0

حسين بصير >شهادت

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

حسين بصير >شهادت
یک شنبه 6 آذر 1390  8:40 AM

آن شب ستاره‌ها رنگ ديگري داشتند و آسمان دل من پر از تشويش و نگراني بود، قرار نبود حاجي در خط مقدم باشد اما او که هرگز نمي‌توانست در شب هاي عمليات خط مقدم را ترک کند، سردار مهري را متقاعد کرد و خود هدايت گردان عاشورا را بر عهده گرفت، سنگر من و او در نزديکترين محل دشمن در و در ارتفاعات مشهود به تانيش، در ماووت مستقر بوديم، هياهوي نبرد دلم را ديوانه کرده بود، بدون اختيار دنبالش بودم و لحظه‌اي تنهايش نمي گذاشتم، عمليات شروع شده بود، و حاجي با بيسيم آتش را هدايت کرد، با اصابت هر گلوله دستان نجيبش را به آسمان بلند مي‌کرد و خداوند را شکرگزاري مي‌نمود. ساعتي از شروع عمليات نگذشته بود که خمپاره‌اي زمين و زمان را در نظرم تار نمود، مجروح شده بودم و با چشمانم به دنبال حاجي مي‌گشتم، آرام و بي‌صدا دريک متري من به شهادت رسيده بود، در کنارش بودم و تا صبح بي‌آنکه کسي مطلع شود، با او نجوا مي‌کردم، شرايط خاص عمليات کربلاي 10 ايجاب نمي‌کرد که کسي از قضيه مطلع شود، صبح پيکر خونينش را بوسيدم و به عقبه فرستادم، بصير جبهه‌ها که در روز عاشورا چشمان پرفروغش را به روي دنيا گشوده بود پس از مبارزه و خدمت در سن چهل سالگي در کربلاي جنگ به عاشورائيان پيوست، تا نشان دهد کربلا گستره زمين است و عاشورا متن هر زمان.

 

منبع:کتاب سردار خوبان

راوي:برادر شهيد (اکبر بصير)

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها