مادرشهید
چهارشنبه 20 مرداد 1389 10:51 AM
بسم رب الشهدا والصدیقین
یک شب فرزندشهیدم به خوابم آمد،درحالی که
لباس سبزرنگ وخیلی زیبایی به تن داشت،
کنارم آمدوبعداز احوالپرسی گفت:(مادروقت
نماز است،بیدارشو واین رابدان که من زنده ام.)
وبه من توصیه کرد که هیچ وقت نمازراترک نکنم.
وقتی ازخواب بیدارشدم،صدای اذان به گوش میرسید.
(مادرشهید،یداله مریدی)
اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم