0

ايت اله رباني شيرازي

 
amir83610
amir83610
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 995
محل سکونت : تهران

ايت اله رباني شيرازي
دوشنبه 2 آبان 1390  2:09 PM


زندگي نامه ي آيت الله رباني شيرازي به قلم آن مرحوم


 





 

بسمه تعالي


1. نام عبدالرحيم رباني فرزند حاج محمدهادي معروف به حاج بمانعلي فرزند مرحوم مشهدي رحيم بني مشهدي حسن بن آقا محمدعلي شيرازي. نام مادر معصومه محل تولد شيراز در سال 1340 سوم شعبان مطابق با 1301 شمسي (طبق شناسنامه) شماره شناسنامه 22992.


2. در شيراز مشغول به تحصيل ابتدايي سپس از سال 1318 مشغول به تحصيل عربي شدم و در دوران اختناق رضاشاهي با بينشي که از طريق خانواده و دوستان مذهبي پيدا کردم يگانه راه نجات ايران از چنگال کفر تقويت روحانيت و احياي فکر اسلامي به خصوص


مذهب شيعه مي دانستم و لذا با همه ي بدبيني که مردم از روحانيت پيدا کرده بودند و دروس قديم را خرافات مي پنداشتند و به کساني که به آن اشتغال داشتند به ديده ي حقارت مي نگريستند و او را مسخره مي کردند به درس خواندن پرداختم و در برابر نقادان به دفاع سخت مي پرداختم. در همان ايام با مرحوم آيت الله حاج سيد نورالدين هاشمي شيرازي ارتباط پيدا کردم و با آنکه در منزل تحت نظر بود به هر قيمتي بود خود را به ايشان مي رسانيدم و مدت ها من و دو نفر ديگر به جماعت او قاچاقي حاضر مي شديم بعد از شهريور 20 که ايشان از تحت نظر خارج شد و حزب برادران را که قبلا پايه گذاري نموده بود و به طور مخفي کار مي کرد و من هم چندي پنهاني به عضويت آن درآمده بودم آشکار نمود و مشغول فعاليت هاي سياسي شد، مرامنامه ي حزب، اعتقاد من را درباره ي روحانيت و ولايت مرجع ديني تقويت مي نمود و زمينه ي رهايي ايران را از چنگال استعمارگران و مستبدان و احياي اسلام واقعي را ولايت مرجع ديني


معرفي مي نمود، من هم علنا در آن حزب مشغول فعاليت شدم و جلساتي از آن را اداره مي نمودم و تا سال 1325 تقريبا در آن حزب فعاليت مي نمودم ولي از آن به بعد به عللي از حزب کناره گيري کردم.


با بينشي که براي نجات ايران داشتم اقليت هايي که به نام دين مشغول فعاليت بودند اقليت هاي سياسي که براي تضعيف اسلام به وجو آمده مي دانستم لذا با آنها دائما در معارضه و مباحثه مي بودم از جمله صوفيه و بابيه و بهاييه و شيخيه. با فرقه ي صوفيه و بابيه و بهاييه زياد بحث و گفتگو مي نمودم به قسمي که از من گريزان بودند و حاضر به بحث نمي شدند. از همان ابتداي تحصيلات به تبليغ پرداختم و در قراء و قصبات و شهرستان هاي شيراز منبر مي رفتم و در سال 1326 در اثر تبليغات در سروستان، 72 يا 83 [نفر] (فراموش کرده ام) از بهاييان مسلمان شدند که روزنامه هاي پرچم اسلام و آيين اسلام و غير آن منعکس


نمودند.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها