پاسخ به:احادیث امام کاظم ع
یک شنبه 7 اسفند 1390 12:08 PM
- عبادت
۲ – عبدالله قروی از پدرش نقل کرده گوید: محضر فضل بن ربیع رفتم، او در پشت بام نشسته بود، گفت: نزدیک بیا، نزدیک رفتم تا محاذی او شدم، گفت: به آن اتاق نگاه کن، نگاه کردم،گفت: چه چیز میبینی؟ گفتم: یک لباس که به زمین انداختهاند. گفت: دقت کن، بدقت نگاه کردم، گفتم: مردی را میبینم که در حال سجده است.
گفت: او را میشناسی؟ گفتم: نه، گفت: او مولای تو است، گفتم: مولای من کیست؟ گفت: خود را به نادانی میزنی؟! گفتم: نه، ولی برای خود مولایی نمیشناسم. گفت: این ابوالحسن موسی بن جعفر است، من شب و روز حال او را زیر نظر دارم، او را همیشه در این حال یافته ام، او نماز صبح را میخواند، تا طلوع آفتاب به تعقیب مینشیند، بعد سر به سجده میگذارد تا ظهر میرسد، به بعضی از خدمتکاران زندان گفته است چون ظهر شود او را خبر کند. وقتی که غلام، اعلام ظهر میکند، برخاسته بدون وضو شروع به نماز میکند، از آن میدانم که در سجده نخوابیده است.[۳]
دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم
امروز او مارا ......
فردا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