0

ايت اله رباني شيرازي

 
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

پاسخ به:ايت اله رباني شيرازي
دوشنبه 2 آبان 1390  2:10 PM

علاوه بر اين سه کتاب ترجمه هايي از علما و رجال به سبکي بديع نوشته ام که در مقدمه ي وسائل الشيعه و بحارالانوار و معاني الاخبار چاپ شده است و شرح حال صدوق به نام قضاء الحقوق في ترجمه الصدوق مخلوط است و کتاب هاي فارسي و عربي ديگري هم نوشته ام که ناقص و به صورت خطي موجود است. کتاب حرکت در طبيعت را در زندان در رد مارکسيست ها و مجاهدين خلق نوشته ام که چاپ شده است.
7. رشته ي تخصصي من فقه و اصول و رجال است.
8. آشنايي من به دو زبان فارسي و عربي است.
$ - بخش سياسي
9. فعاليت سياسي را قبل از شهريور 20 شروع نمودم.
10. در دوران ملي شدن صنعت نفت از طرفداران آيت الله کاشاني و دکتر مصدق بودم و در اين راه تبليغات مي نمودم بعد از اختلاف بين اين دو نفر با بينشي که قبلا عرض کردم داشتم با دکتر مصدق مخالف شدم البته نه به طوري که علنا با او مخالفت کنم. بلکه قلبا مخالف بودم و مي دانستم که مصدق شکست مي خورد لذا روزي که مصدق رفراندوم نمود من در بشنوه در باغ سرکشيک زاده به حسين آقاي توفيق گفتم و او را وادار کردم که در دفترش يادداشت کند که از اين به بعد اگر روزي دکتر مصدق از مردم استمداد جويد مردم به او پاسخ مثبت نخواهند داد و در آن ايام خيلي ناراحت و آزرده خاطر گشتم که مبارزات مردم ايران به واسطه ي
خودخواهي ها با شکست مواجه خواهد شد.
و اما در مبارزات 15 خرداد، مبارزه ي رسمي من از بعد از فوت مرحوم آيت الله بروجردي شروع شد چون خبر داشتم که شاه اقدامات ضد اسلامي خود را با فوت ايشان شروع مي کند. لذا پس از فوت ايشان مدرسين را دعوت نمودم در منزل آقاي حرم پناهي و چند جاي ديگر و پيشنهاد انتخاب مرجع واحد را نمودم و در مقام نظرخواهي پيشنهاد مرجعيت آقاي خميني را نمودم. در آن جلسه اين مطلب به ذائقه ي خيلي ها خوش نيامد و قبول ننمودند و ناچار طرح اتحاد مراجع مطرح شد که آقاي خميني و آقاي نجفي قبول ننمودند و آقاي گلپايگاني و آقاي شريعتمداري مدتي با هم مشترکا شهريه ي قم را اداره نمودند ...
بعد در کليه ي مبارزات شرکت داشتم و بيشترين اعلاميه هايي که به اسم حوزه ي علميه ي قم منتشر گشته است و چندين اعلاميه و تلگراف که به امضاي مدرسين است، متن آن از اينجانب است. نامه اي که از زندان به امضاي اين جانب و آقاي منتظري است و همچنين نامه ي ديگري که اين دو امضا را دارد متنش از من است اعلاميه عليه سرمايه گذاران خارجي که به چند زبان منتشر شد از من است و اولين اعلاميه اي که منتشر نمودم اعلاميه اي است که در موقع اصلاحات ارضي منتشر کردم و 40 مورد را براي اصلاح بيان نمودم و اگر کسي سبک شناس باشد مي تواند با توجه به اعلاميه هاي ممضاي من بقيه ي اعلاميه را بفهمد.
11. بعد از چند ماه از گذشت واقعه ي 15 خرداد به واسطه ي منبرهايي که در قم رفتم ممنوع المنبر شدم و تا آخر انقلاب اين ممنوعيت بود ولي اعتنا نمي نمودم و در موارد لازم سخنراني مي نمودم. ظاهرا يازده مرتبه زندان و يک مرتبه تبعيد شده ام و آخرين زندان در ماه محرم قبل از انقلاب است که بعد از سخنراني در روز عاشورا در شيراز پس از راهپيمايي وسيع به تهران منتقل شدم و تا دو روز قبل از کابينه ي بختيار زنداني بودم. تبعيد به کاشمر، فيروزآباد، سردشت و جيرفت.
12. قبل از انقلاب، آنها که در مبارزه بودند مي دانستند که تداوم مبارزه عمده اش به واسطه ي من بود و اگر من کنار مي رفتم وضع خيلي تغيير پيدا مي کرد و خيلي از سرشناسان کنار

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها