پاسخ به:داستان باستان آیت الله نوری
شنبه 20 اسفند 1390 6:36 PM
شهادت پيرمرد 98 ساله 98 سال از عمر دعبل گذشت ، ولى اشعار و بيانات پرتوان او آن چنان كينه و انتقام دشمن را بر ضد او برانگيخته بود كه همين موضوع سرانجام موجب مرگ او شد، و او را به كام مرگ فرو برد.
او براى نجات خود از چنگال دشمن به اهواز گريخت ، مالك بن طوق (يكى از حكام جور كه دعبل با اشعار خود او را هجو كرده بود) مرد زيرك ولى پول پرستى را ماءمور قتل دعبل كرد، به او براى اجراى اين امر ده هزار درهم داد، او به خاطر ده هزار درهم در تعقيب دعبل شب و روز نمى شناخت ، تا اينكه دعبل را در قريه اى از نواحى ((سوس )) پيدا كرد، سرانجام شبى او را غافلگير نمود، و بعد از نماز شام سرنيزه مسمومى را به پاى او فرو برد، و اين ضربه آنچنان كارى بود، كه دعبل در همان شب در آن قريه شهيد شد، قبرش (طبق قول بعضى ) در همانجا است .
او با يك دنيا شهامت و افتخار از اين جهان فانى درگذشت ، اما اشعار تكان دهنده او هنوز به دلها و جانها روح مى دمد و الهام مى بخشد.
پس از شهادتش او را در خواب ديدند كه لباس سفيد پوشيده ، از علت آن پرسيدند، جواب داد:
اشعارم را براى پيامبر (ص ) خواندم ، آنحضرت مرا تحسين و شفاعت كرد و لباسهائى كه بر تن مباركش بود به من بخشيد.(230