گفت و گوی تفصیلی با استون: مردم آمریکا هم با شما هستند؛بگویید "مرگ بر امپریالیسم آمریکا"
یک شنبه 30 بهمن 1390 12:53 AM
شان علی استون چند ماه پیش در ایران معروف شد.زمانیکه به کشورمان آمد و پس از آن در یک نشست مطبوعاتی پر حاشیه شرکت کرد.در مورد فلسفه حضورش در سرزمین پارسیان سخن بسیار است. ولی استون برای غافلگیر کردن ایرانیها انگار راهکارهای بسیاری اندیشیده و مسلمان شدنش در اصفهان و نزد آیتالله ناصری هم از آن کارهایی بود که برای همه جالب بود.
دور روز قبل از وارد شدنش به حلقه میلیاردی مسلمانان، در هتل عباسی به دیدنش رفتیم و روز قبل از این گفت و گو راهپیمایی ۲۲ بهمن را دیده بود.
با استون در مورد سینمای ایران و انگیزه حضورش در کشور سخن گفتیم سخنانی که شاید بهتر نشان دهد شان استون یا علی استون کیست؟
اما مسلمان شدن او هم از مواردی بود که نمیتوانستیم از آن بگذریم پس به محض شنیدن خبر مسلمان شدن شان کریستوفر علی استون در تماسی تلفنی با وی در رابطه با این تصمیمی که جهان را شگفت زده کرد هر چند کوتاه گفت و گو کردیم.
مسلمان شدن تو ما را شگفتزده کرد
چرا؟ بعید بود مسلمان شوم؟
نه ولی خیلی غیر منتظره بود
این کار را با تحقیق انجام دادم و حداقل برای خودم که غیر منتظره نبود چرا که به نظر من اسلام ادامه ادیان ابراهیمی است و همه از یک جا آمدهاند
ولی باید یک چیز خاص در اسلام دیده باشی که علاقهمند به اسلام شدی وگرنه تو یهودی هستی و مسیحیت هم پیش رویت بود
پدرم یهودی است ولی مادرم مسیحی است ضمن اینکه آنچه مرا به اسلام جذب کرد رابطه بی واسطهای است که در این دین با خدا وجود دارد. در اسلام لازم نیست به کشیش متوسل شوی و این یک نعمت است به نظرم اسلام واقعی هنوز شناخته نشده است
روز راهپیمایی ۲۲ بهمن در اصفهان حضور داشتی.حضور مردم را دیدی؟
بله حضور باشکوهی بود.
با توجه به شعارهایی که در این راهپیمایی داده می شد و سمت سوی اصلی اش هم به سوی دولت آمریکا بود مشکلی برایت به وجود نیامد؟
نه اصلا این طوری نبود و تغییری در نظر من ایجاد نشد. من فقط درباره شعارهایی که در این راهپیمایی داده میشد یک نظر داشتم.
چه نظری؟
وقتی میگویند «مرگ بر آمریکا»اینگونه استنباط می شود که این یعنی مرگ بر مردم آمریکا و حتی ممکن است دستاویز برخی ها هم قرار گیرد در صورتی که خود مردم آمریکا هم با شما همدردند و از دولت آمریکا جدا هستند.
به نظرت باید چه میگفتند؟
«مرگ بر امپریالیسم آمریکا»چون این امپراتوری نه تنها به مردم جهان بلکه به مردم خود آمریکا هم فشار وارد میکند. اگر این شعار به این شکل تغییر میکرد خیلی بهتر بود اینگونه مردم غرب هم با شما هم پیمان میشدند.
چند روز پیش به برنامه هفت رفته بودی آیا بعدش مطالبی را که رسانهها در مورد حضور تو در این برنامه نوشتند را خواندی؟
نه چه نوشته بودند؟
خیلی انتقاد شده بود از اینکه تو در مورد سینمای ایران اطلاعات نداری
فضای انتقاد در سینمای ایران بسیار خطرناک است و در این زمینه افراط زیادی شده است من به ایران نیامدم که از سینمای شما انتقاد کنم.
خب خودت بگو برای چه کاری آمدهای
من آمدهام تا دری باز کنم برای آینده، تا کارهای مشترکی انجام شود و این کارهای مشترک آینده خوبی را برای سینما ایجاد میکند. این غروری بیجاست که فکر کنید چون من راجع به سینمای ایران چیزی نمیدانم حق صحبت هم ندارم.
درباره حضورت در ایران حرف و حدیث زیاد بوده.از خودت می پرسم اصلی ترین دلیل حضورت در ایران چیست؟
من اولین باری که به ایران آمدم زمانی بود که هیچ اطلاعاتی در مورد این جا نداشتم و در کشور من، ایران را کشوری یاغی میدانستند ولی من آمدم و خواستم که اینجا فیلم بسازم در آن زمان سه پروژه در دست داشتم و الآن هم برای ادامه همان پروژهها در ایران حضور دارم البته در این که من با سیاستهای دولت آمریکا مخالفتهای اساسی دارم هیچ شکی نیست اما بیشتر دوست دارم در ایران پروژههای مشترکی بسازم تا غرب با ایران و اسلام بیشتر آشنا شود من به غیر از ایران دوست دارم در کشورهای چین، هند و برزیل هم پروژههای مشترکی بسازم. من علاقه زیادی به سینمای بینالملل دارم و از ساختن کارهای مشترک خوشم میآید اخیرا هم هم در برزیل بودم و پروژهای داشتم.
حالا این چند وقت که در ایران بودهای قطعا سینمای ایران را تا حدودی شناختهای، نظرت الآن در مورد این سینما چیست؟
البته سینمای شما در مقایسه با غرب عقبتر است شما سوپر استار ندارید مثل مصر که عمر شریف را دارد و در تمام جهان نیز معروف است. فیلمهایی مثل «جدایی نادر از سیمین» هم بر پایه سوپر استارها نمیگردد بلکه فیلمی قوی است که فیلم خود را نشان میدهد تا بازیگرانش. در اینکه سینمای ایران در جشنوارههای بینالمللی شرکت میکند و جوایزی هم کسب میکند شکی نیست ولی باید ستاره پروری کنید و از نظر بازیگر و نحوه بازیگری باید در ایران کار شود. من هیچ گاه سینمای ایران را سینمای بدی ندانستهام چندین فیلم ایرانی به آن طرف راه پیدا کردهاند و من هم آنها را دیدهام و اسمی برای خودشان ساختهاند. من اگر میگفتم سینمای ایران بد است هیچ وقت این کشور را انتخاب نمیکردم و نمیآمدم اینجا تا فیلم بسازم چون به خوب بودن این سینما اعتقاد دارم و الآن اینجا هستم، قصد فیلمسازی دارم و دوست دارم کاری کنم که ماندنی باشد.
اگر بخواهیم به گفته تو در ایران ستارهپروری کنیم چه کنیم تا ستاره داشته باشیم ؟
راههای زیادی وجود دارد. یکی اینکه اجازه بدهیم بازیگران ایرانی به کشورهای دیگر و آمریکا بروند و آنجا بازی کنند مثل عمر شریف که به آن طرف راه پیدا کرد و مشهور شد. اما اگر این کار را انجام ندادید عدهای ساز مخالف میزنند و فیلمهای بیارزشی مثل«سنگسار ثریا میم» ساخته میشود. نباید بگذاریم که چنین فیلمهایی به اسم فارسیزبانان در جهان مشهور شود. بازیگران شما باید مثل بروس لی باشند که شهرت پیدا کرد و فیلمهایش در سراسر جهان پخش شد و به آمریکا و هالیود راه پیدا کرد و موجب شد فرهنگ چینی را همه بشناسند و این کشور در دنیا معرفی شود.
پروژه مولانا را در دست داری چه قدر فکر میکنی این پروژه همان فتح بابی باشد که از آن سخن گفتی؟
هنوز مشخص نیست که این پروژه را من انجام بدهم اما خیلی دوست دارم که در آن بازی کنم خیلی پروژه خوبی است و یکی از سه کاری است که احتمالش هست من آن را انجام دهم.
در کنفرانس هالودیسم از آقای احمدینژاد لوح تقدیر گرفتی فکر نمیکنی این گونه اتفاقات برایت در آمریکا مشکل ساز شود؟
در حال حاضر چون آمریکا در ایرن سفارتی ندارد من و امثال من میتوانند سفیرانی باشند برای روابط بین دو کشور.
خیلی آرمانگرایانه فکر نمیکنی؟
نه قدرت نقش مهمی در سیاست دارد. آمریکا به خاطر پول توانسته بر سیاست جهان تاثیر بگذارد و آن را به سمتی بکشاند که خودش میخواهد اما من آن کاری را انجام میدهم که فکر میکنم درست است. آمدم این جا تا با مردم ایران صحبت کنم و از نظراتشان استفاده کنم. مردم نقش مهمی در دنیا ایفا میکنند و این مردم هستند که در نهایت دنیا را میسازند نه سیاستمداران. در نزاع بین کشورها مردم هستند که ضرر میکنند اگر جنگی بین کشورها شود این مردمند که دچار مشکل میشوند نه سیاستمداران. پس بهتر نیست به صلح فکر کنیم؟ ولی باز هم اینرا میگویم که من اینجا هستم تا فیلم بسازم .
پروژههایی که در دست داری چیست؟
مولانا، عاشورا، ندامت، متهم و جن پروژههایی است که در دست دارم در روزهایی هم که در اصفهان بودم کاری برای اصفهان ساختم با این هدف که این شهر را به دنیا معرفی کنم.
گفت و گو: میثم اکبرپوری
مترجم: آتنا بیانیپور
عکاس: سیامک رضاپور