پاسخ به:موانع موفقیت
سه شنبه 29 آذر 1390 9:16 AM
اضطراب و تشویش دو روی یك سكه
تشویش و اضطراب دو روی یك سكه هستند. در طی سالهای گذشته متخصصان و روانشناسان در مورد این دو اختلالات روانی مطالعات بسیاری انجام دادند
و به این نتیجه رسیدند كه افسردگی و تشویش هر دو یك نوع اختلال روانی هستند و باید آنها را در یك طبقه جای داد. شما افسرده هستید یا دلنگران؟ در دنیای سلامت روح، تشویش و اضطراب به عنوان دو اختلال روحی تلقی میشود در حالی كه بیشتر مردم از هر دو آنها تؤاماً رنج میبرند. در حقیقت بیشتر اختلالات روحی تلفیقی از تشویش و اضطراب هستند. تحقیقات نشان میدهد كه 60 تا 70 درصد كسانی كه اضطراب دارند، دچار تشویش نیز هستند و خیلی از كسانی كه دچار تشویش هستند علائمی از اضطراب نیز در آنها بروز میكند.
اضطراب و تشویش دو روی یك سكه
تشویش و اضطراب دو روی یك سكه هستند. در طی سالهای گذشته متخصصان و روانشناسان در مورد این دو اختلالات روانی مطالعات بسیاری انجام دادند
و به این نتیجه رسیدند كه افسردگی و تشویش هر دو یك نوع اختلال روانی هستند و باید آنها را در یك طبقه جای داد. شما افسرده هستید یا دلنگران؟ در دنیای سلامت روح، تشویش و اضطراب به عنوان دو اختلال روحی تلقی میشود در حالی كه بیشتر مردم از هر دو آنها تؤاماً رنج میبرند. در حقیقت بیشتر اختلالات روحی تلفیقی از تشویش و اضطراب هستند. تحقیقات نشان میدهد كه 60 تا 70 درصد كسانی كه اضطراب دارند، دچار تشویش نیز هستند و خیلی از كسانی كه دچار تشویش هستند علائمی از اضطراب نیز در آنها بروز میكند.
وجود همزمان تشویش و اضطراب بر كار و روابط اشخاص تاثیر گذاشته و حتی احتمال خودكشی را در فرد افزایش میدهد. نتیجه جدید روانشناسان نشان میدهد كه این دو را باید دو روی یك اختلال روانی در انسان به شمار آورد.
دكتر دیوید بارلو مدیر مركز اختلالات روانی در دانشگاه بوستون در این خصوص میگوید: از نظر ژنتیكی ریشه هر دو اختلال یكی است. از نظر علم اعصاب نیز هر دو ریشه یكسان دارند.
علم روانشناسی و بیولوژی نیز نشان میدهد كه این دو آسیب روحی یكسان هستند. تنها به نظر میرسد كه برخی از افراد آسیبپذیر نسبت به محركها دچار تشویش میشوند و برخی اضطراب میگیرند.
وی در ادامه میگوید: اضطراب انتهای راه است. تشویش یعنی اینكه شخص نگران اتفاقات خطرناكی است كه ممكن است در آینده اتفاق بیافتد. اضطراب یعنی شخص خود را در انتهای راه میبیند و به بنبست میرسد.
مكانیسم دلهره و اضطراب در بدن انسان نیز شباهتهای بسیاری دارد. به همین دلیل متخصصان علم روانشناسی به سختی میتوانند این دو راه را از هم تفكیك كنند.
در اكثر موارد روشهای درمان برای افسردگی میتواند تشویش و دلهره را نیز درمان كند.
روش درمان شناختی رفتاری یا CBT برای هر دو مورد میتواند به كار برده شود. بیشتر داروهایی كه برای رفع اضطراب و استرس در افراد استفاده میشود میتواند تشویش و دلهره را نیز برطرف كند. اینكه از كدام دارو و یا درمان استفاده شود بستگی به علائم بیمار دارد. پزشكان معتقدند كه جدا دانستن دلهره و اضطراب یك طبقهبندی غلط است و صنعت داروسازی را در برابر آن به بنبست میرساند.
