پاسخ به:ايت اله رباني شيرازي
دوشنبه 2 آبان 1390 2:12 PM
يکي از گروههاي فعالي که با آية الله رباني در تماس مستقيم بودند و پايگاه مرکزي آنها در شهر نهاوند قرار داشت گروه ابوذر بود. افراد اين گروه فعاليتهاي سياسي - انقلابي خود را تا جايي پيش بردند که در شهر قم - در حين خلع سلاح مامور شهرباني - که منجر به درگيري شد اعضاي اصلي گروه دستگير و هر شش نفر به اعدام محکوم و حکم صادره در 30/11/1352 به اجرا در آمد.
در رابطه با گروه ابوذر و دستگيري کادر مرکزي آن؛ منزل آية الله رباني در قم به محاصره ساواک قم در آمد و سپس به داخل خانه ايشان هجوم بردند و او را با خشونت تمام دستگير و در حضور همسر و فرزندانش او را زير ضربان مشت و لگد و قنداق تفنگ و ... به شهرباني بردند.
پس از انتقال وي به شهرباني، ماموران تا ساعت دو بعد از نيمه شب تمامي خانه را زير و رو کردند و چون مدرکي دال بر همکاري ايشان با گروه ابوذر نيافتند به ناچار به ضبط کتابهايشان پرداختند و همه آنها را به ساواک انتقال دادند. آية الله رباني در خصوص برخورد ماموران ساواک در اولين لحظات دستگيريش ميگويد:
«حدود دو ساعت با انواع مختلف مرا شکنجه ميکردند. اول با شلاق، گاهي با باطوم برقي، زماني با سيگار ... اما من استقامت کردم. وقتي ديدم دست از شکنجه برنميدارند، پيش خود گفتم خود را به بيهوشي ميزنم شايد مؤثر باشد. خود را به بيهوشي زدم هر چه شلاق زدند تکان نخوردم. با باطوم برقي از بالا تا پايين بدنم کشيدند و من حرکت نکردم. خودم هم تعجب ميکردم که چطور توانستم از هرگونه حرکتي خودداري کنم ... چون ديدند فايده ندارد، يک ليوان آب به صورتم پاشيدند، تکان خوردم فهميدند که به هوش آمدهام؛ دوباره شروع کردند به شکنجه و من همچنان خداوند را در نظر گرفتم و مطمئن بودم که به من کمک خواهد کرد. براي اين که ما براي او حرکت کرده بوديم و در آن لحظات با تمام وجود ياري خداوند را احساس مي کردم. حدود يک ساعت ديگر به شکنجه ادامه دادند که بار ديگر تصميم گرفتم خودم را به بيهوشي بزنم و در مقابل هيچ چيز، عکس العمل نشان ندهم همين کار را هم کردم و هر چند انواع شکنجهها را بر روي من امتحان کردند، تکان نخوردم تا بالاخره دست برداشتند و گفتند ببريدش بيمارستان، بيهوش است.»
ساواک قم پس از مدتي که نتوانستند هيچگونه اعترافي از آية الله رباني بگيرد و يا به مدرکي دست پيدا کند. وي را به زندان قصر تهران منتقل و به سه سال و يک ماه حبس محکوم ساخت با اين که ابتدا قرار بود به همين مدت به شهرستان چابهار تبعيد گردد.
از آنجايي که آية الله رباني شيرازي براي مبارزه زمان و مکان خاصي را نميشناخت به محض ورود به زندان تصميم گرفت اقامه نماز صبح را رسميت بخشد؛ چرا که از مقررات زندان اين بود که: نماز خواندن براي افراد مذهبي ده دقيقه قبل از طلوع آفتاب و پيش از بيدار باش رسمي است و رژيم براي اين که ثابت کند که کليه زندانيان ضد امنيت (سياسي) مارکسيست هستند اين استثناء را نيز از بچه مذهبيها لغو کرده بود. اين سوژه خوبي براي آية الله رباني جهت ادامه مبارزه بود. بر همين اساس او طي مشورتي با برخي از آقايان موجود در زندان؛ پيشنهاد اجراي مراسم نماز صبح در اول وقت شرعي به طور دسته جمعي را داد که به اتفاق آراء به تصويب رسيد.