0

دواي اين درد، «متادون» نيست!

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

دواي اين درد، «متادون» نيست!
سه شنبه 22 آذر 1390  2:17 PM

آمار اعتياد دركشور رو به افزايش است؛ به خصوص جوانان كه قشر هدف به حساب مي آيند. توزيع مواد مخدر صنعتي در بين اين قشر، رشدي فزاينده پيدا كرده و كارگاه ها و لابراتوارهاي زير زميني تهيه و توزيع مخدرهاي جديد، قارچ گونه مي رويند و تكثير مي شوند. جامعه به شدت محتاج يك برنامه ريزي دقيق و مدون است تا ضربات مهلك و تباه كننده اين افراد سودجو را خنثي كند.
حالا تصور كنيد كه دراين برهه حساس، تصميم و سياستگذاري اشتباهي صورت بگيرد؛ ديگر نه تنها عرصه را به سوداگران مواد تنگ نكرده ايم، بلكه موقعيت مناسبي نيز دراختيارشان گذاشته ايم! اسير حاشيه خواهيم شد و اصل برجا خواهد ماند.
شايد كمي دقت به بيماران معتاد جامعه كافي باشد تا تغييرات محسوس و كاملا حساب شده اي را مشاهده كنيم كه نشان از يك برنامه ريزي دقيق و مافيايي دارد. برنامه اي كه تباه كردن جوانان، شايد تنها هدف كوتاه مدتش باشد.
امروزه مواد مخدري شايع شده كه با مخدرهاي قديمي تفاوتهاي زيادي دارد؛ با بررسي هاي صورت گرفته در اين زمينه مي توان راحت دريافت كه مخدرهاي امروزي، بسيارسهل الوصول و راحت به دست مصرف كننده مي رسد و براي مصرف آن، تدارك و زمينه چيني، به شكلي كه براي مصرف مخدرهاي قديمي لازم بود، احتياج نيست. به طوري كه مي توان بسيار آسان، با وسائل ابتدايي و درهمه مكان ها آن ها را استعمال كرد. نه دود و بوي زيادي دارند و نه نياز است كه براي رسيدن به نشئگي، مقدار زيادي از آن را مصرف كرد. به علاوه، حجم كمي هم دارند و به راحتي مي توان آنها را پنهان(!) كرد.
تغييرات حاصل شده تنها اين نيست، سن مصرف نيز تغيير پيدا كرده است و با كاهش ميانگين سني در آمار افراد مصرف كنندگان مواد مخدر نيز روبه رو هستيم، و شايد از همه مهم تر اينكه، اثرات سوء مواد مخدر جديد، بيشتر برسيستم اعصاب و روان افراد است تا بر جسمشان.
به عبارتي، بازار سياه مصرف مواد مخدر تغيير اساسي كرده است و حالا با محصولاتي مواجه هستيم كه در گذر زمان تغيير مي كنند و جايشان را به محصول خانمان برانداز ديگري مي دهند. متغيرها هم زيادتر شده است و به تناسب طريقه مصرف، سن، جنسيت، شرايط مالي و فرهنگي وحتي اقليمي، بازار توليد و توزيع گسترده تر شده و اصلا سياستگذاري صاحبان اين تجارت سياه همين بوده است.
كاهش آسيب يا قطع آسيب؟
براي مقابله و يا درمان افراد تحت سيطره چنين مافياي قوي و هوشمندي بايد بسيار محتاط و حساب شده عمل كنيم. به عبارتي، درمقوله هاي پيشگيري و درمان اعتياد كه دو بحث متفاوت و درعين حال مرتبط هستند. بايستي دورانديشي فراواني به خرج دهيم و نبايد با كسب اندك نتايج مثبت مقطعي و كوتاه مدت، اين نتايج را به عنوان قانوني جامع به كار بگيريم.
دربحث اعتياد هميشه دو هدف كاهش آسيب و قطع آسيب درنظر گرفته مي شود. قطع آسيب كه همان درمان قطعي است، اما كاهش آسيب يعني درمان موقتي كه تنها قادر است جلوي برخي ضررها را بگيرد و شبيه مسكن درد عمل مي كند. دربسياري از موارد كه قطع آسيب بسيار سخت مي شود، هدف از درمان اعتياد بايد محدود به كاهش آسيب شود اما اين نگرش نبايد آن قدر راحت باشد كه درمواردي كه مي توان با تلاش بيشتر و يك سياست گذاري دقيق به قطع آسيب رسيد، فقط به كاهش آسيب اكتفا كرده و هيچ تلاشي براي درماني نهايي بيمار انجام ندهيم.
امروزه بحث درمان اعتياد توسط داروي «متادون» از جمله مواردي است كه باعث دوگانگي و شك و ترديدهاي فراواني در امر درمان اعتياد بين درمانگران و حتي بيماران شده است. دارويي كه تنها توانايي كاهش آسيب را دارد و قادر به درمان بيماري نيست. زنگ خطري جديد به صدا درآمده است. توزيع فراوان و بي حساب «متادون» تبليغات فراوان جهت درمان اعتياد با اين دارو و فراواني مراكز متادون درماني در شهرهاي مختلف، موجب شده كه خود اين دارو، در طول زمان به يك ماده مخدر جديد و قانوني تبديل شود!
البته اين اولين بار نيست كه چنين اتفاقي رخ مي دهد؛ اگر كمي به گذشته برگرديم و به جامعه اروپا دقت كنيم، خواهيم ديد كه تبليغات فراوان و گوشخراش كشف يك داروي جديد درمان قطعي و آسان اعتياد و همچنين بيماريهاي اعصاب و روان، همه اروپا و سپس دنيا را دربرگرفته بود. درحالي كه آن داروي جادويي چيزي نبود جز «هروئين».
توزيع بي رويه اين دارو (البته ديگر دارو نام مناسبي برايش نيست!) در بين بيماران، تبليغات فراوان براي مصرف آن و يادآوري اين نكته كه تنها راه حل قطعي و درمان اعتياد است، موجب رواج يكي از مهلك ترين مخدرهاي دنيا شد كه همه جوره (خوراكي، تدخيني، مشامي و تزريقي) قابل مصرف است. اشتباهي كه بعدها خود محققين به آن اعتراف كردند.
شايد آنها نيز مانند برخي كلينيك هاي ترك اعتياد كشور ما، تنها به فكر درمان بدون سختي كشيدن بيماران خود بودند و يا شايد تحت تأثير تفكرات معتادگونه بيماراني قرار گرفته بودند كه به دنبال ترك راحت مي گشتند، غافل از اينكه اين بيماري مشابه بيماريهاي جسمي نيست و بعد رواني آن چه بسا مهم تر و قوي تر از بعد جسماني اش باشد.
تكرار تجربه تلخ اروپاييان
درمان راحت و بي دردسر كه از توجه زياد به ابعاد جسماني بيمار و بي توجهي به بعد رواني بيماري اعتياد نشأت مي گيرد، مي تواند عاملي باشد براي مصرف و عودهاي مكرر بيماري. در مورد داروي متادون نيز متأسفانه تاريخ درحال تكرار است. دارويي كه به عنوان مسكن، براي بيماراني ساخته شده است كه با سرطان دست و پنجه نرم مي كنند و به كمك آن مي توانند بر دردهاي فراوان ناشي از شيمي درماني فائق آيند. يا آن دسته ازبيماراني كه به دليل دردهاي جسماني فراوان، به مسكن نياز دارند، شايد هم براي بيماران تزريقي كه ممكن است با تزريق موادمخدر، براي خودشان و محيط اطرافشان، شيوع بيماري هاي عفوني نظير ايدز را موجب شوند و يا حتي براي مكانهاي نظارتي مثل زندان ها كه با اعمال قانون قوي قابل كنترل مي باشند... يعني در مواردي كه هدف، كاهش آسيب بوده است نه درمان!
اين درحالي است كه بر پايه آمار، نتايج استفاده از اين دارو براي درمان بسيار نامطلوب است. به طوري كه در بسياري از موارد كه مي شده بيمار را با چند روز كنترل و نگهداري تحت درمان قرار داد، با تجويز اين دارو، نه تنها درمان رخ نداده، بلكه بيمار وارد جريان تازه اي از مصرف موادمخدر شده است. تا جايي كه بسياري از اين دست بيماران، اذعان دارند كه علائم قطع مصرف متادون (به اصطلاح عاميانه: خماري) در مواردي بسيار شديدتر از ماده مخدري است كه مصرف مي كرده اند و اثرات وابستگي رواني اين دارو نيز گاهي شديدتر از موادمخدر گزارش شده است.
