0

اسكندر مقدونى

 
ariya_tbs
ariya_tbs
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 1395

پاسخ به:اسكندر مقدونى
جمعه 19 اسفند 1390  10:52 PM

چگونگى وضع عباده مادر جعفر برمكى

از عجائب روزگار آنكه فواره زندگى برمكيان آنچنان سرنگون شد كه محمد بن عبدالرحمان هاشمى نقل مى كند روز عيد قربانى بود، نزد مادرم رفتم ، ديدم زنى فرتوت با لباسهاى مندرس نزد مادرم نشسته و صحبت مى كند، مادرم گفت : اين زن را مى شناسى ؟ گفتم : نه ، گفت : اين ((عباده )) مادر جعفر برمكى است ، من وقتى كه او را شناختم با او قدرى صحبت كردم و لحظه به لحظه از وضع او تعجب مى كردم ، تا آنكه از او پرسيدم اى مادر از شگفتيهاى دنيا چه ديده اى ؟
گفت : اى پسر جان ! روز عيدى مثل چنين روز بر من گذشت در حالى كه چهارصد كنيز در خدمت من ايستاده بودند و من مى گفتم پسرم جعفر، در اداى حق من كوتاهى كرده ، بايد كنيزان و خدمتكاران من بيشتر باشند.
و امروز هم يك عيد است كه بر من مى گذرد، يگانه آرزويم اين است كه دو پوست گوسفند داشته باشم ، يكى را فرش و ديگرى را لحاف خود كنم .
محمد مى گويد: من پانصد درهم به او دادم ، و از اين عطاى ناچيز من فوق العاده خوشحال شد. (77)

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها