شهید علی ایزدی
چهارشنبه 11 آبان 1390 3:17 PM
. 
شهید علی ایزدی
نام پدر: ابراهیم
تاریخ تولد: ۱۳۴۱
تاریخ شهادت: 20 مهر ۱۳۶۱
محل تولد: اصفهان، نجفآباد
طول مدت حیات: ۲۰ سال
محل شهادت: جاده دهلران
• در یکی از زیباترین روزهای سال ۱۳۴۱ش در شهرستان نجفآباد، در خانهای پر از صفا و صمیمیت و بااصالت و متدین، نوزادی چشم به جهان گشود که با تولدش همه اهل خانواده را شادمان کرد و قلب پدر و مادر را تسخیر نمود: شهید علی ایزدی. نام نیک و پرمعنای «علی» را بر او نهادند، باشد که مانند شیر کرار و مولای متقیان علی (ع) همواره جوانمرد، زندگی کند.
کمکم دوران کودکی علی به پایان رسید و پای به عرصه مدرسه و محیط دبستان و مدرسه راهنمایی گذاشت. در تمامی این سالها، با رفتار نیکو و خوبش نظر اطرافیان را به سوی خود جلب میکرد و هم از لحاظ اخلاقی و هم از نظر درسی، جزو افراد برتر مدرسه بهشمار میرفت. با به پایان رساندن مقطع راهنمایی، وارد دبیرستان دهقان و در رشته ریاضی و فیزیک، مشغول تحصیل شد و آنجا هم بهحق دانشآموزی تلاشگر بود.
سالهای پایانی تحصیلات متوسطه علی، مصادف با اوجگیری مبارزه مردم قهرمان ایران علیه رژیم منحوس شاهنشاهی بود و بدینترتیب این نوجوان دلیر هم با موج مخالفتها، همراه گشته و وارد فعالیتهای سیاسی علیه رژیم شد. در جلساتی که برپا میشد، دریافت که روح پرجنب و جوش او را چیزی نمیتواند آرام کند مگر وارد شدن در سنگر مقدس حوزه علمیه. بدینسان جذبه دلربای ساقی میکده عشق، او را حجرهنشین حوزه کرد و در کوتاهمدت، دروس مقدماتی را پشت سر گذاشت و مشغول خواندن «لمعه» و «اصول فقه» گردید.
ورود علی به حوزه، همراه دوستان و یاران پاکسرشتی بود که همگی دارای روح متعالی بودند و چه زیبا، مصداق این آیه شریفه قرآن قرار گرفته بودند: «الطیبین لطیبین» (پاکان را دوستی با پاکان و خوبان سزاست) و علی آسمانی با یارانی از تبار قبیله پاکیها، وارد حوزه علمیه نجفآباد شد و پس از گذشت یک سال، همگی بههمراه هم به حوزه علمیه قم رفتند و حدود یک سال در خانه یکی از فضلا مشغول عبادت، خودسازی و تحصیل شدند... گروه شقایقهای خونینرنگی که بهسان گل زیبایی روییدند و محیط را عطرآگین نمودند و پرپر گشتند. آنها بعداً به مدرسه حجتیه رفته و آنجا ادامه تحصیل دادند.
گروه کبوتران عاشق، همزمان هم در عرصه علم، موفق بودند و هم در فعالیتهای سیاسی، مانند دیدهبان تیزبینی از هیچکدام از این دو سنگر غافل نبودند. دین و سیاست را از هم جدا نمیدانستند تا اینکه در سالهای پر از فراز و نشیب جنگ، اولین یار از گروه یاران عاشق به جبهه شتافت و پیکر غرق به خونش به نجفآباد برگشت. او کسی نبود بهجز «شهید حسنعلی مهدیه». سپس، با شهادت دومین یار عاشق «علی قاسمپور» بود که عزم علی و دوستان او برای رفتن به جبهه، راسختر شد.
اما در همین حین، آنها تصمیم گرفتند دوباره به حوزه نجفآباد هم سری بزنند و علاوه بر خواندن دروس، به فعالیتهای خویش در این مدرسه ادامه دهند، تا زمانی که نوبت عزیمت آنها فرا برسد. در همین زمان، علی گاهگاهی به جبهه هم میرفت و بهعنوان مبلّغی شجاع، رزمندگان را قوت قلب میبخشید. چنانکه در سال ۱۳۶۰ش در فصل تابستان، چند وقتی را در جبهههای آبادان بهسر برد، اما آنان که علی را شناخته بودند و پی به گوهر گرانبهای وجود او برده بودند، سعی میکردند تا مانع رفتنش به جبهه شوند تا علی بماند و ذخیرهای نیکو برای حوزه باشد.
در سال ۱۳۶۱ش که عباس، یار صمیمی علی نیز به جمع یاران سفرکرده پیوست، دیگر هیچچیز نتوانست او را از رفتن به جبهه بازدارد. او رفت تا تفنگ به زمین افتاده دوستش را بردارد و قلب پر از نفاق دشمن را نشانه گیرد و سنگر عباس را خالی نگذارد. علی در همانجا، فعالیتهای فراوانی را شروع نمود و جزو آن کسانی بود که اعتقاد داشت، رزمندگان در کنار نبرد باید به تحصیل نیز بپردازند تا از اجتماع عقب نیفتند و در این راه تلاشهای فراوانی نمود.
از جمله ویژگیهای بارز این گل زیبای بوستان حوزه میتوان به خالصانه و بیریا بودن اعمال او اشاره نمود. او یاد گرفته بود که خودش را وقف خدا نماید و از اعمالی که ذرهای ریامنشانه و نفاقآمیز باشد، دست بشوید. در مسائل سیاسی، اجتماعی و فردی فعال بود و یاد گرفته بود، از هیچ کاری نهراسد و چنین بود که کارهای سخت برای او آسان مینمود. توجه زیادی به اخبار و اطلاعات جهان اسلام داشت. به عقاید دیگران در کمال ادب احترام مینمود و دارای مدیریت شایستهای در همه امور بود و همه اینها را در سایه تلاش و کوششی که افراد بزرگی چون شهید محمد منتظری بر روی روان پاک او انجام داده بود، به دست آورد.
این دلداده کوی معرفت در زمینه حفظ آیات نورانی قرآن و روایات معصومین نیز تلاش مینمود و طبع شعری و ادبیاتی خوبی هم داشت، بهخصوص پس از به شهادت رسیدن دوست صمیمیاش، عباس ابوترابی سعی میکرد روح ناآرامش را با خواندن این اشعار، اندکی التیام بخشد. سرانجام اینجامانده از قافله دوستان، در تاریخ بیستم مهرماه سال ۱۳۶۱ هجری شمسی در جبهه دهلران، قبل از عملیات محرم، شربت گوارای شهادت را نوشید و سبکبارانه پرواز نمود تا بار دیگر در جمع دوستان و یاران شهیدش قرار گیرد.
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.