پاسخ به:ارجاعات انقلاب
چهارشنبه 11 آبان 1390 8:14 PM
در ميان آنان بود كه چنانچه يك مرجع تقليد براساس نگرش خاص خود به حوزه اختيار و ولايتفقيه، اقدام به تصرف، صدور فرمان و يا عمل خاصي كند كه از تقوا و دينداري به دور نبوده و در چارچوب يكي از بينشهاي فقهي قابل طبقهبندي باشد، اين مراجع سنتي با آن مخالفت ننموده و مردم را به نافرماني از آن نخوانند. اين ويژگي كه هماكنون نيز در ميان فقهاي سنتي محفوظ ميباشد، موجب شد حضرتامام(ره) بيآنكه از ناحيه كليت روحانيت و حوزه با مقاومت قابلتوجهي روبرو شود، ابتكار عمل را به دست گرفته، حوزه و اجتماع، از جمله دانشگاهها و ادارات را يكپارچه عليه حكومت پهلوي به حركت درآورد و سكان راهنمايي آنان را در اختيار گيرد.
رهبران قيامهاي عمومي، در هر انقلابي، مردم را به پيشينههاي پذيرفتهشده ذهني آنان ارجاع داده و تعارض ميان اين پيشينهها و واقعيات رژيم موجود را به آنها متذكر ميگردند و از مردم ميخواهند با برپاداشتن اعتراض و دستيازي به نهضت و انقلاب، وضع موجود را در جهت همسانساختن آن با عقايد، انديشهها، ارزشها و حتي نظام اسطورهاي ذهني اكثريت جامعه، تغيير دهند؛[i] بهعنوانمثال، انقلاب كبير فرانسه به تبع انديشهها و باورهاي دموكراتيكي شكل گرفت كه دوسهقرنپيشازآن توسط نويسندگان و متفكران اروپايي ابداع و تبليغ شده بود. همينطور، انقلاب امريكا نيز از همين تفكرات تغذيه كرد؛ چون اكثر مردم امريكا، درواقع اروپايي بودند. البته انقلاب اكتبر روسيه كه توسط كمونيستها شكل گرفت، با دو انقلاب مذكور تفاوت دارد؛ چراكه انقلاب اكتبر درواقع بيشتر شبيه يك كودتا بود، چنانكه پس از سرنگوني تزار به كشتار بيش از چهلميليون روسي انجاميد. انقلاب اسلامي ايران اما تفاوت خاصي با همه اين انقلابها داشت و آن اينكه رهبران انقلاب، مردم را به حوزههاي متنوعي ارجاع دادند كه به حضور گسترده اقشار، گروهها و خرده نظامهاي بسيار متعددي در عرصه انقلاب اسلامي منجر شد. مقاله حاضر درواقع بر آن است تا برخي از اين حوزههاي مورد رجوع و ارجاع رهبران و مردم را در انقلاب اسلامي ايران بازشناسد.
[i]ــ البته «نظام اسطورهاي» بيشتر مربوط به جوامع فاقد دين و شريعت الهي است.