0

پنجره

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

پنجره
شنبه 30 مهر 1390  8:19 PM

من پنجره ام
آن شيشه ي نرم رو به دريا
خورشيد ته دريا، پشت كوه، گاهي خوابيد
اما من روي پاي آجري
رو به دريا
به تماشاي تو بودم
از حسادت، خورشيد
تابيد و دو نيمه ام كرد
اي مرغ فلك چه غافلي تو
حال من در دو نگاه او را خواهم ديد
در دو صدا او را فرياد خواهم زد
مرا تكه تكه كن تا بيشتر منتشرش كنم
خدايا! درياي سكوت در رود گلويم روان است
چگونه بزدايم رود و دريا را؟
تو سكوتم را بشنو! من تو را مي خوانم!
الناز فرمان زاده (تداعي)
(عضو تيم ادبي و هنري مدرسه)

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها