کوته نوشت.......
پنج شنبه 7 مرداد 1389 11:18 AM
کوته نوشت.......
تو
را چـه به فـرهـاد ؛ یـک فـرهـاد اسـت و یـک بـیسـتون عــاشـقی ؛ تـــو
هـمـیـن یـک وجـب دیــوار فاصــــله را بـردار ، مـن بـاورت مـیـکنـم
مشت های من همیشه پوچ است اینقدر شانست را امتحان نکن
تمام تقصیر ما ؛ عبور از پشته ی پلی بود که نمی دانستیم آن سوی ساحلش دریا نیست
من مانده ام هنوز حکایت روبه و کلاغ : حکایت مکر این یکی ست یا...حماقت آن دیگری
خیلی فقیرم !!! حتی ... حوصله هم ندارم
منزلي در دوردستي هست بي شك هر مسافر را
چه دیر میفهمیم که
زندگی همان روزهایی بودکه زود سپری شدنشان را آرزو میکردیم