پاسخ به:ارجاعات انقلاب
چهارشنبه 11 آبان 1390 8:15 PM
نكته مهم اين بود كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، در ارجاع به حوزه اقتصاد، به برهمخوردن توازن قبلي اقتصادي بين ايرانيان مسلمان و غيرمسلمان به زيان مسلمانها، و نيز ميان ايران اسلامي وكشورهاي غيراسلامي به نفع كشورهاي غيرمسلمان و كافر توجه خاصي ميشد و اين را بهحق، بهعنوان عامل بسيار مهمي در سيطره كفار بر ايران و نفوذ آنها در سياستگذاري حكام پهلوي قلمداد مينمودند. همچنين ارجاع به مكتب اقتصادي اسلام كه در كشفالاسرار و ساير آثار امام ديده ميشود، باعث توجه به تباين اصولي اين مكتب با مكاتب اقتصادي ليبرال و سوسيال و درنتيجه اميدبستن به آن براي رسيدن به عدالت ميشد.
هـ ــ حوزه روابط بينالملل:
پس از جنگ جهاني دوم و بهويژه از ابتداي دهه1950، نظام بينالمللي دوقطبي گرديده و كشورهاي جهان، هركدام تابع ايالاتمتحدهامريكا (غرب) يا اتحاد جماهير شوروي (شرق) شدند. اين وضعيت نهتنها به معني همپيماني و همراهي با يكي از آن دو يا حتي لحاظكردن منافع و سياستهاي آنها در سياستها و رفتارهاي حكام كشورهاي ديگر بود، بلكه حكومتهاي كشورهاي جهان سوم (كشورهاي پيرامون) به مثابه سايه بازيگران اصلي عرصه بينالمللي عمل ميكردند. اين تسليم و تذلّل محض رژيم پهلوي در مقابل امريكا ــ كه باتوجه به موقعيت ژئوپليتيك خاص ايران، بسيار مهم بود ــ همواره مورد توجه و ارجاع امامخميني(ره) و يارانش قرار ميگرفت. از آنجاكه انقلاب اسلامي ايران براساس «حق الهي فقيه براي حكومتكردن» و «پيوند دين، معنويت و اخلاق با سياست» شكل گرفته و تجربه ميشد، لذا لازم بود همواره تاكيد شود كه وابسته به هيچيك از دو ابرقدرت مذكور نيست. بههمينجهت، رهبريت روحاني انقلاب، مردم را به جايگاه مستقل و ناهمگون حكومت اسلامي در نظام بينالمللي دوقطبي ارجاع ميداد كه در شعار «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» تبلور يافت، شعاري كه ريشه اصلي درگيريهاي قدرتهاي مسلط بر روابط بينالملل موجود در بيش از دو دهه پس از پيروزي انقلاب با حكومت اسلامي ايران بود؛ زيرا همه اين قدرتها درخصوص دو اصل «غيرالهيبودن حق حكومت» و «دنيوي و غيردينيبودن سياست» با يكديگر اتفاق و اشتراكنظر داشتند. بااينوجود، بايد گفت يكي از اصليترين ارجاعات رهبران انقلاب اسلامي كه در راستاي تداوم، پيروزي و سالمماندن انقلاب و حكومت نقش اساسي ايفا كرد، درواقع پايبندي به عكس اين شعارها بود.