تاملی در حدیث همام
دوشنبه 11 مرداد 1389 7:38 PM
امیر المؤمنین علیه السّلام در توصیف مؤمنان درحدیث همام فرمودند:
[مؤمنان] شبانگاه برپا میایستند و آیههای قرآن را با تأمّل و اندیشهای عمیق تلاوت میکنند.
جانهایشان را به قرآن جلای حزن میبخشند و درمان دردهایشان را از قرآن میجویند. آنگاه که بر آیهای شوقبرانگیز میگذرند، بالهای اشتیاق و طمع، گشاده میگردانند و به سوی مراقبت روحبخش خداوند پر میکشند و خود را بر ستیغ قلّهی وعدههای خداوند میبینند.
و آنگاه که بر آیهای هولانگیز میگذرند، پنجره گوش دل به مواعید عذاب خداوند میگشایند و گویی که زفیر جهنّم را و نفیر آتش را و ضربان نبض عذاب را با بُنِ گوشهایشان میشنوند.
تو گویی که قرآن را نمیخوانند؛ که زندگی میکنند. در آیهآیه آن میزیند و در سطرسطر آن طراوت حیات را لمس میکنند. در آتش سورهای میسوزند و در زیر باران حیاتبخش سورهای دیگر تولد دوباره مییابند. فرازی، چروک بر پیشانیشان میاندازد و کمرهاشان را خم میکند، پیرشان میکند و فرازی شور و شوق جوانیشان میبخشد.
امام علی علیه السّلام در مورد قرآن چنین میفرماید:
« و بدانید که این قرآن، ناصحی است که خیانت نمیکند و رهنمایی است که به وادی ضلالت دلالت نمیکند و سخنگویی است که تکلّم جز با لسان صداقت نمیکند و کسی با قرآن ننشست مگر آن که به زیادتی رسید یا نقصان، زیادتی در هدایت و کاستی از کوری و ضلالت.
و بدانید که آدمی را پس از یافتن قرآن، نیازی نیست و پیش از دریافت آن، بینیازی نه. پس درمان دردهای خویش را از او بخواهید و رهایی خود را از او طلب کنید. زیرا که درمان عظیمترین دردها، اعم از کفر و نفاق و تباهی و گمراهی در اوست.
با قرآن به خدا برسید و با عشق به قرآن، خدا را دریابید .
با آن به پیشگاه خلق نروید؛ چرا که خلایق خود بهتر از آن، وسیله درگاه خدا ندارند.
و بدانید که قرآن شافع مقبول است و گویندهی تصدیقشده و آن کسی را که در قیامت قرآن شفاعت کند، رسته است و آن را که خائبش بشمارد، پای بسته.
در قیامت منادی ندا در خواهد داد که: الا مردمان! هر کشتگری در ابتلای کشتههای خویش است در این دیار و گرفتار عاقبت کردههای خویش، بهجز برزگران فرقان و کشتگران قرآن.
پس از عارفان و پیروان قرآن باشید و از او به سوی پروردگارتان راه بجویید و از پندهای او به جانهایتان بنوشانید و آراء خلاف آن را در ذهنیت خویش متّهم کنید و هواها و خواستههای خود را در دادگاه او محکوم نمایید و خائن بشمرید.» (نهج البلاغه، خطبه 175)