«امير» ادبيات انقلاب را دعا كنيم...
جمعه 13 آبان 1390 9:33 PM
ششم مهرماه يعني حدود يك ماه پيش بود كه با «اميرحسين فردي»، نشستي دو ساعته در تالار دكتر مصطفوي دانشگاه شيراز داشتيم. محور بحث چالش هاي فراروي ادبيات پايداري بود. اما انگار او آمده بود تا هم به مسئولين حوزه هنري فارس و هم به بر و بچه هاي ادبيات انقلاب و دفاع مقدس بگويد كه شيراز و استان فارس را به جد باور دارد و خود متوليان نويسندگان استان نيز بايد خود را باور داشته باشند. در خلال سخنراني كه نه، گپ و گفت وگوي ساده اش با نويسنده هاي فارس، گريزي هم به كيهان بچه ها زد و گفت كه هنوز هم پاي آن نشريه بچه هاي ايران ايستاده و به رغم مشغله اش در پست مدير مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري كشور، نتوانسته است از بچه هاي كيهان يا از كيهان بچه ها دل بكند. به يك معني انگار به رغم تورفتگي آن چشم هاي زاغي و پرالتهاب دهه 60 و آن محاسن سفيد امروز، مي خواست بگويد كه با گذشت بيش از سه دهه از عمر انقلاب و آن همه خون دل خوردن ها، هنوز دلي به مهرباني كودكان دارد و كودك درونش بزرگ نشده است.
دو روز اقامت امير در شيراز را جزء روزهاي خوش زندگي پرفراز و نشيب خود به حساب آورديم. هر چند بخش اعظمي از آن فرصت مغتنم را كه بايد مي گفتيم و مي خنديديم، به گلايه از برخي متوليان ادبيات انقلاب و دفاع مقدس گذشت. همه دل پري داشتيم ودر اين بين دل من و اكبر صحرايي از همه پردردتر بود.
آه كشيدن هاي پي درپي امير هم حكايت از آتش درون داشت. او كه روزگاري با حبيب غني پور و ديگر بچه هاي مسجد جوادالائمه(ع) وارد دنياي داستان شده و هنوز بر پيمانش با حبيب شهيد كربلاي 5 مانده است، دردمندانه به ما يادآوري كرد كه دنياي هنر و عالم هنرمند دنياي درد و دردمندي است و بايد نيك دانست كه نويسنده اگر بخواهد و انتظار داشته باشد كه برايش تشكي از پر قو فراهم باشد و زندگي مرفه و مجلل را تجربه كند، نويسنده نيست. و صد البته حق همين بود و اين در ذات هنر بوده و هست كه هميشه كارهاي فاخر و ارزشمند از دل بلاها و ملال ها متولد خواهد شد.
در هر حال حضور امير در شيراز براي اصحاب ادبيات انقلاب و پايداري همان قدر ارزشمند بود كه خود ايشان نيز بر اين حضور مباهات كرد. اما چه حيف كه با گذشت كمتر از يك ماه با خبر شديم امير حسين فردي به خاطر عارضه قلبي در بخش مراقبت هاي ويژه يكي از بيمارستان هاي پايتخت بستري شده و بايد تحت عمل باز قرار گيرد. خبر به قدري شوكه كننده بود كه اعلام آن به ديگر دوستان براي تك تك مان سخت و ملال آور بود. چرا كه همه ما فردي را نه به واسطه حضور دو روزه اش در شيراز كه به خاطر تجربه، توان و ايستادگي اش در برابر گردبادهاي خشن جريان روشنفكري بيمار، دوست داشته و دوست مي داريم. امير، در طول دوران پرفراز و نشيب اين 32 سال به رغم همه شايستگي هايش براي احراز مناصب دولتي، هيچ گاه به بي مهري ها معترض نشد در حالي كه مي توانست و مي بايست وزير ارشاد اين مرز و بوم باشد و زبان به گلايه نگشود در حالي كه مي توانست از بقيه زبان درازتري داشته باشد. اصولا امثال فردي ، طلبكار بودن را درك نكرده اند؛ بلكه هميشه بر اين باور بوده و هستند كه بايد در هر حال و تحت هر شرايطي براي انقلاب كاري كرد. و از همين روي بود كه وقتي آتش فتنه 88 از زير خاكستري 20 ساله شعله كشيد و در مقابل بهت و حيرت دو سوي ماجرا خود نماياند، امير كه نه از صدقه سر انقلاب وزير و وكيل شده بود و نه هرگز بر ناموس اقتصاد و بيت المال دست اندازي كرده بود، در قامت هنرمندي پاك، پاك بودن را پاس داشت و به ميدان آمد تا از حقيقتي كه در آستانه ذبح شدن و انقلابي كه در حال به مسلخ كربلا رفتن بود، به سهم خود دفاع كند و چنين كرد.
اما اين روزها و اين ساعت ها، آن قلب پرشر و شور از تب و تاب افتاده و گويا كندتر از هميشه مي تپد. امير حسين فردي تحت عمل قلبي قرار گرفته است .پس همه آن ها كه امير را مي شناسند و به صفا و خلوصش ايمان دارند و آن ها كه دل به خارج از مرزها نبسته و به ايران و ايراني بودن مباهات مي كنند و در يك كلام آن ها كه دلي دارند و زباني و خدايي، براي سلامتي امير ادبيات انقلاب دعا كنند كه به حق حلقه مديريت ادبيات پايداري و انقلاب، تازه در آغاز راه است و امروز بيش از هر زمان ديگري به امثال اميرحسين فردي نياز دارد...
پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.
عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!