مواظب خودت باش
چهارشنبه 20 مرداد 1389 5:41 AM
روزی مردی نزد شیوانا عارف بزرگ آمد(شیوانا استاد عارفی بود که هزاران سال پیش در مشرق زمین می زیست ) و نزد او گله کرد که هیچ کس او را دوست ندارد و از این تنهایی رنج می برد . شیوانا تبسمی کرد و از او پرسید: آیا در طول این هفته کسی به تو گفته است مواظب خودت باش !
مرد با تعجب گفت : " آری ! هر وقت نزد مادر پیر و بیمارم می روم موقعی که ترکش می کنم می گوید مواظب خودت باش . هر روز صبح دختر باغبان نیز می گوید مواظب خودتان باشید . بعضی از دوستانم نیز گهگاه از من می خواهند که مواظب سلامتی خود باشم . خوب این چه معنایی می دهد."
شیوانا با تبسم گفت : " تو تنها نیستی! مادری داری که برای مواظبت از تو کاری از دستش بر نمی آید و از تو می خواهد که خودت مواظب خودت باشی ! دوستانی دارند که می بینند تو به خاطر خودخوری و افسردگی در حال سوختن هستی و از تو می خواهند خودت برای خودت کاری بکنی ! و از همه مهم تر زنی وجود دارد که علاقمند است تو را سالم و سلامت ببیند . با این همه دوست و همراه تو تنها نیستی!"
تو تنها نیستی، فقط کافیه کمی به اطرافت دقت کنی.
عمریست از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما بر گردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم