وقتی به تهران بازگشت تا در آخرین وداع با غلامعلی شرکت کند، در بهشت زهرا، پیش از شستن بدن غلامعلی، صورت بر صورت رفیق گذاشت و ... شاید نجوایی کرد که کسی نشنید.
آذر ماه سال 1360، وقتی غلامعلی پیچک به ضرب گلوله ی بعثیان، روی ارتفاعات «برآفتاب» افتاد، علی رضا انگشت به دهان ماند که این چه رفاقت نیمه راهی بود.
به گزارش مشرق، غلامعلی پیچک و علی رضا موحد دانش در جبهه های غرب با هم آشنا شدند و این آشنایی به صمیمیتی عمیق و محکم تبدیل شد. 20 آذر ماه سال 1360، وقتی غلامعلی پیچک به ضرب گلوله ی بعثیان، روی ارتفاعات «برآفتاب» افتاد، علی رضا انگشت به دهان ماند که این چه رفاقت نیمه راهی بود. وقتی به تهران بازگشت تا در آخرین وداع با غلامعلی شرکت کند، در بهشت زهرا، پیش از شستن بدن غلامعلی، صورت بر صورت رفیق گذاشت و ... شاید نجوایی کرد که کسی نشنید. اما دوربینی، بی سر و صدا از این حالات دو رفیق و بوسه آخر حاج علی رضا بر گونه غلامعلی تصویری به یادگار ثبت کرد.
امروز این دو تصویر را هدیه می کنیم به تمام دل هایی که در گرو رفاقت با شهیدانند.
روحمان با یادشان شاد