پري رو تاب مستوري ندارد
پنج شنبه 5 آبان 1390 9:10 AM
آقاي فياض در جايي ديگر در پاسخ به اين گفته خاتون كه براي خود ما هم جالب است كه الان روزنامه شرق و كيهان همسو شده اند، مي گويد: «اينها بازي هاي سياسي است، [...] من اصلا توقع نداشتم امام جمعه تهران يك بحث روزنامه اي را بدون اين كه كامل خوانده باشد، مطرح كند. اصلا نديده كه چه چيزي گفته شده! خود امام(ره) هم اسلام ايراني را باز توليد كرده»(!)
گويا اين جناب استاد است كه ضمن فراموش كردن تاريخ نه حرف هاي مشايي را درست خوانده اند و نه از اسلام ايراني مورد نظر امام و شهيد مطهري تعبير درستي كرده اند، كه اگر خوانده بودند نه نوشتار روزنامه كيهان را «بازي سياسي» ذكر مي كردند و نه امام جمعه را يك فرد «غيرمطلع» كه درباره موضوعي اظهارنظر كرده اند، قلمداد مي كردند!
نشريه خاتون چند مصاحبه ديگر از روحانيون را نيز با هدف ايجاد وجاهت در نشريه چاپ كرده است، مصاحبه «آيت الله سيد محمد قائم مقامي»، از آن دسته گفت وگوهايي است كه چيزي براي سوءاستفاده به خاتون نمي دهد مگر شعري كه ايشان از قول حافظ نقل مي كند: «پري رو تاب مستوري ندارد» كه البته به تعبير آيت الله قائم مقامي منظور از پري رو در اين مصراع «ذات مقدس خداوند است» اما خاتون با زيركي و شيطنت اين مصرع را با زير تيتر: «بررسي زيبارويان و فلسفه خلقت» به عنوان تيتر اين مطلب دو صفحه اي چاپ مي كند تا خواننده به تفسير ديگري برسد. چنان كه خواننده مي تواند با خواندن اين تيتر برداشت كند كه زنان زيبا تحمل پوشش را ندارند. باتوجه به اين كه خاتون يك ويژه نامه است و همه بخش هاي مجله در خدمت يك هدف است، نمي توان و نبايد پس از ورق زدن صفحات قبل منظور ديگري را درك كرد، به خصوص اين كه چادر از زبان آقاي مهدي كلهر در صفحات قبل به گونه اي عجيب و منفي مورد عتاب واقع شده است.
همه چيز در خدمت سكشوال
يكي از يادداشت هاي عجيبي كه بعيد است نمونه آن تاكنون در هيچ كدام از نشريات كشور به لحاظ ابتذال چاپ شده باشد، نوشته اي است از «استاد اكبر جباري». اين نوشتار كه «جهان سكشوال و ماهيت سلوك انسان» نام دارد، به نوعي بيمارگونه به معماري، ورزش، صنعت و شهرسازي از ديدگاه سكس مي پردازد كه كمتر مي توان تصور كرد، حتي در ذهن بيماران جنسي نيز چنين تصوراتي از نمادهاي شهري به عنوان نمادهاي جنسي آن گونه كه در ذهن استاد نقش بسته است، تصوير شود.
در مقاله اكبر جباري آمده است: «... عناصر شكل دهنده شهر مدرن عناصري است، براي ايجاد «لذت بيشتر» ساختمان هاي مجاور را در ديد خود مي آورند. همه چيز در چشم انداز سكشوال مستقر مي شوند. نمادهاي مردانه (مانند برج ميلاد) در برابر نمادهاي زنانه (مانند تونل كردستان يا توحيد) مي ايستند. اتوبان ها و بزرگراه هايي كه مي توان با سرعت در ميان انبوه اتومبيل ها «لايي» كشيد. «لايي» كشيدن در ترافيك خيابان ها و لذت حاصل از آن، يك كنش سكشوال است. چنين كنشي، شب ها در اتوبان ها لذت بيشتري توليد مي كند.»
جباري در اين يادداشت كه به بهانه توضيح پديده بدحجابي به چاپ رسيده است، ماهيت ورزش هاي قهرماني را كاملا سكشوال مي بيند، وي با تأثيرپذيري كه از افكار و آراي فرويد در او مي بينم، حتي به ورزش فوتبال نگاهي سكشوال دارد و همه عناصر موجود در آن را جنسي بيان مي كند. «داخل كردن يك توپ درون يك سوراخ (دروازه) و لذت حاصل از اين فعل. لايي زدن به بازيكن حريف، به مثابه يك حريف جنسي و لذت حاصل از آن براي شخص فاعل (لايي زن) و خشم مفعول (لايي خور). فريادها و خوشحالي ها و حتي عصبانيت هاي حاصل از برد و باخت، همگي كنش هاي سكشوال هستند.»
پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.
عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!