0

احترام به والدین

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

احترام به والدین
جمعه 2 مرداد 1388  4:46 PM

در كافى به سند خود از عبد الله بن سنان روایت كرده كه گفت‏از امام صادق(ع)شنیدم مى‏فرمود: یكى از گناهان كبیره عقوق والدین، و یكى دیگر نومیدى ازرحمت‏خدا،و یكى ایمنى از مكر اوست، و روایت‏شده كه از هر گناهى بزرگتر شرك به خدااست (1) .
و در كتاب فقیه درحقوقى كه از امام زین العابدین(ع)روایت كرده فرموده: بزرگترین حق خدا بر تو این است كه اورا بپرستى، و چیزى شریكش نسازى كه اگر اینكار رابه اخلاص كردى خداوند حقى براى تو برخود واجب مى‏كند، و آن این است كه امور دنیا وآخرتت را كفایت مى‏كند.
و نیز فرمود: و اما حق مادرت این است كه بدانى او تورا طورى حمل كرد كه احدى، احدى را آن طور حمل نمى‏كند، آرى او تو را در داخل شكم خود حمل كرد، واز میوه قلبش‏چیزى به تو داد، كه احدى به احدى نمى‏دهد، و او با تمامى اعضاى بدنش تو را محافظت‏نمود، و باك نداشت ازاینكه گرسنه و تشنه بماند، بلكه پروایش همه از گرسنگى و تشنگى توبود، او باك نداشت ازاینكه برهنه بماند، همه پروایش از برهنگى تو بود، او هیچ پروایى
 (1)اصول كافى، ج 2، ص 278، ح 4.
صفحه : 328
نداشت از گرما، ولى سعیش این بود كه بر سر تو سایه بیفكند،او به خاطر تو از خواب خوش‏صرفنظر كرد، و تو را از گرما و سرما حفظ نمود، همه این تلاشها براى این است كه‏تو مال اوباشى، و تو نمى‏توانى از عهده شكر او برآیى، مگر با یارى و توفیق خدا.
و اما حق پدرت این است كه بدانى او ریشه تو است، چون‏اگر او نبود تو نبودى، پس هروقت از خودت چیزى دیدى كه خوشت آمد، بدان كه اصل آن نعمت پدرتو است، پس حمدخدا گوى، و شكر پدر بجاى آر، آن قدر كه با این نعمت برابرى كند، و هیچ نیرویى نیست جزبه وسیله خدا (1) .
و در كافى به سند خود از هشام بن سالم، از امام صادق(ع)روایت‏كرده كه‏فرمود: مردى نزد رسول اكرم(ص)رفت و گفت: یا رسول الله به چه‏كس نیكى كنم؟فرمودبه مادرت، عرضه داشت: سپس به چه كس؟فرمود: به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه‏كس؟فرمود: به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه كس؟فرمودبه پدرت (2) .
و در مناقب آمده كه روزى حسین بن على(ع)به عبدالرحمان بن عمرو بن‏عاص گذشت، پس عبد الرحمان گفت: هر كه مى‏خواهد به مردى نظر كند كه محبوبترین‏اهل‏زمین است نزد اهل آسمان، به این شخص نظر كند، كه دارد مى‏گذرد، هر چند كه من بعد ازجنگ صفین تاكنون با او همكلام نشده‏ام.
پس ابو سعید خدرى او را نزد آن جناب آورد، حسین(ع)به‏او فرمود: آیامى‏دانستى كه من محبوبترین اهل زمین نزد اهل آسمانم، و با این حال در صفین شمشیربه‏روى من و پدرم كشیدى؟به خدا سوگند پدر من بهتر از من بود، پس عبد الرحمان عذر خواهى‏كرد و گفت:آخر چه كنم رسول خدا(ص)به خود من سفارش فرمودكه پدرت را اطاعت كن، حضرت فرمود: مگر كلام خداى را نشنیدى كه فرمود: و ان‏جاهداك‏على ان تشرك بى ما لیس لك به علم فلا تطعهماو نیز مگر از رسول خدا(ص)نشنیده‏اى كه فرمود:اطاعت(پدر و مادر و یا هر كس كه اطاعتش واجب‏است)باید كه معروف باشد، و اطاعتى كه نافرمانى خدا است معروف و پسندیده‏نیست، و نیزمگر نشنیده‏اى كه هیچ مخلوقى در نافرمانى خدا نباید اطاعت‏شود (3) .
------------------------------------------------------------------------------
 (1)من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 376.
 (2)كافى، ج 2، ص 159، ح 9.
(3)مناقب، ج 4، ص 73 - طبع قم.
علامه سید محمد حسین طباطبایى قدس سره ترجمه تفسیر المیزان جلد 16 صفحه 327
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها