پاسخ به:موانع موفقیت
سه شنبه 29 آذر 1390 9:38 AM
احساسات و تفكراتی كه مانع تصمیم گیری صحیح شده و ایجاد تردید میكنند: 1- انتظار و پیش بینی شكست در همان ابتدای تصمیمی گیری كه میتواند به علت اعتماد بنفس و عزت نفس پایین فرد باشد. 2- تحت سلطه زیردست و یا مافوق قرار داشتن، كه تصمیم نهایی از جانب آنها اتخاذ و دیكته میشود. 3- میل به اثر پذیری و پیروی از افكار، ایده ها و اصول دیگران. 4- تمایل فرد به احساس نا امیدی و تسلیم شدن زود هنگام در مقابل كوچكترین و كم اهمیت ترین موانع. 5- خودبینی، خودمحوی و یا غرور اجازه نمیدهد شخص اندرزهای دیگران را بجوید. . . . احساسات و تفكراتی كه مانع تصمیم گیری صحیح شده و ایجاد تردید میكنند: 1- انتظار و پیش بینی شكست در همان ابتدای تصمیمی گیری كه میتواند به علت اعتماد بنفس و عزت نفس پایین فرد باشد. 2- تحت سلطه زیردست و یا مافوق قرار داشتن، كه تصمیم نهایی از جانب آنها اتخاذ و دیكته میشود. 3- میل به اثر پذیری و پیروی از افكار، ایده ها و اصول دیگران. 4- تمایل فرد به احساس نا امیدی و تسلیم شدن زود هنگام در مقابل كوچكترین و كم اهمیت ترین موانع. 5- خودبینی، خودمحوی و یا غرور اجازه نمیدهد شخص اندرزهای دیگران را بجوید. 6- نیروی اراده ضعیف و سست و یا ساختار ذهنی مردد و متزلزل. 7- میل به تردید و دودلی مزمن كه ممكن است به علت تجارب گذشته زندگی باشد. 8- عقده خود كم بینی و تمایل به تردید در تواناییهای فردی. 9- فقدان تعادل ذهنی، بی ثباتی اندیشه و دمدمی مزاجی. 10- تهییج و برانگیختگی مفرط، تحریك پذیری و نابردباری. 11- رویكرد بد بینانه به زندگی. 12- عادت به پشت گوش اندازی، تعلل و عذر تراشی بمنظور افكندن بار مسئولیت و پیامدها به دوش دیگران. 13- رفتار خشمگینانه و نفرت آمیز. 14- عدم برخورداری از استقلال اندیشه و تصمیم گیری كه در آن فرد برای اتخاذ هر تصمیمی نظرات دیگران را جویا میشود. 15- رفتار تملق آمیز و یا گریز از معضلات زندگی. 16- رفتار وسواسی. راهبردهای اجتناب از تصمیم گیری: 1- توسل به غیر: مثل توسل به طالع بینی، كف خوانی، چهره شناسی، رویاها و تعبیر آنها، نگاه كردن به ستاره ها، تله پاتی، رنگها، فالگیر ها و رمال ها. به یاد داشته باشید كه بخت و اقبال از آن افراد با جسارتی است كه تصمیمات خوب و درستی را اتخاذ میكنند. 2- امیدهای كاذب: امید به وقوع پیوستن چیزی كه ما هیچگونه كنترلی بر آن نداریم. مثال: امید دربه زمین نشستن بی خطر هواپیما در حالی كه شما تنها مسافر هستید ونه خلبان. امید كاذب و ترس دو روی یك سكه میباشند. ما تنها میتوانیم مطابق با امیدهای تحت كنترل خود و اطمینان از پیامدهای آنها به خود ودیگران وعده دهیم. 3- نیندیشیدن به آن: تصمیم گیرندگانی كه منتظر از راه رسیدن یك ناجی هستند. یا باید تصمیم گرفت و وارد عمل شد و یا به پشت تكیه زد و به امید یك معجزه بود. اعجاز ها فوق العاده هستند، اما در عین حال بسیار غیر قابل پیش بینی. بی اعتنا بودن نسبت به مشكلات موجود، بی گمان سبب از كنترل خارج شدن آنها و سرایتشان به تمام جوانب زندگی خواهد شد. 4- مرجع قرار دادن اطلاعات ناقص: اهمیت بخشیدن نامتناسب به برخی اطلاعات عوض صبر كردن به قدر كافی و دستیابی به تمام اطلاعات. 5- ترس از متضرر شدن: تكرار یك تصمیم واحد به علت آنكه "شما در آن بسیار سرمایه گذاری و هزینه كرده اید و قادر نمی باشید آن را رها كرده و یا تصمیم دیگری اتخاذ كنید." 6- جستجوی شواهد و مدارك تایید كننده: تمایل به جستجوی اطلاعاتی كه حمایت كننده انتخاب اولیه بوده و بی اهمیت دانستن شواهد مخالف. 7- برای معجزه دعا كردن:مردم معمولا برای وقوع معجزه دعا میكنند. تمام دعاها چنین مضمونی دارند: "خدای بزرگ كاری كن كه دو دو تا چهار تا نشود" هر قدر اوضاع وخیم تر میشود، مردم بیشتر دعا میكنند و به بدترین و وخیم ترینها دست می یابند. البته این بدین معنی نیست كه دعا بی تاثیر است اما توسل مطلق به دعا نا معقول است. 8- اطمینان مفرط به تواناییهای فردی: این امر باعث میشود شما خوشبینانه تصمیمات پر ریسكی را اتخاذ كنید. باور كردن و خوشبین بودن نسبت به هرچیز و یا تردید داشتن و بدبین بودن نسبت به هر چیز، هر دو به یك اندازه راهبردی راحت طلبانه هستند. با توسل به هر كدام از آنها ما خود را از اندشیدن معاف میكنیم. 9- بیش از حد محتاط بودن:كنجكاوی زیاد و طولانی برای به تاخیر انداختن تصمیم گیری. چنانچه شما خیلی محتاط باشید، محتاط بودن تمام مشغولیت ذهنی شما خواهد شد، كه بی تردید باعث اختلال در تصمیم گیری شما میشود. تردیدهای ما، با هراساندن ما و متعاقد ساختن ما به عدم تصمیم گیری بزرگترین خائنین ما بوده و باعث از دست رفتن فرصتها می گردند. دودلی و بی عزمی یك عامل ناتوان كننده است. 10- به دوش دیگران انداختن: انتقال بار مسئولیت تصمیم گیری به دوش دیگران. عدم تصمیم گیری شخصی به این علت كه چنانچه كارها بدرستی پیش نرفت فرد دیگری را مقصر معرفی كرده و مورد ملامت قرار دهد. مثلا فرد ممكن است برای گریز از مشكلات زندگی تن به ازدواج دهد تا همواره همسر خود را به خاطر ناملایمات زندگی سرزنش كند. 11- تن به شكست دادن: اعتقاد فرد به اینكه گزینه های وی از پیش مقدر و توسط تقدیر رقم خورده و محكوم به شكست میباشد. و بر مبنای آن باور نادیده گرفتن سخت كوشی و نقش افكار و تصمیم گیریها. 12- افكارهای دوم: افكاردوم بیش از موانع طاقت فرسا و شرایط دشوار میتوانند تصمیمات سودمند را عقیم سازند. كوچك شمردن اعتبار و اصالت خود و پذیرش افكار و عقاید دیگران نوعی سوء استفاده شیطانی، گمراه كننده و ظریف از خویشتن است. 13- تشكیل كمیته و شورا: معمولا شوراها با حضور كارشناسان برگزار نمیشود و هدف آن هم اندیشی نبوده بلكه سلب مسئولیت فردی است. چنانچه تصمیم كمیته نتیجه بخش باشد تمام اعضاء شورا به خود مباهات خواهند كرد، اما درصورتی كه تصمیم اتخاذ شده نادرست و بی نتیجه باشد همه اعضای كمیته خواهند گفت كه: "این تصمیم من تنها نبوده بلكه تصمیم كمیته بوده است." به خاطر داشته باشید كه، همواره كارهای بزرگ توسط افراد منفرد محقق گردیده و نه كمیته ها و شوراها. 14- ناتوانی در شناخت مسئله: این بی گمان به یك راه حل غلط منتهی میشود. با عدم شناخت درست مشكل، هر راه حلی لاجرم نادرست خواهد بود. 15- ناتوانی در درك مسئله:به علت تجزیه تحلیل غیر معقول، تعلل، طفره رفتن، فقدان حساسیت و یا فقدان تمركز باعث ناتوانی در درك مشكل میشود. 16-تصمیم گیری بر اساس دانش و خرد عمومی و یا گپ های دوستانه بی تردید نادرست خواهد بود. 17- اطلاعات: عدم گردآوری اطلاعات معتبر و موثق، تصمیم گیری را دچار مشكل خواهد كرد. اما معمولا افراد ابتدا تصمیم میگیرند و سپس به دنبال اطلاعاتی میگردند كه تصمیم آنها را تایید كند. 18- نمادین بودن تصمیم: شخص بسیار برای اتخاذ یك تصمیم و خط مشی تلاش میكند اما در به اجرا درآوردن آن بی تفاوت است. 19- تقلید كردن:برخی افراد هنگامی كه با سوالاتی نظیر "چه باید بكنم" و یا "چگونه باید زندگی كنم" تنها كوركورانه از دیگران پیروی كرده و هرگز مخالفت نمیكنند. 20- دغدغه های پس از تصمیم گیری: اغلب افراد پس از تصمیم گیری جنبه مثبت تصمیم خود را برجسته ساخته و جنبه مثبت گزینه های مطرود شده را نادیده گرفته و انكار میكنند. 21- اسناد موفقیتهای خود به مهارتها، استعدادها و سخت كوشی و شكستهای خود به نیروهای خارجی اجتناب ناپذیر (شرایط و یا تقدیر). و اتخاذ رویكردی عكس آن برای توفیقات و شكستهای دیگران. 22- ما تمایل داریم نخستین آلترناتیوی (گزینه) كه به نظر موثر و عملی می آید را بپذیریم و از لحاظ كردن گزینه های دیگر صرفنظر میكنیم. 23- محافظه كاری و ایستایی: عدم تمایل به تغییر الگوهای افكار در مواجهه با اوضاع كنونی. افكاری كه ما در گذشته به آنها خو گرفته ایم . 24- محدودیت های تجربی: عدم تمایل و ناتوانی در نگریستن به ورای گستره تجارب گذشته یمان و رد ناشناخته ها. 25- تفكر آرزومندانه: میل داریم كه به مسایل به دید مثبت نگاه كرده و آنطور كه دوست داریم به وقوع بپیوندند، بیاندیشیم. كه باعث تحریف ادراك و اندیشه ما میشود. 26-ناهمسانی در اعمال معیارهای تصمیم گیری در شرایط یكسان. 27-تعصب و درك گزینشی موجب تحریف تصمیم گیری خواهند شد. 28-ترس از اتخاذ تصمیم غلط و پیامدهای آن. مراحل تصمیم سازی: مرحله اول- تصمیمی كه قصد دارید اتخاذ كنید را شناسایی كنید. شما در می یابید كه باید تصمیم بگیرید. آگاهی شما ممكن است از چیزهای گوناگونی سرچشمه گرفته باشد. باید بكوشید بطور روشن ماهیت تصمیمی كه میخواهید اتخاذ كنید را معین كنید. مرحله دوم- گردآوری اطلاعات مرتبط.اغلب تصمیم ها نیاز به جمع آوری اطلاعات مربوط به خود را دارد. باید بدانید كه به چه اطلاعاتی نیاز داردید. بهترین منبع اطلاعاتی كدام است و چگونه باید به آنها دسترسی پیدا كنید. برخی از اطلاعات با تجزیه تحلیل خویشتن و برخی از منابع خارجی همچون كتاب، افراد و غیره تامین میگردند. مرحله سوم- آلترناتیوها (گزینه ها) را شناسایی كنید. از طریق فرایند گردآوری اطلاعات، شما احتمالا دو یا چند مسیر كنش را شناسایی خواهید كرد. همچنین شما میتوانید از قوه مخیله و اطلاعات در دست استفاده كرده و آلترناتیو های جدیدی را خلق كنید. مرحله چهارم- شواهد را بسنجید. از اطلاعات و هیجانات بهره گرفته تا بتوانید تجسم كنید، چنانچه هر كدام از آلترناتیو ها به مرحله اجرا درآید، چگونه خواهند بود. شما بایدارزیابی كنید كه آیا نیازی كه در مرحله نخست شناسایی كرده اید به كمك هر كدام از آلترناتیوها حل خواهد شد و یا خیر. سرانجام شما قادر خواهید بود تا آلترناتیوهای موجود را به ترتیب اولویت طبقه بندی كنید. مرحله پنجم- از میان آلترناتیو ها یكی را برگزینید. پس از آنكه تمام شواهد را ارزیابی كردید شما قادر خواهید بود تا آلترناتیوی كه مناسب شماست را انتخاب كنید. همچنین میتوانید تركیبی از آلترناتیوها را برگزینید. مرحله ششم- در این مرحله برای اجرایی ساختن آلترناتیو منتخب خود دست بكار شوید. مرحله هفتم- تصمیم و پیامدها را مرور كنید. نتایج تصمیم خود را تجربه كنید و ببینید آیا آن آلترناتیو در حل مشكل شما را یاری كرده یا خیر. چنانچه پاسخ مثبت بود تصمیم خود را حفظ كنید و گر نه بایستی مراحل خاصی از قرایند فوق را از سر بگیرید. چند نكته در رابطه با تصمیم گیری: 1- تصمیم گیری یك فرآیند است و نه یك رخداد ایستا. ما همواره با دستیابی به اطلاعات تازه میتوانیم تصمیمات خود را بازبینی و بازسازی كنیم. 2- تفاوت بارزی میان تصمیم و پیامد وجود دارد.شما ممكن است بر مبنای اطلاعات در دسترس تصمیم خوبی را اتخاذ كنید اما باز به نتیجه بدی برسید. تصمیم تحت كنترل شماست اما پیامد خیر. تمام تصمیمات مشمول این عنصر ریسك و اقبال است. 3- شما ممكن است برای دستیابی به اطلاعات با دیگران مشورت كنید. اما در نهایت این شما هستید كه باید برای خود تصمیم بگیرید. اما بهتر است با بیش از یك منبع انسانی مشورت كنید تا اطلاعات شما سودار و تعصب آمیز نباشد. چه زمانی نبایستی تصمیم گیری كرد: 1- مواقعی كه هیجانات در اوج خود هستند (ترس، خشم، اندوه، اضطراب و سرخوشی) نبایستی اقدام به تصمیم گیری (به ویژه تصمیمات منفی) كرد. چراكه تصمیماتی كه حین این شرایط اتخاذ میشود نتیجه تفكر متمركز و منطقی نمیباشند. صبور باشید و در آرامش خاطر تصمیم گیری كنید. 2- هرگز صرفا به خاطر انتقام گیری و یا صدمه زدن به شخصی تصمیم گیری نكنید. 3- هرگز مشكلی را با ایجاد یك مشكل تازه حل نكنید. برخی اوقات در مواجهه ناكامیهای عمیق ناشی از مشكلات دشوار فرد ممكن است با ایجاد مشكلی بزرگتر، مشكل فعلی خود را حل نماید. مثلا شخص جای رویارویی شجاعانه با مشكلات به مصرف الكل روی می آورد. همانطور كه الكل میكروبها را نابود میكند، شان انسانی فرد را نیز نابود می سازد. هر راه حلی ممكن است یك مشكل تازه باشد .