اربعين عشق
جمعه 30 دی 1390 12:36 PM
كربلا، حجت است؛ براي همة آنهايي كه نتوانستن يا نميشود را فرياد مي زنند اتمام حجت است
كربلا از نظر گاه سِنّي، ميتواند از هر نظر الگو باشد و تقريباً هركس در كربلا ميتواند الگوي سنّي خود را بيابد. نوجوانان، قاسم را، جوانان ميانسال، علي اكبر را، پيران، حبيببن مظاهر را، زنان زينب (س) را وحتي كودكان، اصغر را.
همة رنگها دركربلا يافت ميشوند: سياه مانند جُون، غلام ابوذر و سفيد، مانند اَسْلَم تركي. همة گروههاي اجتماعي نيز گويي دركربلا نماينده دارند: معلّمان، بازاريان، تازه ايمان آورندگان، غلامان و ….
كربلا، پايان بخش سردرگمي و بلاتكليفي است. تكليف همه، پس از كربلا است. اگر بپذيريم كه كربلا هر روز در ما اتفاق ميافتد، هر روز، حسين خوبيها و پاكيها به كربلاي قلب ما ميآيد و يزيد گناه و زشتي درمقابلش صفآرايي ميكند.
امام حسين (ع) در گودال قتلگاه و در زير باراني از سنگ و تير و نيزه و شمشير نيز با آهنگي كه آرامش و اطمينان در آن موج ميزند، زمزمه ميكند: «خدايا! اين همه، براي تو و پاسداري از حريم دين فرستادة تو است.»
وقتي غروب عاشورا، آخرين سر از حلقومي تشنه بريده شد و خيمهها در كام شعله فرو رفت و غارتگران از گوشواره و وسائل و اسباب دختركان و كودكان بيپناه نيز پروا نكردند، به نظر ميرسيد، همه چيز تمام شده است و عمر سعد و سپاهش، پيروز از اين ميدان وعرصهاند. اما وقتي كه اسيرانِ كربلا را به كوفه بردند، فرياد امام سجاد (ع) و سخنان زينب و ام كلثوم( س) ، فضا را دگرگون كرد. وقتي كه خطبة شكوهمند حضرت زينب (س) طنين انداخت، همه چيز دگرگون شد. انقلاب كربلا در قامت زينب(س) جوانه زد، شكفت، باليد و به ثمر رسيد.
انقلاب كربلا، . زندگي، زايندگي و فزايندگي خويش و دريك كلمه «كوثر» بودن خويش را مديون كاروان سرافراز اسيران بود.
اسلام با كربلا، حيات دوباره يافت. هيچ حركتي در تاريخ اسلام به اندازة كربلا، زداينده غبارها و تيرگيها از چهرة اسلام نبوده است. غبارهايي چون: بازگشت به فرهنگ نژادي و قومي، زرپرستي و ثروت اندوزي، تباهي اخلاقي و روحي و .....
كربلا، فشردهترين كلاس تاريخ با درسهايي عميق است. دراين حادثه، هم مهرباني و عطوفت و هم جنايت و شقاوت در اوج است: اين سو، اشك و استغاثه و زمزمة شبانه و آن سو رذالت و پستي است: دركربلا، همة انسان، در زيباترين و زشتترين چهرة ممكن ايستاده است.
در كربلا، انسان در نهايت شگفتي، با همة چهره و وجود خويش ايستاده است: زن همپاي مرد، كودك در كنار پير، فرزند جوان در كنار مادر، پدر در كنار فرزند، برادر همدوش برادر. و چه درس بزرگي است كه زن، راهِ نيمه تمام مرد را كمال ميبخشد و پيامبر خونِ شهيد و رسول مظلوميت برادر ميشود.
مثل عاشورائي
ما اهل كوفه نيستيم، امام تنها بماند.
تناقض در رفتار ، نيرنگ و تزلزل، سركشي در برابر فرمانرمايان، فرصت طلبي، اخلاق ناپسند، آزمندي و شايعه پذيري بخشي از ويژگيهاي مردم كوفه است. امام علي(ع)، امام مجتبي (ع)، مسلم بن عقيل و سيدالشهدا(ع) هر يك به گونهاي بيوفايي و سست عهدي كوفيان را تجربه كردند.
اين عبارت از شعرهاي مردم ما است و در زمان انقلاب و جنگ تحميلي زياد به كار برده ميشد.
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.