0

داستان باستان آیت الله نوری

 
ariya_tbs
ariya_tbs
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 1395

پاسخ به:داستان باستان آیت الله نوری
جمعه 19 اسفند 1390  11:31 PM

نهضت محمد (نفس زكيه ) در مدينه

محمد فرزند عبدالله محض ، از مردان شجاع و غيور تاريخ اسلام است ، كه بر اثر كثرت عبادت و پارسائى او را ((نفس زكيه )) (وجود پاك ) مى خواندند، او در اين مدتى كه مخفى بود، همواره در انديشه نهضت بر ضد حكومت ظالمانه منصور بسر مى برد و تا آنجا كه امكان داشت ، كمك مى طلبيد و براى يك نهضت اساسى تدارك مى ديد، تا آن زمان كه بسال 145 هجرى در ماه رجب همراه 250 نفر وارد مدينه شد و صداى تكبير را بلند كرد و علنا بر ضد منصور پرچم برافراشت ، و با همراهان درب زندان مدينه را شكستند و زندانيان بى گناه را آزاد ساختند او مردم را به دور خود جمع نمود و به منبر رفت و هدف خود و جنايت ها و ستمهاى حكومت منصور را تشريح نمود و طولى نكشيد كه حجاز را قبضه كرد.
منصور از راههاى گوناگون براى تسليم شدن محمد وارد شد ولى نتيجه نگرفت ، سرانجام از راه جنگ وارد شد و عيسى بن موسى برادرزاده خود را با چهار هزار سوار و دو هزار پياده براى مقابله با محمد، به مدينه فرستاد.
محمد با همراهان اندك خود، در برابر سپاه مجهز منصور مردانه مى جنگيدند، در اين ميان محمد ليست اسامى بيعت كنندگان با او را سوزاند، و سپس فرياد زد كه اكنون مرگ براى من گوارا است ، و اگر آن ليست را از بين نمى بردم ، اسامى آنها به اطلاع منصور مى رسيد، و عده زيادى كشته مى شدند.
محمد و همراهان همچنان با كمال شهامت مى جنگيدند، حتى چند بار ((عيسى بن موسى )) تقاضاى آتش بس كرد، ولى محمد كه از حيله و نيرنگ او آگاهى داشت ، به جنگ ادامه داد، اما در اين بحران دشوار، بيعت كنندگان ، اطراف محمد را خالى كردند و تنها 316 نفر با او ماندند، اين مردان با شهامت گويا مرگ را به دوش مى كشيدند، آنقدر جنگيدند تا شهيد شدند.(199)


تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها