پاسخ به:داستان باستان آیت الله نوری
جمعه 19 اسفند 1390 11:17 PM
عمرو بن حمق در برابر معاويه پس از آنكه على (ع ) شهيد شد، و معاويه بر همه جا تسلط يافت عمرو بن حمق همچنان شيفته و شيداى على و مرام على (ع ) بود و در پشتيبانى و حمايت از آل محمد (ص ) و امر به معروف و نهى از منكر، از سرزنش هيچ سرزنش كننده اى نمى هراسيد و چون كوهى عظيم ، استوار بود و در برابر منكرات و بدعتها ايستادگى مى كرد.
معاويه ، زياد بن ابيه را حاكم كوفه كرد و به او دستور داد كه ياران و شيعيان على (ع ) را سخت تحت فشار قرار دهد.
زياد بن ابيه ، كاسه از آتش داغتر، تا آنجا كه مى توانست نسبت به على (ع ) و ياران او هتاكى كرد، و علنا در مسجد بالاى منبر، سب على (ع ) مى نمود و شيعيان و طرفداران على (ع ) را به قتل و شكنجه تهديد مى نمود.
حجر بن عدى و عمرو بن حمق از آن مردانى بودند كه از اين بادها نمى لرزيدند و با كمال شهامت ، زياد را به باد انتقاد مى گرفتند و سرسختانه از حريم مقدس سرورشان على (ع ) حمايت مى كردند.
فعاليتها و تلاشهاى حجر و عمرو و افراد ديگر از شيعيان را به زياد گزارش مى دادند، تا يكبار، درباره عمرو بن حمق گزارش دادند كه : ((او شيعيان ابوتراب را به دور خود گرد آورده و بر ضد حكومت بنى اميه به فعاليت پرداخته است .))
زياد پس از سكوت طولانى ، نماينده خود را نزد ((عمرو)) فرستاد كه به او بگويد همين الان بايد به مسجد بيايد و در حضور ماءموران قرار گيرد.
ابوالوليد ماءمور زياد، نزد ((عمرو)) آمد و با زبان دوستى و خيرخواهى گفت : اى عمرو! اگر با امير كنار بيائى و جانت را از غضب و قدرت او حفظ كنى بهتر است زيرا او مرد ستمگرى است ، تازه گمان نكن كه قتل تو او را از كارش بازدارد.
عمرو گفت : سوگند به آن خدائى كه جانم در دست قدرت اوست ، در راه حمايت از حق سكوت نخواهم كرد و هيچگاه كمك كار باطل نخواهم شد.
سينه زياد از اين رشادت و صراحت لهجه ، به تنگ آمد و در اين مورد از معاويه نظر خواست ، معاويه چه مى توانست بگويد، غير از اينكه فرمان قتل همه جوانمردان و يكتاپرستان را صادر كند.
زياد به دستور اربابش معاويه ، عده اى از ماءمورين را براى دستگيرى ((عمرو)) و همدستانش فرستاد، درگيرى مختصرى واقع شد، بالاخره عمرو از دست ماءمورين گريخت و به خارج كوفه فرار كرد.
زياد كه سخت خشمگين شده بود، به ماءمورين خود فرياد زد، كه اين مرد خزاعى را به هر طريقى هست ، گرچه به خراب كردن تمام خانه هاى كوفه بستگى داشته باشد، دستگير كنيد و بياوريد، ولى عليرغم همه اين دستورات خشن ، نتوانستند، ((عمرو)) را دستگير كنند، با دست خالى نزد زياد برگشتند.