0

شهدای ۲۵ اسفند

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

شهدای ۲۵ اسفند
پنج شنبه 25 اسفند 1390  7:34 AM

«شهادت، مرگ انسان‏های زیرک و هوشیار است که نمی‏گذارند این جان، مفت از دست‏شان برود و در مقابل، چیزی عایدشان نشود. (از بیانات مقام معظم رهبری) در ادامه، مختصری از زندگی‏نامه یک تن از شهدایی که در تاریخ ۲۵ اسفندماه به فیض عظمای شهادت نائل آمده ‏است را می‏خوانیم.
.
شهید محمود کرمی
نام پدر: ابوالقاسم
تاریخ تولد: ۱۳۴۲
تاریخ شهادت: ۲۵ اسفند ۱۳۶۲
محل تولد: تهران
طول مدت حیات: ۲۰ سال
محل شهادت: جزیره مجنون


• شهید محمود کرمی، سال ۱۳۴۲ش در تهران چشم به جهان هستی گشود. محمود در دوران تحصیل خود جزو شاگردان ممتاز بود و در کنار آن، در فعالیت‌های ورزشی نیز تبحر داشت. وی در سال‌های آخر دبیرستان فعالیت در کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان را آغاز کرد و در این زمینه هم به‌سرعت پیشرفت کرد. محمود با معدل بالا دیپلم گرفت و در چندین رشته مختلف پذیرفته شد اما دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و رشته تحصیلی معارف اسلامی و علوم سیاسی را برای ادامه تحصیل برگزید. شهید کرمی طی دوران تحصیل خود، دانش‌آموز و دانشجویی درس‌خوان، هنرمند و متعهد بود. او در جبهه‌های نور و دانشگاه عشق و ایثار نیز نمره قبولی گرفت و در تاریخ بیست و پنجم اسفندماه سال ۱۳۶۲ هجری شمسی در سن بیست سالگی طی عملیات بزرگ خیبر در جزیره مجنون به فیض عظمای شهادت نائل گردید.
فرازی از وصیت‌نامه شهید:
«... پدر عزیز! شهید منطقی دارد که آن منطق را فقط شهید و آن کسی که در راه شهادت حرکت می‌کند، می‌فهمد. امام حسین (ع) را فقط یارانش درک کردند وگرنه سایر بنی‌هاشم می‌گفتند که پسر رسول خدا (ص‌) در اشتباه است. پدر! منطق شهدای ما هم منطق حسین (ع) و یاران حسین (ع) است. پس ‌ای پدر عزیز! دعا کن تا خداوند شهادت فرزندت را قبول کند تا شما مفتخر به عضویت در خانواده‌های شهدای اسلام بشوید و آن‌وقت است که باید بر سر قبر مادرم بروی و به او بگویی که فرزندت راه‌‌ همان کسی را رفت که همیشه برایش غذای نذری می‌پختی، راه حسین بن علی (ع). پدر! اگر خدای نکرده، لحظه‌ای به فکرت خطور کند که‌ ای کاش نمی‌گذاشتم پسرم برود به جبهه من از دست تو راضی نیستم زیرا که زمان، زمان پرواز در آسمان شهادت است و من هم افتخار می‌کنم که پرنده کوچکی از پرنده‌های بلندپرواز هستم، لذا پرواز حق من است.»
خاطره‌ای به نقل از هم‌رزمان شهید:
درحالی‌که بچه‌ها همگی نگران و ناراحت بودند که مبادا مدتی طولانی در پادگان بمانند، محمود دست از فعالیت برنداشت و به دوستان دانشجوی خود توصیه کرد که جلسات درس و مباحثه را تشکیل دهند تا عقب‌افتادگی درسی خود را جبران نمایند و ثابت کنند که با کمی تلاش و کوشش می‌توان هم در سنگر جبهه بود و هم سنگر علم را استوار نگاه داشت. این بود که پیشنهاد شد هرکس کتابی در طاقچه بگذارد. بدین‌ترتیب، ‌کتابخانه کوچکی به‌وجود آمد که مورد استفاده همه قرار گرفت. محمود علاوه بر کارهای روزانه و مطالعه، ورزش را هم از یاد نبرده بود و ساعتی از روز را به بازی فوتبال می‌گذراند...

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها