پاسخ به:جزوات و مقالات فلسفی
جمعه 8 اردیبهشت 1391 6:25 PM
| 3 : حكمت و فلسفه بهار 1388; 5(1 (پياپي 17)):49-59. |
| نگاهي به آموزش فلسفه در آسياي ميانه (با تاکيد بر ازبکستان) |
| وفايي عباس علي* |
| * گروه زبان و ادبيات فارسي، دانشگاه علامه طباطبايي |
|
از گذشته هاي دور، افکار بلند و شخصيت هاي علمي و فرهنگي فراواني در آسياي ميانه ظهور کرده اند. شهرهاي بنامي چون بخارا، سمرقند، خوارزم، فرغانه، خيوه و مرو در اين منطقه پناهگاه نيکي براي بالندگي علم و دانش و شخصيت هاي علمي بوده اند. در اين سرزمين، عرفان و تصوف و انديشه هاي فلسفي جريان غالب در دوره هاي گوناگون بوده اند. اما بخت با آن چنان بوده است که همواره دستخوش تغييرات سياسي و جغرافيايي گردد. و اين دگرگوني و تغيير، باعث ظهور انديشه هاي جديد و کمرنگ شدن برخي از تفکرات پيشين شده است. يکي از مباحثي که در اين تحولات، تغييرات و دگرگوني هاي فراواني يافته است انديشه هاي فلسفي و نگاه به مکاتب فلسفي است. نمود اين نگاه را در سده هاي اخير، در دو برهه زماني بيشتر شاهديم: نخست پس از تسلط شوروي سابق به اين منطقه و چيرگي آن بر قزاقستان، قرقيزستان، تاجيکستان، ازبکستان، ترکمنستان و برخي از سرزمين هاي اين منطقه، و ديگري پس از استقلال کشورهاي مذکور در اواخر قرن بيستم و پديدار آمدن جريانات جديد در آن ها. اين مقاله مي کوشد تا از حيث تاريخي به اين مساله بپردازد، وضعيت امروز آموزش فلسفه را در آن منطقه بررسي کند و بيشتر بر ازبکستان تاکيد کند، زيرا ازبکستان به جهت داشتن صبغه علمي و فرهنگي، در ميان ديگر کشورهاي آسياي مرکزي از اهميت ويژهاي در اين خصوص برخوردار است. |
| كليد واژه: آسياي مركزي، آموزش فلسفه، مكاتب فلسفي، استقلال، ازبكستان، بخارا، سمرقند |
![]() |
|
نسخه قابل چاپ |