کربلا رفتن خون می خواهد
پنج شنبه 22 دی 1390 4:50 PM
وصیت نامه طلبه شهید نصرالله انجیری
بسم رب الشهداء و الصدیقین.
اعوذ بک من همزات الشیاطین و اعوذ بک رب ان یحضرون رب اشرح لى صدرى و یسرلى امرى واحلل عقده من لسانى یفقهوا قولى.
ان الله یحب الذین یقاتلون فى سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص.
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام به آقا امام زمان و نائب بزرگوارش این اسطوره مقاومت و تقوى و این قلب تپنده مستضعفین جهان امام خمینى و با نثار بهترین و خالصانهترین سلامها نثار گلگون کفنان عصر شهادت که اسلام را با خون خویش آبیارى نمودند مخصوصا شهداى مظلوم واحد تخریب که چون آقا و سرورشان حسین با بدنهاى پاره پاره به لقاى حق رفتند. از آنجائى که نوشتن وصیت نامه امر مهمى است آن را مى نویسم و اما من که در این دار فانى مالى به آن صورت ندارم که درباره آن وصیت نمایم و فقط قصد من از این کار اینست که چند کلامى به عنوان سفارش و یادگار از خودم باقى بگذارم و نیز از آنجائى که قرآن کریم مىفرماید: فذکر ان الذکر تنفع المؤمنین. چند خطى مىنویسم شاید که براى مؤمنین نافع باشد، انشاء الله. امت حزب الله، به قول امام عزیزمان اسلام هنوز چون شما امتى را به خود ندیده است، شما که از بهترین سرمایههاى زندگیتان در راه اسلام گذشتید و با خون عزیزترین فرزندانتان درخت پژمرده دین را آبیارى نمودید وصیت نمودن به شما امر نامفهومى است. به شما چه بگویم که داراى آن نباشید، از شما چه خواهش کنم که آن را انجام نداده باشید، فقط یک جمله به شما عرض مىکنم و آن اینست که در صحنه باشید و استوار و پا بر جا به راهتان ادامه دهید. امت حزب الله، مبادا خسته شوید که امروز اگر ضربهاى به اسلام وارد شود هرگز جبران نخواهد شد. خدا در آن آیه شریفش به شما مىفرماید: ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه ان لا تخافوا و لا تحزنوا، یعنى کسانى که گفتند پروردگار ما الله است سپس استقامت نمودند فرشتگان به آنها نازل مىشود و مىگویند نترسید و غمگین مباشید. بنابراین نتیجه مىشود که گفتن تنها و شعار تنها کافى نیست بلکه استقامت و تلاش نیز لازم است و به عبارتى دیگر انقلابى بودن ملاک نیست، انقلابى ماندن ملاک است و البته امت خدا جوى حزب الله در طول ۷ سال انقلاب و ۶ سال جنگ به جهانیان ثابت کرد که در راه هدفش حاضر به هر زحمتى است و در راه اسلام عزیز همه ناملایمات را بر خود هموار نموده است ولى با کمال تأسف عدهاى هم به نام حزب الله از شیطان پیروى مىکنند و خطاب من به آن عده قلیل است. اى دو چهرگان، مگر شما نبودید که سالیان سال یالیتنا کنت معک مىگفتید، مگر شما آرزو نمىکردید که روز عاشورا با امام حسین مىبودید و او را یارى مىکردید. اى صد بار از کوفیان بدتر، نفرین خدا بر شما باد زیرا که کوفیان یک دفعه به امام حسین نامه نوشتند که بیا، ولى شما انسانهاى بىانصاف هزاران بار گفتهاید ما همه سرباز توایم خمینى، گوش به فرمان توایم خمینى، چرا حالا که موقع سربازى است خود را عقب کشیدهاید. اى نامردان مرد صورت، چطور با خیال راحت در کنار اهل و عیالتان زندگى مىکنید و هیچ به فکر آن عزیزانى که سالهاى سال است که روى خانه و زندگى خود را ندیدهاند و در کنج زندانهاى مخوف به سر مىبرند، چطور به فکر آن رزمندگانى که شب را به صبح بیاورند در حالى که در زیر رگبار گلولهها و انفجار عظیم بمبها مىباشند، نیستند مگر پیامبر بزرگوار اسلام نفرمود که هر کس شب را به صبح بیاورد و به فکر کارهاى مسلمانان نباشد، مسلمان نیست. به راستى اگر معتقد به انقلاب و جمهورى اسلامى نیستى لااقل مرد باش که به قول امامحسین اگر دین ندارید، در دنیا آزاد مرد باشید. حال تو بىخیالى و راحت طلبى را چگونه مىخواهى با مردانگى و وطن دوستى کنار هم قرار دهى و توئى که به عناوین مختلف خود را کنار کشیدهاى، به هوش باش که فرداى قیامت عذرت پذیرفته نیست و هرگز از عذاب الهى فرار نتوانى کرد. اى بد اندیش تو و امثال تو بودند که باعث قتل امام حسین شدند، اگر شما حسین را تنها نمىگذاشتید او غریبانه شهید نمىشد. واقعا عمرى از من گذشته است و در این سن الحمدلله به خوبى مىتوانم مسائل جامعه را درک کنم و براى خودم تجزیه و تحلیل نمایم و شکر خدا فکرى آزاد دارم و تحت تأثیر مسائل پوچ و بىمعنى قرار نمىگیرم و هم اکنون که قلم در دست، مشغول نوشتن وصیت نامه هستم حس مىکنم که عده زیادى از همین دو چهرهها از دیدن و شنیدن سخنم ناراحت شوند، اشکالى ندارد به قول شهید مظلوم بهشتى، ما باید در راه خدا باشیم ولو بگویند مرگ بر ما. و اینک سخنم با طبلهاى تو خالى است، آنهائى که صداى فریبندهشان گوش عالم را کر کرده است ولى در حقیقت چیزى درونشان نیست. بله همان کوفیان بىوفائى که از اول انقلاب سنگ اسلام و انقلاب اسلامى را به سینه مىکوبند ولى حالا که وقت عمل شده پا کنار کشیدهاند. اى کوفیان بىوفا که عهد خود را با امام شکستهاید و در طول ۶ سال جنگ قدم به جبهه نگذاشتهاید، امت حزب الله امتى که ثابت کرده حزب خداست شما را کاملا مىشناسد، از این بیشتر لطمه به اسلام وارد نکنید، از این بیشتر ضربه به انقلاب و خون شهدا نزنید، اگر ناآگاه هستید به راه آئید و اگر آگاهانه دست به این اعمال مىزنید منتظر قهر الهى باشید که چه سخت و عذاب دردناکى است. مردم، ما چون مسافرى هستیم که چند روزى در این دنیا خواهیم بود و باید به مقصد اصلى حرکت کنیم، تصور کنید که دنیا مانند پلى است میان نیستى و عالم آخرت که ما باید از نبودن خلق شویم و براى رسیدن به هدف اصلى و تکامل از روى این پل که دنیاست بگذریم. آیا هیچ عاقلى را دیدهاید که روى پل خانه بسازد آن هم آن پلى که هر لحظه سیلى آن را تکان مىدهد، چرا هر ارزشى را فداى این بىارزش مىکنید.
الدنیا مزرعة الاخره، این مدت عمر را در مزرعه دنیا چیزى بکارید تا آنجا بتوانید درو نمائید و سود ببرید نه آنکه چهار روز عمر را در خوشى و مسائل زودگذر تباه کنید، بیائید معامله کنید. ان الله اشترى من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة، شما چه بخواهید و چه نخواهید جان و مال بالاخره از دستتان خواهد رفت پس بیائید به وسیله چیز فانى عالم بقا را بخرید و مطمئن باشید که وعده خدا حق است و خلافى در آن نیست. بسیج مدرسه عشق است، بیائید درس عشق بیاموزید، عشق به لقاء الله. عاشقان حسین، مشتاقان زیارت کربلا، اگر نمىدانید پس بدانید که کربلا رفتن خون مىخواهد با کنج خانه نشستن و یا حسین یا حسین گفتن راه کربلا باز نمىشود، نکند مثل آن شخصى شوید که به ظاهر در آرزوى دیدار حسین و جنگ در روز عاشورا بود، شبى در خواب دید که عاشورا است هنگام ظهر امام حسین فرمودند که با عدهاى دیگر حصار کوچکى درست کند تا آن حضرت نماز بخوانند مدتى گذشت و این شخص به محض شنیدن صداى تیرى که به طرف آنها مىآمد کمرش را خم کرد تا تیر به او نخورد و خلاصه هنگامى که از خواب بیدار شد تازه متوجه شد که چقدر عاشق حسین است. البته روى سخنم بیشتر با آن افرادى است که فقط در حرف عاشق حسین هستند و تا سخن از جنگ و جبهه مىشود شانه خالى مىکنند. الان که مشغول نوشتن وصیت نامه هستم حس مىکنم دلم خیلى درد دارد و قادر به بیان همه آنها نیستم ولى از آنجائى که از مسائل مهم مراسم تشییع جنازه شهید و عزادارى براى اوست و الحمدلله در تشییع جنازههاى زیادى شرکت داشتهام مىدیدم که به محض شروع مراسم عده زیادى از همان انسانهایى که قبلا ذکرشان گذشت به تشییع جنازه مىآیند و احیانا به سر و سینه هم نمىزنند و با تمام شدن مراسم، دیگر داخل امت حزب الله دیده نمىشوند مگر باز شهید دیگرى باشد. مىخواهم بپرسم که چه مىخواهید؟ آمدهاید چه کار کنید؟ شهید که داد و بیداد و گریه نمىخواهد، شهید پیرو مىخواهد، کسى که سلاحش را بردارد و به قلب دشمن بزند. اگر آمدهاید که سوء استفاده کنید کور خواندهاید، حق ندارید در تشییع جنازه من قدم بگذارید بروید بر بیچارگى خودتان گریه و زارى کنید و بدانید که پاى همهتان روز قیامت گیر است و شهدا هرگز از شما نخواهند گذشت مگر سخن حق را بشنوید و عمل نمائید تا رستگار شوید که در این رابطه قرآن کریم مىفرماید: من عمل سوء بجهاله ثم تاب و اصلح فانه غفور رحیم، یعنى کسى که عمل بدى را از روى نادانى انجام دهد سپس توبه کرده و خود را اصلاح کند پس به راستى که خداوند آمرزنده و مهربانست. دوست دارم همه شعارها در روز تشییع جنازه براى سلامتى امام و پیروزى رزمندگان باشد، شعارهائى که روحیه جنگجوئى را بالا بیاورد و کمتر از شعارهاى غمناک استفاده شود.
ما لاله عشقیم و بخون رنگ شدیم
چون غنچه ز هجر یار دلتنگ شدیم
مشتاق شهادتیم از آن روى که ما
مانند حسین وارد جنگ شدیم
دوست دارم دست کسى تابوتم را لمس کند که فردا بوسه بر قبضههاى تفنگ بزند، دوست دارم پائى دنبال جنازهام حرکت کند که همیشه در راه خدا باشد نه پائى که هر راهى را برود غیر از راه خدا.
اگر جنازهاى داشتم دوست دارم گره مشتم را باز نکنند تا دشمنان بدانند تا زندهایم دست از سر آنها بر نخواهیم داشت و دهانم را نبندند تا کوردلان بر صداقت راه ما پى ببرند که تا آخرین نفس نداى جنگ، جنگ تا پیروزى و هیهات من الذله را تکرار خواهیم کرد، چشمانم را باز بگذارید تا کج اندیشان باور کند که به زور نرفتهایم بلکه راهمان را با چشم باز انتخاب کردهایم و چه زیباست اگر لباس رزمم کفنم شود.
خدایا، پس از عمرى گناه و نافرمانى حال با کاروان کربلا به جبهه آمدهام در حالى که از همه بریدهام جز تو و همه چیز را زیر پا نهادهام تا به تو برسم. خدایا، با تکه تکه بدنم و با ذره ذره وجودم و با قطره قطره خونم عزم تو کردهام. خدایا، شهادتم را کفاره گناهانم قرار ده. خدایا، شیرینى شهد شهادت را در سختى آن قرار ده. خدایا، مرا در راه آزادى کربلاى حسینت بسوزان و خاکستر گردان تا آتش دوزخت بر من حرام شود. اللهم اغفر لوالدى کمار بیانى صغیرا خدایا، پدر و مادر مرا ببخش همچنانکه آنها مرا از کوچکى بزرگ کردند. پدر و مادر دلبندم، صابر باشید که خدا با شماست. بعد از شهادتم زیاد بىتابى نکنید، گریهتان طورى باشد که باعث شادى از خدا بىخبران ضدانقلاب نباشد هر چند با آن صبر عظیمى که در شما سراغ دارم مطمئنم که رعایت خواهید کرد و اما از جانب من حتما به قوم و خویشان بگوئید اگر مىخواهند براى من گریه کنند لازم نیست چون خودم براى هیچ شهیدى گریه نکردهام و دوست هم ندارم کسى براى من گریه کند.
پدرم درودت باد که مرا نصرالله نام نهادى و مرا ببخش اگر بعضى از شبها دیر به خانه مىآمدم یا کمتر اوقات بیکارى را در خانه بودم باور کنید هیچ مسئلهاى نبود مگر اینکه وظیفه خود مىدانستم که شب و روز خدمت کنم و خوشحال باش که فرزندت نصرالله بود و در راه یارى خدا جان باخت و خونش را در کربلا ریخت. دوستان عزیزم که به تحصیل مشغولید، متوجه باشید که طلب علم و دانش واجب است و در حال حاضر به قول امام جنگ از اهم واجبات است. خدمت در بسیج را هم ادامه دهید و هر چه بیشتر مصمم و استوار راه خدا را پیش گیرید. دشمنان کوردل، بدانید که ما مثل شیشهایم اگر بشکنیم تیزتر مىشویم. همسنگران بسیجى و محافظ به عقیده من، یاران واقعى مهدى شمائید. برادران حفاظت، سنگر پر صلابت نماز جمعه را محکم نگهدارید که هر چه داریم از همین نماز جمعهها داریم و بدانید که اجرتان از نماز خواندن کمتر نیست. جاى مرا با تلاش خودتان پر نمائید و اگر خداى نکرده نبودن من باعث لطمه به حفاظت باشد جاى خالیم را پر نمائید و اگر مىخواهید در کارهایتان موفق باشید همیشه به نماز جماعت در اول وقت و دعاها توجه کنید و چنان باشید که زخم زبانها و دشنامها و سرزنشهاى منافقین و ضدانقلاب در شما اثر نکند.
و اما اماما، اگر من به عنوان سربازى جان بر کف تو لیاقت نداشتم شما را از نزدیک زیارت نمایم از سرزمین خون و آتش و از میان عاشقان دلباخته تخریبچى به شما عرض مىکنم که جانم فداى یک ضربان قلبت اى امام.
خدایا، خدایا، تا ظهور دولت یار خمینى را براى ما نگهدار
فردا برای رفتن دیر است
اکنون قدم بردار