در بروز علائم دلهره و اضطراب سن نقش بسیار مهمی دارد. شخصی كه در سنین بعد از 40 سالگی دچار نخستین نشانههای دلهره و تشویش میشود، اضطراب نیز دارد. كسانی كه برای نخستین بار در سن 50 سالگی دچار حملههای روحی و وحشت میشوند حتما سابقه اضطراب و استرس را داشتهاند یا آن را نیز تجربه كردهاند.
به طور معمول انسان قبل از اضطراب، تشویش و دلهره را تجربه میكند. در حال حاضر متوسط سن تجربه دلهره اواخر كودكی و اوایل دوران بلوغ است.
مایكل یاپكو دكتر روانشناس در این خصوص میگوید: اگر در همان سنین با دلهره و تشویش مبارزه شود میتوان از بروز علائم اضطراب در شخص جلوگیری كرد.
ریشههای بروز دلهره و اضطراب اغلب كمبود مهارتهای اجتماعی است. دكتر جرلین رایس رئیس انجمن اختلالات روانی آمریكا رابطه میان ترس اجتماعی و اضطراب را دراماتیك توصیف میكند و میگوید كه این ترس باعث میشود كه شخص در جامعه منزوی شود و نتواند با دیگران ارتباط برقرار كند. بعضی اوقات تشویش و دلهره گرایشی است مثلا از والدین به كودكان منتقل میشود. بیشتر والدینی كه نمیدانند چگونه با كودكانشان رفتار كنند كودكانی مضطرب بزرگ میكنند.
این والدین اغلب میخواهند كودكان و فرزندان خود را كامل تربیت كنند و به همین دلیل فشار شدیدی روی آنها میآورند و آنها را عصبی و مضطرب میكنند.
به ندرت میتوان تشخیص داد كه كدام اختلال اول به وجود آمده است. در اكثر مواقع اضطراب در بستر دلهره و تشویش به وجود میآید. اگر شما تشویش را درمان كنید، اضطراب و استرس شما را ترك میكند.
به همین دلیل نیز روشهای درمانی اغلب هر دو را هدف میگیرند. روش درمانی شناختی رفتاری به خصوص برای درمان هر دو موثر هستند.
هم دارو و هم روشهای درمانی شناختی رفتاری میتواند در كاهش دلهره و اضطراب موثر باشند. البته روش درمانی شناختی رفتاری معمولا موثرتر است و بیمار احساس رضایت بیشتری از آن دارد.
درمان با این روش به طور متوسط 12 تا 15 هفته به طول میكشد و از هفته 6 به بعد بیمار میتواند تاثیرات مثبت روش را ببیند. به اعتقاد پزشكان روش درمانی شناختی رفتاری یك روش درمانی نیست، یك مشق، تمرین و یك تغییر شیوه زندگی است.
وقتی كه بیمار متوجه میشود چه عوامل، احساسات، افكار، افراد و یا اتفاقاتی او را مضطرب و مشوش میكند میتواند آنها را از خود دور كند. روش درمانی شناختی درمانی همان چیزی است كه بیمار به آن نیاز دارد.
تحقیقات علمی گسترده نشان میدهد كه تغییر در روش افكار و رفتار شخص میتواند تاثیرات بنیادی بر حالات عاطفی شخص داشته باشد. روش CBT به شخص میآموزد كه الگوهای نابهنجار عمل رفتاری را جستجو كرده تشخیص و تحلیل كند. به محض اینكه این الگوهای بیفایده تشخیص داده شوند، درمانكننده به بیمار میآموزد كه چگونه با آن مقابله كند. رفتار مبتنی بر منطق و تفكر متكی بر واقعیت میشود و حالتهای منفی عاطفی چون دلهره و اضطراب تسكین پیدا میكند.