در يك تحقيق ساده در بين 62 بيمار كه با قرص و يا شربت هاي متادون در حال درمان بودند، بعد از دوماه، 45 نفر از آنها به ادامه درمان و افزايش دوز متادون اصرار داشتند و با كم كردن داروي متادون خود مخالفت كردند، در اين افراد علائم وابستگي به اين دارو به وفور مشاهده مي شد. بعداز گذشت شش ماه، 23 نفر از اين بيماران كه پرسشنامه هايي را پركرده بودند، اعتراف به خستگي و عدم رضايت و همچنين وابستگي جسماني و رواني شديدي به داروي متادون كرده و خواستار راه حلي براي قطع يكباره اين دارو بودند.
البته بايد اذعان داشت كه داروي متادون، در برخي موارد نتايج خوبي را به همراه داشته است و مي توان از آن به عنوان داروي مفيد براي كمك به درمان اعتياد نام برد ولي نمي توان آنرا تنها راه حل درمان اعتياد دانست. اما زنگ خطر هنگامي به صدا درمي آيد كه اين دارو در معرض عموم جامعه قرار بگيرد و بي حساب و كتاب و كنترل نشده توزيع شود. جايي كه متوجه شويم كه خريد و فروش اين داروي مخدر، در بين جوانان رايج شده و به طرق خوراكي و حتي تزريقي مورد استفاده قرار مي گيرد.
موثرترين راه درمان اعتياد
برخي براي درمان اعتياد، به روش هايي مانند متادون درماني و غيره روي مي آورند در حالي كه، راه هاي بسيار موثري هست كه به قول معروف «امتحان پس داده»اند و به ميزان بالايي موفقيت در پي خواهند داشت. يكي از اين راه ها كه موفقيت زيادي هم در امر درمان اعتياد داشته، بستري و كنترل علائم بيمار براي چند روز و سپس انتقال سريع بيمار به جلسات گروه درماني است. اگر بيماران معتاد را در محيطي مناسب و تجهيز شده مطابق استانداردهاي درمان اعتياد، چند روز نگهداري كرده و علائم جسماني ناشي از قطع مصرف مواد مخدر را با داروهاي رايج و ساده كنترل كنيم و پس از بهبودي علائم وابستگي جسماني، آن ها را وارد گروه هاي درماني و كلاسهاي روان شناسي و مددكاري نماييم، نتيجه بسيار موفقيت آميزي را شاهد خواهيم بود. اگر اين كار را براي آن دسته از بيماراني كه زمان زيادي از شروع مصرف مواد مخدر آن ها نمي گذرد، در منزل انجام دهيم، نتيجه بسيار موثرتر خواهد بود.
درمان اين بيماري با استفاده از داروهايي مثل متادون يا ترامادول، براي بيمار بسيار لذت بخش و آسان تر است در حالي كه بايد اين نكته را مدنظر قرار دهيم كه توجه صرف به راحتي و لذت بخش بودن درمان در اين نوع از بيماران، اغلب نتيجه عكس داده است. اين همان حلقه گمشده درمان بيماران معتاد است. البته مي توان از تلفيق چند روش هم براي درمان اين بيماري بهره جست؛ موثرترين رويكردي كه در جهان براي درمان اين بيماري مورد استفاده قرار گرفته، روش درمان بستري است كه در كمپ صورت گرفته و همراه با گروه درماني و تزريق افكار و اخلاقيات صحيح به روان بيماران، به خوبي جواب داده است.
تجربيات نشان مي دهد كه در بسياري از موارد، روش هاي سنتي و قديمي درمان اعتياد نتايج خوبي را به همراه داشته و بيمار ارزش سختي و رنجي را كه در مبارزه با وسوسه هاي اين بيماري داشته و همفكري و همكاري مستمر با همدرداني نظير خود را مي داند و با مرور اين عجز و سختي ها بهتر مي تواند درمان را قبول كند و مدت زمان زيادتري را به دور از مواد زندگي كند.
جايي كه پزشك و بيمار هر دو يك درد را تجربه كرده اند و مي توانند بعد از «تولد دوباره» نيز به يكديگر كمك كرده و مراقبان خوبي براي هم باشند. كساني كه از سقوط نجات يافته اند و حالا قدرت دست گيري و هدايت اين نوع بيماران را هم كسب كرده اند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها