0

احادیث امام کاظم ع

 
mamadreza74
mamadreza74
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1390 
تعداد پست ها : 4202
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:احادیث امام کاظم ع
یک شنبه 7 اسفند 1390  12:12 PM

امام کاظم (علیه السلام) و مرد عمری‏

مفید رحمه الله نقل می‏کند: در مدینه مردی بود از نسل عمربن الخطاب، او امام کاظم (علیه السلام) را اذیت می‏کرد، هر وقت آن حضرت را می‏دید به او و علی بن أبی طالب (علیه السلام) ناسزا می‏گفت، بعضی از یاران امام گفتند: اجازه بدهید او را بکشیم، حضرت آنهارا از این کار بسختی نهی کرد.

حضرت از حال آن مرد عمری پرسید. گفتند: او در بعضی از نواحی مدینه به شغل زراعت مشغول است، امام بر مرکب خویش سوار شده به دیدار او رفت و داخل مزرعه او شد، عمری فریاد کشید: زراعت مرا پایمال نکن، امام به حرف او اهمیت نداد تا خودش را به او رسانید. و نزد او نشست و با او شوخی و خوشرویی کرد، بعد فرمود: برای این زراعت چقدر خرج کرده‏ ای؟ گفت: صد دینار، فرمود: چقدر امید داری عایدت شود؟ گفت: علم غیب نمی‏دانم، فرمود: من گفتم: چقدر امید داری؟ گفت: دویست دینار.

امام کیسه‏ ای به او داد که سیصد دینار داشت، فرمود: مزرعه‏ ات نیز مال تو باشد، خدا آنچه امید داری به تو روزی فرماید. مرد عمری برخاست، سر مبارک امام را بوسید و از گذشته ‏ها معذرت خواست، امام تبسم فرمود و به مدینه برگشت و چون به مسجد داخل شد دید مرد عمری در مسجد نشسته و می‏گوید: «الله اعلم حیث یجعل رسالته».

یاران مرد عمری پیش او آمده گفتند: چه شده!؟ چرا عوض شده‏ای؟! گفت: آنچه را که گفتم شنیدید؟ آنگاه شروع به دعا کردن برای امام کرد، با او مخاصمه کردند، او نیز با آنها مخاصمه نمود، امام چون نزد یاران خویش آمد، فرمود: کدام کار بهتر بود، آنچه شما گفتید یا آنچه من کردم. (ارشاد: ص ۲۷۸).

دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم

                                      امروز او مارا ......

                                                       فردا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها