطلب فوق بعضی از اصول رفتاری و گفتاری نخبگان سیاسی ایران ذکر می شود:

۱- در کشورهایی که نهادهای مدنی،سازمان های غیردولتی،انجمن ها و از همه مهم تر احزاب سیاسی نهادینه شده باشند تربیت نیروی سیاسی صورت می گیرد سیاستمداران باتوجه به کارکردها ، سطح فعالیت های و ارتباط احزاب با بدنه جامعه و حکومت ومسائل و معضلات که احزاب سیاسی با آنها درگیر می شوند به کسب و انباشت تجربه می پردازند و به مرور زمان شخصیت و هویت سیاسی فرد شکل می گیرد.بنابراین رفتار،منش،خوی و کردار،شیوه انجام امور و گفتار فرد مشخص و معین است ودر طول زمان عیار اخلاقی،فرهنگی و سیاسی محک زده می شود ومشخص می شود فرد در چه سطحی و در چه نوع فعالیتی می تواند برای جامعه خویش بانی اقدامات سودمند و مطلوب باشد. اما در کشورهایی که به دلایل مختلف نهادهای فوق نهادینه نشده باشند و سیاستمداران بدون طی کردن پله های نردبان به عالی ترین سطح قدرت دست یابند وبعد از تثبیت قدرت شان رفتار،منش و گفتار آنها مشخص می شود و ابعاد مختلف هویت سیاسی انها هویدا می شود در این مرحله،سیاستمداری که یک شبه ره صدساله پیموده است برای تداوم و حفظ قدرت رو به ایجاد نهاد،انجمن،حزب ویا جریان سیاسی –فکری نموده تا آتیه سیاسی آنها تضمین شده باشد.

۲- کسب و حفظ «قدرت» بدون «مسئولیت و پاسخگویی»اقدامی مطلوب و لذت بخش تلقی می شود بنابراین رها کردن قدرت به مثابه فلج شدن انسان و رفتن از جان از کالبد انسان تلقی می شود چون به زیستی دست یافته است که رفتار،کردار و گفتار آنها مبتنی برخودکامگی اجرا می شود و قانون در راستای «منفعت» آنها،«تقویت»،«منعطف» و یا« له» می شود. بنابراین سعی می شود به طرق مختلف قدرت در دست خود و یا باند آنها حفظ شود و اگر منابع قدرت محدود شد سعی می شود از منابع دیگر و خلق نهادهای دیگر جبران مافات گردد.(در مواردی هم که قدرت رها شده است خوی و منش قدرت طلبی و سلطه طلبی باقی می ماند.)امری که روند طبیعی امور را مختل می نماید.

۳- رفتار و گفتار بسیاری از صاحبان قدرت خشونت،کینه و نفرت را در سطوح مختلف جامعه و حاکمیت تولید و بازتولید می کند.

۴- فرایند پیشرفت و ترقی در کشور نیازمند اجماع هیات حاکمه و کسب هویت مشخص و معین سیاستگذاران و نیازمند بحث و بررسی طرح ها و نظرات مختلف می باشد اما با مشهود بودن انواع شکاف ها و گسل های فلسفی،اندیشه ای وسیاسی در سطوح قوای سه گانه، گفتگو ، بحث علمی و مستند تبدیل به منازعه سخیف شده است.

۵- بی نظمی،فردگرایی منفی ، خودمحوری و اقدامات غیرقانونی نزد بعضی از سیاستمداران ایران مشهود و محسوس است. اما به نظر می رسد فاجعه و مصیبت برای یک جامعه زمانی رخ می دهد که در محل قانونگذاری یک کشور ارشدترین سیاستمدار آن اقدامات غیرموجه و غیرمرسوم خود را با سفسطه،مغالطه و تحقیر وکلاء توجیه کند و این صحنه در رسانه ای مختلف مورد بحث بررسی قرار گیرد واین در حالی است که ما خود را متولی احکام و قواعد ارزشی و اخلاقی می دانیم.

۶- نتیجتاً آنکه، در تاریخ ایران به علت ناپابداری نهادهای مختلف امکان پرورش و تربیت سیاستمدار در چارچوب اصول و چارچوب مورد نظر سیستم شکل نمی گیرد.در حالت خوشبینانه اکثریت قریب اتفاق کسانی که در جمهوری اسلامی به قدرت دست می یابند از طرق ابزار نقد و نفی بعضی از اصول بنیانی جمهوری اسلامی به قدرت رسیده اند و بعد از تثبیت قدرت می خواهند در چارچوب اصولی که نفی یا نقد کرده اند انجام وظیفه بنمایند.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها