پاسخ به:مشاعره آنلاین
یک شنبه 15 مرداد 1391 5:20 PM
دل محزون و بي قراري داشت
روزگار سياه و تاري داشت
در بهاران که غنچه ميشد باز
روح پژمرده و فگاري داشت
زير سقف شکسته خانه -1
دل خونين و حال زاري داشت
ياد دوران رفته را ميکرد
آنزماني که اعتباري داشت
ياد ايام نو جواني خويش
ياد وقتي که برگ و باري داشت
غافل از مکر روزگاران بود
آرزوهاي بي شماري داشت
عصر یک جمعه ی دلگیر دلم باز گرفت
که بگویم ، بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است ...