0

داستان باستان آیت الله نوری

 
ariya_tbs
ariya_tbs
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 1395

پاسخ به:داستان باستان آیت الله نوری
جمعه 19 اسفند 1390  11:15 PM

سرباز 93 ساله

مردم و شخصيتهاى كوفه در حقيقت آماده آن بودند كه حسين (ع ) را با آغوشى باز بپذيرند و زير پرچم او، با هر گونه بيعدالتى و تباهى مبارزه نمايند و خود را از حكومت سياه بنى اميه نجات بخشند.
و روى همين آمادگى نامه هاى فراوان به عنوان دعوت از امام حسين (ع ) براى آن بزرگوار فرستادند.
از آنسو ابن زياد غلام حلقه بگوش بنى اميه ، خود را براى هر نوع جنايتى كه اركان حكومت يزيد را استوار سازد آماده كرده بود، وقتى كه از تصميم مردم آگاه شد، 4500 نفر از بزرگان و متنفذين شيعيان و ياران على (ع ) را كه بارها در ركاب آن حضرت به نبرد پرداخته بودند و تجربه كافى در پيكار داشتند، دستگير كرده و زندانى نمود.(138)
اين راد مردان در زندان تحت شكنجه هاى سخت بودند و حتى يكروز به آنها غذا مى رساندند و يكروز نمى رساندند.
از اينرو نتوانستند امام حسين (ع ) را در كربلا يارى كنند(139) و پس از شهادت امام حسين (ع ) نيز همچنان در زندان زير غل و زنجير بسر مى بردند تا آن هنگام كه يزيد با روئى سياه و پشتى خميده از سنگين ترين جنايتها، به جهنم سرازير شد و در خونابگاه و سپيان سقوط كرد(140).
خبر مرگ يزيد در كوفه پخش شد، ابن زياد آن والى خون آشام و پليد در اين وقت در بصره بود، شيعيان كه در خفقان بودند، زنجيرهاى استعمار را پاره كردند و بخانه ابن زياد هجوم برده و اموال او را كه اموال مظلومان و محرومان بود، غارت كردند، و سپس درهاى زندانها را شكستند و 4500 نفر مرد را آزاد ساختند.
مردانى را كه خونشان در زير شكنجه زندان بجوش آمده بود، و خبر شهادت حسين (ع ) آنها را سخت ناراحت كرده بود.
آنان پس از آزاد شدن از زندان ، با تصميم آهنين آماده شدند كه به خونخواهى رهبر آزادگان حسين (ع ) نهضت كنند.
ابن زياد كه از خشم ملت سخت وحشتزده شده بود، راه فرار را بر قرار اختيار كرد و به شام گريخت .
آنها از اين جريان خيل تاءسف خوردند زيرا تصميم آنها اين بود كه نخست ابن زياد را به كيفر سخت برسانند اما معلوم شد كه او در خفاى شكم شترى از ميان در رفته است .
ابن زياد، مروان حكم را همراه سيصد هزار سرباز مجهز به طرف كوفه فرستاد و او را حاكم كوفه كرد.
اين مردان آزاد شده از زندان روز و شب نمى شناختند و در ريشه كن ساختن درخت پليد بنى اميه و بنى زياد، سخت مى كوشيدند، و آنها را كه در نهضت كربلا، در جبهه يزيد بودند و بر ضد فرزند پيامبر (ص ) خدمت مى كردند، به سزاى عملشان مى رساندند.
پيش مرگهاى لشگر شام كه صد هزار نفر بودند به سر رسيدند، آزادشدگان از زندان با بانگ الله اكبر و فرياد يا لثارات الحسين (141) به استقبال سپاه ابن زياد شتافتند، نبرد سختى درگرفت ، همانطور كه خداوند وعده داده است كه اگر مسلمانان 20 نفر صابر و بردبار باشند بر 200 نفر پيروز خواهند بود(142) در اين نبرد نيز شيعيان 12 هزار نفر از سپاه شام را به دوزخ فرستادند.
سياهى شب صحنه جنگ را خاموش كرد، روز بعد نبرد سخت ترى شروع شد، شمشيرهاى براق و بران ياران اميرمؤ منان على (ع ) و دودمان پيامبر (ص ) چهل هزار نفر شامى طرفدار يزيد را به خاك و خون كشاند. و بقيه نيز فرار كردند.
ولى ابن زياد دوباره نيز آنها را برگرداند، سپاه شيعه در مرحله سوم نيز همچنان سپاه ابن زياد را بخاك هلاكت مى انداخت ، در اين هنگام كه سپاه شيعه تحت رهبرى سليمان بن صرد خزاعى (143) مى جنگيدند به سختى مجروح و خسته شده بودند، از فرمانده خود (سليمان ) خواستند كه از صحنه جنگ خارج شوند، ولى سليمان به آنها گفت : ((قبل از شهادت آسايش نيست ، تا خدا و پيامبر را ملاقات كنيم و رضايت آنها را ببينيم )).
با اينكه هفت روز از شروع جنگ مى گذشت ، اين راد مردان همچنان جنگيدند تا اينكه روز هشتم شربت شهادت نوشيدند و به جاودانگى پيوستند.
از عمر سليمان بن صرد خزاعى رئيس اين راد مردان در اين موقع 93 سال مى گذشت . (144)

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها