کلید طلایی؛ دعا_1
دوشنبه 17 بهمن 1390 9:45 AM
دعا در لغت به معنی صدا زدن است.
دکتر الکسیس کار میگه : دعا قدرتمندترین صورت انرژی است که انسان می تواند ساطع کند.
دوستان عزیز !
اصل اینه که ما دعا کنیم ولی شرط اولیه ی رسیدن به خواسته اینه که باور کنیم دعای ما به جواب میرسه ، شرط اصلی و مهم تلقین مثبته.
تلقین یعنی جلو جلو لطف خدا رو دیدن ، اصل دعاست ، ولی شرط اجابت دعا تلقین مثبت است.
یه نفر توی خواب دید رفته پیش فرشته ها ، تند تند داشتن دارن پاکت هایی رو باز می کنن ، رفت جلو و گفت : ببخشید ، این نامه ها چیه ؟
- اینا دعاهای مردمه ، ما مسئول باز کردنشون هستیم و اینا رو می فرستیم برای خدا ... ببخشید اصلا وقت نداریم.
این بنده ی خدا یه مقداری جلوتر رفت و دید یه عده ی زیادی از فرشته ها تند و تند دارن یه نامه هایی رو تو پاکت میذارن!
گفت : ببخشید ، شما چیکار می کنید ؟
- اینا جوابهای خدا برای دعاهای مردمه ، ما داریم اجابت دعاها رو برای کسانی که دعا کردن می فرستیم ، ببخشید سرمون خیلی شلوغه ...
یه کم دیگه رفت جلو دید یه عده از فرشته ها بیکار نشستن ، گفت ببخشید اینجا چیکار می کنید ؟ چرا بیکارید ؟
- اینجا بخش تصدیق پاسخ های مردمه ، کسانی که به واسطه ی اجابت دعاهاشون از خدا تشکر می کنن ، نامه های تشکرشون میاد اینجا ، ولی متاسفانه کسی تشکر نمی کنه و به همین خاطر ما بیکاریم.
یک نفر خواب خدا رو دید ، تو خواب به خدا گفت خدایا میشه فردا نهار بیای خونه ی من ؟ خدا تو خواب بهش گفت بله میام.
وقتی از خواب بیدار شد ، سر از پا نمی شناخت ، شروع کرد به آماده شدن و پختن نهار و مرتب کردن خونه اش.
نزدیکای ظهر زنگ خونه ش به صدا در اومد ، گفت : چه خدای خوبی ؟ زودتر از موعد اومد ، رفت و در رو باز کرد ، دید یه پسربچه با لباس های کهنه جلوی در ایستاده .
- آقا من یتیم هستم و لباسی ندارم ، می تونید به من کمکی بکنید ؟
مرد بدون اونکه جوابی به پسربچه بده ، با عصبانیت در رو بست : من منتظر خدا هستم ، این پسرک چی میگه دیگه!
چند دقیقه بعد دوباره در خونه ش رو زدن ...
مرد با خودش گفت اینبار دیگه حتما خداست ، با لبخند به سمت در رفت ، مرد ژنده پوشی رو دم در دید.
- آقا من فقیرم ، سه روزه که چیزی نخوردم ، اگر خوردنی تو خونه داری کمی هم به من بده !
مرد باز هم بدون اینکه چیزی بگه در رو محکم بست : یه روز خدا خواست بیاد ها ، ببین چقد مزاحم پیدا میشه!
موقع نهار فرا رسید و باز هم در خونه به صدا در اومد ، مرد با خودش گفت : چه خدای وقت شناسی دارم ، سر وقت نهار اومد !
اینبار خوشحال تر سمت در خونه رفت ، در رو که باز کرد وا رفت ...
نون خشکی بود.
- آقا از صبح تا حالا چیزی گیرم نیومده ، شما نون خشک تو خونه تون ندارین به من بدید ؟
مرد با عصبانیت داد زد : من منتظر خدام ، شما ها چرا انقد مزاحم من و مهمونم میشید . و در رو محکم بست.
ظهر گذشت ، بعد از ظهر هم گذشت و خبری از خدا نشد ، شب رسید و مرد خوابید ...
دوباره خدا رو تو خواب دید ، با ناراحتی گفت : خدایا چرا بدقولی کردی ؟ چرا امروز نیومدی ؟ چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟
خدا بهش گفت : اشتباه می کنی ، من سه بار در خونت رو زدم ، بهت نگاه کردم ، باهات حرف زدم ، ولی تو هر دفعه در رو محکم بستی...
دوستان عزیز !
خدا همینجاست ، کنار ما ، خیلی سخت نگیریم ، بعضی ها میگن ما انقد گناه داریم و آلوده ایم که اگه دعا هم کنیم خدا هیچ توجهی به ما نمی کنه !
آخه این چه غولیه که از خدا تو ذهنمون ساختیم ؟ به خدا این تصورها در مورد خدا غلطه.
یه مثال بزنم واستون :
یه بچه ای داره از رو جدول خیابون راه میره ، یهو پاش لیز میخوره و میفته تو جوب آب و هر چی آشغال و بوی بد و لجنه میچسبه به این بچه هه !
حالا از شما سوال می کنم ، این بچه با این سر و وضع اولین جایی که میره کجاست ؟
غیر از اینه که اولین جایی که میره پیش مادرشه ؟ مادره غر میزنه ها ، این چه سر و وضعیه واسه خودت درست کردی ، ولی با آغوش باز لباسهای بچه رو عوض می کنه ، اون رو حموم میبره و تمیزش می کنه از آلودگی ها.
دوست من ! هر وقت آلوده ی آلوده ی آلوده ی آلوده شدی ، تنها کسی که میتونی پیشش بری خداست.
نگو آلوده ام ، خدا طردم می کنه ، صدامو نمی شنوه...
پیامبر فرمودند : خدا شنونده ی دعاست.
شیخ خرقانی از عرفای بزرگ یه شب در حال عبادت بود ، ندایی از طرف خدا رسید که : ای شیخ ! میخواهی دورن تو را به مردم نشان دهیم تا از گرد تو پراکنده شوند ؟
شیخ خرقانی در پاسخ گفت : می خواهی چنان از بخشش و مهربانی تو برای مردم بگویم که دیگر هیچ کس عبادتت نکند؟
جواب داده شد : نه تو چیزی بگو و نه ما !
خدا خیلی مهربونه ، همه رو می بخشه. از رحمت و بخشش و مهربونی خدا مبادا ناامید بشید ها .
این مطلب برداشتی است از کلاس " تکنیک های موفقیت" استاد شاهین فرهنگ است.
منبع: بانکی
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.