مناجات خدا با بنده
یک شنبه 20 فروردین 1391 8:34 PM
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...
بنده ی من! تو، هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.
فَلَمْ اَرَ مَوْلاً كَریماً اَصْبَرَ عَلى عَبْدٍ لَئیمٍ مِنْكَ عَلَىَّ یا رَبِّ اِنَّكَ تَدْعُونى فَاُوَلّى عَنْكَ وَتَتَحَبَّبُ اِلَىَّ فَاَتَبَغَّضُ اِلَیْكَ وَتَتَوَدَّدُ اِلَىَّ فَلا اَقْبَلُ مِنْكَ كَاَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ عَلَیْكَ فَلَمْ یَمْنَعْكَ ذلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لى وَالاِْحْسانِ اِلَىَّ وَالتَّفَضُّلِ عَلَىَّ بجُودِكَ وَكَرَمِكَ
من ندیدم مولاى بزرگوارى را كه بر بنده پست خود شكیباتر از تو باشد بر من * اى پروردگارم تو مرا مى خوانى ولى من از تو رومى گردانم و تو به من دوستى مى كنى ولى من با تودشمنى مى كنم و تو * به من محبت كنى و من نپذیرم ؛گویا من منتى بر تو دارم و باز این احوال بازندارد تو را از احسان و رحمت ،پس تفضل نما برمن با جود و کرمت (فرازهایی از دعای افتتاح)