پاسخ به:ویژه حج
دوشنبه 9 آبان 1390 11:20 PM

مىبرم از تمامى بركات *** معرفت را ز گلشن «عرفات»
«مشعر» است و شعور مست شدن *** نشئه پرشكوه هست شدن
در «منا» عشق بود و خنجر بود *** ذبح امّید خام هاجر بود
تیغ در دست خواجه توحید *** بر گلوگاه زاده خورشید
«عید اضحى» و ذبح اسماعیل *** عشق و آواى پاى جبرائیل
جز دل خود دگر چه آوردم *** كه بود در «منا» ره آوردم
این ره آورد را ز من بپذیر *** گر نه در خورد تست خرده مگیر
نه كه قابیل را كمر بستم *** بیش از این برنیامد از دستم
گندم سالمم در انبان نیست *** ورنه جان هم سزاى جانان نیست
از دلم این سؤال كرد گذر: *** تا «مدینه» به پا روم یا سر
چشم دل را چو نیك بگشودم *** زائر «مسجدالنبى» بودم
شهریار شهیر مهرویان *** خسرو بى رقیب نیكویان
رهنماى این ره پویان *** رهبر راستین حق گویان
بوى توحید در حرم زده است *** یا خدا خود در آن قدم زده است
بر در آن رسول مهرآور *** كردم اعجاز عشق را باور
او كه آغاز روشن روز است *** شمع انجم فروز شب سوز است
بنده آفتاب طلعت دوست *** یا خدایى كه هر چه هست از اوست
كه خدا هر چه داد بهر هموست(1) *** كه محمّد فقط بهانه اوست
تا «بقیع» اشكبار مىرفتم *** به تمنّاى یار مىرفتم
پشت درهاى بسته بستان *** سر نهادم به كیش پا بستان
عشقهایى كه آن طرف بودند *** خاندان شه نجف بودند
چشم بستم به چشم دل دیدم *** بر سر دل چو بید لرزیدم
كه یهودان كه سست مىگفتند *** به گمانم درست مىگفتند(2)
1 . اشاره به : لولاك لما خلقت الافلاك.
2 . اشاره به كلام یهودیان: «یدالله مغلوله» كه در اینجا یدالله تعبیر شكوهمندى براى حضرت امیرعلیه السلام گرفته شد.
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت