راه رهبری_3
دوشنبه 1 اسفند 1390 9:29 AM
1. قانون داد و گرفت چيست؟
رهبر چه نوع شخصي است؟ او فردي است كه قرار است بدهد و قرار نيست كه دريافت كند. او در (عمل) دادن نبايد هميشه يك چيز مشابه بدهد. او همواره بايد چيزهائي تازه ارائه دهد. آيا موعظه كردن دشوار نيست؟ تدريس اصل الهي با توجه به ترتيب فصل بندي آن ميتواند ارائه شود، اما موعظه كردن دشوار است. علت اين است كه چيز مشابه را نميتوان دوباره داد. اينطور نيست؟ شما نميتوانيد چيزهاي مشابه را دوباره مطرح كنيد. بسان والدين كه بايد در دادن انواع مواد غذائي به فرزندانشان بهگزين باشند، چيز مشابه نبايد دوباره داده شود.
وقتي كه چيزي براي دادن نداريد، بايد آن را از خدا دريافت كنيد. قرار است كه شما چيزهاي دريافتي از خدا را براي اعضاء فراهم و آماده كنيد. آيا اين درست نيست؟ با خدا در اين مورد مشورت كردن و … سرانجام شما نمايندة خدا ميشويد. شما حتي در زمان دعا تحت تأثير دعاي خودتان قرار خواهيد گرفت. زمانيكه شما در آن حوزه دعا كنيد آنگاه همه شيفتة خدا شده و شما اين احساس را بدست خواهيد آورد كه خدا قدرت برانگيزنده و اساس و سرچشمه است. وقتي مردم چنين چيزي را تجربه كنند، آنگاه درك خواهند كرد كه مطلقاً به خدا نياز دارند. براي اينكه بتوان براي شيفته شدن حضار اين چيزها را به يكديگر مرتبط كنيم، دعا بطور مطلق ضروري است.
شخصيتهاي بزرگ تاريخي، كسانيكه نامشان در تاريخ ثبت شده است، از عالمان و دانشمندان بزرگ نبودند. مردان و زنان بزرگ كساني هستند كه تشنة قلب ايمان هستند. زمانيكه شما به حوزهاي پا ميگذاريد كه در حين لبريز شدن قلب ايمان شما، خود بطور كامل غرق در لذت ميشويد، حضار مجذوب آن وضعيت خواهند شد.
شما بايد بدهيد، اما براي دادن بايد تدارك ببينيد؛ كجا ميتوانيد تدارك ببينيد؟ شما در دفتر مركزي با گوش فرا دادن به سخنان من ميتوانيد جواني خود را از سر گيريد، ولي وقتيكه در مكاني بسيار دور تنها هستيد، بايد جادهاي براي تدارك از جانب خدا بسازيد. براي انجام اين امر، شما بايد استعدادهاي خود را تقويت كنيد. وقتي براي رفتن به جائي برنامهريزي كرديد، شما به تنهائي سفر نخواهيد كرد. شما بايد الهام گرفته و در حين رفتن به خدا، والدين راستين، پدر، و مادر خدمت كنيد، با اين ايمان كه دنيا توسط شما داوري خواهد شد. شما بايد بيانديشيد كه حوادثي را كه با آن روبرو ميشويد، تأثير بسيار عظيمي در مشيت الهي خواهند داشت، و به هر جا و مكان كه پا ميگذاريد، بايد بعنوان يك سپر داوري عمل كنيد. اگر شما سه بار به يك مكان رفته و در آنجا بشكل واقعي بدهيد، اين امر باعث ورود شما به حوزهاي ميشود كه در آن بطور طبيعي احساس ميكنيد كه وقتي شما ميرويد خدا نيز ميرود، وقتي كه شما ميآئيد خدا نيز ميآيد. وقتي به چنين چيزي نائل آمديد، به هر جا كه برويد، پيشرفت وجود خواهد داشت.
***
شما بايد با قلب والديني بدهيد و نبايد متمركز بر آرزو و جاه طلبي خودتان دست به اين كار بزنيد. چون پدر اينچنين عمل ميكرده است، شما نيز بايد چنين كنيد. چون اين كلام از طريق اشك بدست آمده است، شما نيز بايد از طريق اشك آن را بدهيد. شما بايد بر روي زمين، جائي كه حقيقت وجود ندارد، آن را بكاريد.
***
روش و فلسفة مركزي نهضت هماهنگ در اينجا پديدار ميشود. در زمان دادن از چه نوع قلبي بايد برخوردار باشيد؟ قرار نيست كه شما با قلب يك دوست بدهيد. بعلاوه، قرار نيست كه با طرز تلقي يك مالك و صاحب در حين دادن چيزي به خدمتكارش بدهيد. شما بايد در حين دادن از قلبي والديني برخوردار باشيد. شما بايد بتوانيد داراي قلبي والديني بوده، در لباس خدمتكار زيسته، براي بشريت اشك ريخته، براي زمين عرق ريخته و براي بهشت خون بيافشانيد. معني آن اين است كه شما بايد داراي قلبي افسرده باشيد، چون بعد از دادن ديگر هرگز قادر به دادن نخواهيد بود. خدا اينگونه است.
قلب والديني ايجاب ميكند كه شما بعد از دادن سر خود را با خجالت فرو بياوريد، متأسف بودن به اين دليل كه حتي اگر ميخواهي چيزي بهتر اهداء كني ولي قادر نيستي؛ و اين مهر و عاطفة والديني است. كدام والدين توانسته است بعد از دادن چيزي به فرزندانش بگويد، "خب حالا ما به اندازة كافي دادهايم"؟ قلب والديني آن چنان است كه ميگويند، "من در آينده بيش از اين خواهم داد زيرا اگر چه ميخواهم بيش از اين بدهم ولي اين همة آن چيزي است كه دارم." به همين دليل حتي اگر فرزند دزد باشد، والدين او را دوست خواهند داشت. اينطور نيست؟
***
رفتار شما در حين دادن و اهداء كردن چگونه بايد باشد؟ شما نبايد باقي ماندة چيزي را بدهيد، متوجه ميشويد منظورم چيست؟ اگر شما باقي ماندة غذاي خود را بدهيد، آنگاه مردم حتي بعد از خوردن آن احساس بيزاري كرده و براي شما آب دهان پرتاب خواهند كرد. براي مثال، وقتي كه كيك برنج به كسي ميدهيد، اگر شما در ميان پنج قطعه براي انتخاب يك قطعه از آن وقت بسياري را تلف كنيد، يكي را برداريد و بعد زمين بگذاريد و دوباره يكي ديگر برداريد و دوباره آن را زمين بگذاريد، آنگاه، اين عمل بدتر از ندادن است. براستي اينطور است. اين عمل بدتر از ندادن است. اگر قرار است بدهيد و تعداد پنج قطعه كيك هم موجود ميباشد، شما نبايد در انتخاب نيمي از آنها و دادن آنها به ديگران احساس خجالت داشته باشيد. در اين صورت، مردم از شما تشكر خواهند كرد، اما اگر خجالتي بوده و اين دست و آن دست كنيد، مردم حتي بعد از مديون شدن به شما، شما را مورد قضاوت قرار خواهند داد. اين چيزي است كه هست. به همين دليل، براي دادن، قرار است كه شما همراه با خدا بدهيد.
***
دادن همراه با خدا به چه معنا است؟ اين به معناي برخوردار بودن از قلب والديني است. برخوردار بودن از قلبي والديني در لباس خدمتكار … چه نيازي به بودن در لباس خدمتكار داريم؟ چون شما تلاش داريد تا خدمتكاران را نجات دهيد، بايد بيش از آنها به خدمتكار شبيه باشيد. آيا مردم دنيا فرزندان خدمتكار نيستند؟ چون خدا سعي در نجات اين خدمتكاران دارد و همچنين سعي دارد كه آنها را دوست بدارد، ميزان سختي و دشواري اين كار را تصور بفرمائيد. آيا فكر ميكنيد كه اين كاري ساده و آسان است؟
***
كساني كه سعي دارند ده تا بدهند و صد تا دريافت كنند، نابود خواهند شد. افرادي اينچنين نميتوانند به دنياي قلب پا بگذارند. دنياي بهشتي دنياي دادن است. چيزهاي مادي بوجود آورندة مشكلات نيستند. دادن راه روي هم انباشتن شايستگي و لياقت است. در حين دادن شما بايد چيزهاي مادي را به قلب خود بيافزائيد. هيچ كسي نميتواند چيزهائي را بگيرد كه شما همراه با قلب خدا ميدهيد.
خدا در عهد قديم، در مقام خدمتكار داد، و در عهد جديد در مقام برادران داد. اكنون زمان آن است كه در مقام والدين بدهد. از آنجائيكه ما چيزهائي را دريافت كرديم كه خدا در مقام والدين اهداء نموده است، ما هم بايد در مقام والدين با قلب والديني بدهيم. وقتي شما از خود چنين شخصيتي ساختيد، خدا قادر نخواهد بود از شما دست بكشد.
وقتي با طرز تلقي خلاص شدن از شر دشمن چيزي ميدهيد، نميتوانيد بر ناسازگاري و تناقض غلبه كنيد. ما بايستي قلب خدا را بفهميم كه همواره سعي دارد بدهد. ما بايد قلب خدائي را بفهميم كه در طي شش هزار سال براي دادن ميجنگيد.
يك فرد خوشحال كسي است كه بتواند بدهد در هر زمان كه ميخواهد بدهد، و بتواند بگيرد در هر زمان كه بخواهد بگيرد. شخص بدبخت كسي است كه نتواند بدهد حتي اگر خواستار دادن باشد و نتواند بگيرد حتي اگر خواستار گرفتن باشد. از اين نقطه نظر، خدا وجودي غمزده و بدبخت است.
***
شما در حين عشق به مردم، صرفنظر از ميزان سرمايهگذاريتان، نبايد به آن بيانديشيد، نبايد افسوس بخوريد، و نبايد ميزان سرمايهگذاري خود را به خاطر بسپاريد! من ميخواهم بيشتر بدهم ... بنابراين، زمانيكه مقداري خوراكي خوشمزه داريد، و اگر آن را در خلوت و تنهائي بخوريد، آنگاه شما رهبري هستيد كه بزودي ميميرد. اگر چيزي براي خوردن داريد نبايد از آن ميل كرده بلكه آن را نگه داشته و آرزو كنيد كه بتوانيد آن را به يك نفر بدهيد حتي اگر خودتان نتوانيد از آن بخوريد، و به اعضاء فكر كنيد زيرا نميتوانيد از آن بخوريد؛ شما بايد از خود چنين شخصي بسازيد. شما بايد رهبراني بشويد كه چنين قلب والديني را در خود پروراندهاند.
***
وقتي مادري به كودك خود شير ميدهد، آيا ميانديشد كه "من به او شير ميدهم چون ميخواهم چندين برابر آن را در آينده از او بگيرم؟" مادران ناراحت هستند از اينكه نميتوانند بيش از اين بدهند. چيزي كه تا به ابديت باقي ميماند قلب والديني است كه بدنبال دادن چيزي اشك ميريزند، زيرا نميتوانند بهتر از آن بدهند. آنها بعد از انجام اين كار، اگر چه ميخواهند كه بيشتر بدهند اما قادر نيستند چرا كه بيشتر از آن ندارند، به همين خاطر با قلبي ناراحت به گريه ميافتند. چنين والديني بطور حتم به فرزندانشان راه فرزند خلف را آموزش ميدهند. مراحل بازسازي جائي است كه چنين قلبي در آن است. بازسازي غير ممكن خواهد بود اگر كسي اين دوره را ترك كند.
***
به همه چيز بعنوان چيزهائي مقدس احترام بگذاريد. به خودتان بعنوان انساني مقدس احترام بگذاريد. به روحتان بعنوان روحي مقدس احترام بگذاريد. به تمامي مردم احترامي عميق قائل شويد، قطع نظر از اين كه چه كسي در برابر شما است. از خود يك پاندول بسازيد، و با فركانس خدا به ارتعاش درآمده و به لرزه درآئيد. با فروتني خدا به ارتعاش درآئيد. همواره بهترين چيزي را كه داريد با ديگران سهيم شويد. آزادانه بدهيد كه كامياب خواهيد شد.
***
شخصي كه بطور مداوم سرمايهگذاري ميكند بدون اينكه انتظار بازگشت مستقيم داشته باشد، شخص مركزي، يعني كسي كه همه چيز را به ارث خواهد برد، كسي با والاترين خصلت پارسائي و خلف بودن يك فرزند خواهد شد. در يك خانوادة ده عضوي، با حضور پدربزرگ و مادربزرگ، كسي كه بيش از ديگر اعضاء براي ديگران زندگي ميكند، شخص مركزي خواهد شد. همين اصل به ترتيب در مورد ميهن پرستان در كشور، يا مقدسين در دنيا صدق ميكند. هر چه بيشتر سرمايهگذاري كنيم بدون اينكه انتظار بازگشت مستقيم داشته باشيم، بعنوان يك ميهن پرست، مقدس و يك پسر و دختر الهي به سطحي بالاتر صعود خواهيم كرد.
خدا از آغاز تاريخ بشر، براي ديگران زيسته و خود را بيشتر از هر وجودي فدا كرده است. او بطور مداوم خود را گذاشته بدون اينكه انتظار بازگشت مستقيم داشته باشد و چون بطور ابدي به اين كار ادامه خواهد داد، پادشاه و جد تمامي آنهائي خواهد بود كه چنين زيستهاند.
***
خدا از ما ميخواهد تا بيش از فقط گرفتن، بدهيم. ما بايد وجود خود را براي خاطر ديگران بگذاريم.
برنامة آموزشي
ارزشهاي ونگو
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.