پاسخ به:داستان باستان آیت الله نوری
جمعه 19 اسفند 1390 11:07 PM
بدرقه كنندگان ابوذر در حقيقت ابوذر براى دفاع از حريم اسلام و انجام وظيفه مقدس امر به معروف و نهى از منكر، اين صدمات را متحمل مى شد و لذا براى بزرگداشت او لازم بود كه از طرف حق پرستان تاءييدى بعمل بيايد، از اينرو با اينكه عثمان اخطار كرده بود كه كسى ابوذر را بدرقه نكند. و ماءمور جلادش مروان را براى ممانعت از بدرقه گماشته بود، اما شخصيت هاى بزرگى چون على (ع )، حسن و حسين (ع ) و عقيل و عمار وعده اى از بنى هاشم ، ابوذر را بدرقه كردند و هر يك با گفتارى ابوذر را ستودند و تبليغات او را بجا و شايسته معرفى كردند. ارابه زمان مى گشت ، سال 14 هجرى فرا رسيد مسلمين براى جنگ با سپاه فارس به قادسيه (116) روانه شدند، سپاه بيكران فارس با تجهيزات لازم آماده جنگ با مسلمين بودند.
در اينجا به فرازى از گفتار على (ع ) مى پردازيم ، آنجا كه به ابوذر رو كرد و گفت :
((اى ابوذر! تو براى خدا خشم كردى ، به او اميدوار باش ، مردم به حساب دنياى خود از تو ترسيدند و تو هم به خاطر دينت از آنان ترسيدى از اينرو ترا به بيابانها راندند.
بخدا سوگند اگر آسمان و زمين بر بنده اى تنگ گيرند ولى او پرهيزكار باشد، خداوند راه آسايش او را فراهم مى كند، جز از باطل مترس و جز با حق ، دوستى را انتخاب مكن .))(115)
سرانجام ابوذر در بيابان ربذه ، در آستانه مرگ قرار گرفت و با وضع رقت بارى از جهان چشم پوشيد، اما شهادت او آنچنان موج و انقلابى در دلهاى مسلمين بوجود آورد كه طولى نكشيد جمع شدند و بزندگى عثمان خاتمه دادند.
اتخاذ تدابير در مقابل حيله دشمن
مى نويسند:
در ميان سپاه فارس 33 فيل وجود داشت و مخصوصا فيل سفيد رنگ در قلب لشكر قرار گرفته بود، اسبهاى مسلمين از آن فيلها رم مى كردند و همين موضوع باعث شده بود كه اسبهاى مسلمين بجلو نمى رفتند.
مسلمانان كه دست پرورده مكتب اسلام بودند، از پاى ننشستند، در اين باره انديشيدند و به مشاوره پرداختند و چنين تدبير نمودند كه شتر بزرگى انتخاب كرده ، پارچه هاى رنگارنگ بروى آن افكندند و اطراف آن شتر را عده اى فرا گرفتند و با همان وضع شتر را به ميدان جنگ آوردند.
در اين وقت اسبهاى عجم بيش از اندازه اى كه اسبهاى مسلمين از فيلهاى عجم رم مى كردند، مى رميدند و با اين تدبير توانستند در برابر سپاهيان فارس كه با اسلام مى جنگيدند مقاومت كنند و سرانجام اسلام را پيشرفت دهند.(117)