پاسخ به:اخبار دنياي كامپيوتر
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 9:00 AM
صاحبان شخصيت مجازي ما
تا به حال به داشتههايي که در جهان مجازي براي خود در عرض اين چند سال درست کردهايد، فکر کردهايد؟ هر کسي که اهل رايانه و اينترنت باشد، به طور حتم يک شخصيت مجازي براي خودش دارد که اين شخصيت بيشتر در شبکههاي اجتماعي يا محيطهايي مانند فضاهاي گفتگو نمود پيدا ميکند. گذشته از اين مسلما شما براي خود صفحات شخصي و پروفايلهاي مختلفي در سايتهاي گوناگون اينترنتي ساختهايد و بسياري از کارهاي روزمره خود مانند کارهاي بانکي يا حتي اداري را به صورت مجازي از طريق اينترنت انجام ميدهيد. به اين ترتيب شما علاوه بر اين که يک شخصيت حقيقي در جهان فعلي داريد، صاحب يک شخصيت مجازي نيز براي خود هستيد که در حقيقت خيلي هم نميتوان اطمينان داشت که صاحب واقعي آن خودتان باشيد. اگر زماني ارتباطات موجود به هر دليلي قطع شود آيا به اين موضوع فکر کردهايد که چه بلايي به سر اطلاعات شخصي و شخصيت مجازي شما خواهد آمد؟. در نگاه اول پاسخ به اين سئوال که « صاحب اطلاعات شخصي ما کيست؟» آسان به نظر ميرسد اما در حقيقت اين موضوع هم پيچيدگيهاي خاص خود را دارد که در اين هفته قصد داريم به آن بپردازيم. از آن زمان که نسل دوم جهان مجازي و سايتها و نرم افزارهاي تحت وب شکل گرفتند، شکل و شمايل جهان وب نيز به سرعت تغيير کرد. نسل اول جهان مجازي توسط تيم برنزلي که خالق شبکه وب است، شکل گرفت و در آن زمان اين امکان در اختيار کاربران قرار نميگرفت که بتوانند به آساني توليد محتوا داشته باشند. اما شرايط امروز به گونهاي تغيير پيدا کرده است که تعداد کاربران اينترنتي روز به روز افزايش پيدا کرده و همه آنها قادر هستند که از طريق لينکهاي مختلف با يکديگر ارتباط برقرار کرده و براي خود يک شخصيت مجزا داشته باشند. به اين ترتيب با به وجود آمدن وبلاگها و سايتهاي گوناگون به کاربران اختيارات بيشتري داده شد و ناگهان سرعت توليد و گردش اطلاعات مجازي به يکباره چندين برابر بيشتر شد. شبکههاي اجتماعي هم که امروزه بر قله اين سبک از ارتباطات ايستادهاند و در زمينه محتوايي حرف اول را ميزنند. اکنون به شرايطي دست پيدا کردهايم که در آن يک جهان مجازي به موازات جهان حقيقي ايجاد شده و در حال حرکت است و اين جهان به جزئي جدايي ناپذير از زندگي بسياري از انسانها تبديل شده است. بسياري از کارشناسان معتقدند که اکنون زماني است که از آن به دوران گذار به نسل سوم وب، نام برده ميشود. اين دوره هم تغييراتي را در زندگي تمامي کاربران به وجود خواهد آورد که ممکن است نگاه کردن به آنها در چند سال آينده و مقايسه آن با شرايط کنوني براي ما عجيب به نظر آيد. در موضوع ويژه اين هفته قصد داريم که نگاهي به موضوع مالکيت دادههاي کاربران در جهان مجازي و قوانين جديدي که کشورهاي مختلف در اين رابطه وضع کردهاند داشته باشيم.
صاحب اينترنتي ما کيست؟
تا به حال به اين موضوع فکر کردهايد که به چه دليل هر پايگاه يا برنامه اينترنتي اطلاعات شخصي شما را پرسيده و آنها را براي خود ذخيره ميکند؟. ما بعضي از اوقات مجبور ميشويم که در سايتهاي مختلف براي خود پروفايلي را ايجاد کنيم که حتي آن را فراموش ميکنيم و به اين ترتيب اطلاعات و جزئيات زندگي مجازي ما به آساني در اختيار ديگران قرار گرفته و توسط موتورهاي جستوجو نظير گوگل در جستوجوها به ديگران نمايش داده خواهد شد. اکنون بيش از نيم ميليارد از مردم جهان به عضويت شبکههاي اجتماعي معروفي چون توييتر يا فيسبوک درآمدهاند ولي آيا شما در هنگام عضويت، متني که مربوط به اصول حريم خصوصي اين سايتها بوده است را مطالعه کردهايد؟ اين دسته از پايگاهها قادر هستند که به آساني اطلاعات شخصي شما از جمله عکسهايتان را با سايتهاي ديگر تبادل کرده و به اشتراک بگذارند و تمامي اطلاعات شما با يک جستوجوي چند ثانيهاي در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. شايد براي مطمئن شدن از اين موضوع بد نباشد که نام خود را در گوگل سرچ کنيد و ببينيد که چه اطلاعاتي در اختيارتان قرار ميدهد. البته به جز گوگل، پايگاههاي ديگري مانند WhitePages، BeenVerified و PublicRecords هم هستند که از طريق ارائه اطلاعات کاربران اينترنتي ، کسب و کاري را براي خود به راه انداختهاند. به اين ترتيب شما با يک جستوجوي سريع در اين پايگاهها ميتوانيد اطلاعات هر فردي که در اينترنت به ثبت رسيده باشد را دريافت کنيد و اين اطلاعات ميتواند شامل مواردي مانند آدرس منزل، شماره تلفن، سن و حتي عکس شما باشد. خانم ليندا کريدل که مدير اتحاديه اينترنت امن است، در اين رابطه ميگويد که اگر بخواهيم در مورد مالکيت اطلاعات آنلاين گفتگو کنيم، بايد ساختار ذهنيمان را به طور کامل تغيير دهيم. شايد تا به حال اين گونه بوده است که هر نوع از اطلاعات که توسط سايتهاي مختلف از شما خواسته شده است را از روي صداقت در اختيار آنها قرار دادهايد. شايد لازم باشد که هر کاربري يک سري ترفند براي لغو دسترسي به اطلاعاتي که در اينترنت قرار ميدهد، ياد گرفته و آن را براي پايگاههاي مختلفي که در آنها عضو شده به مرحله اجرا درآورد. مسلما شما هيچگاه قادر نخواهيد بود که هويت ديجيتالي خود را پاک کنيد ولي ميتوانيد با يادگيري برخي رموز، حريم خصوصي خود را تا حدي حفظ کرده و حدودي را براي خود تعيين کنيد. شايد بد نباشد که در اولين گام تمامي سايتهايي که در آنها صفحه شخصي درست کردهايد را به خاطر آورده و پروفايل خود را از آنها حذف کنيد. برخي از سايتها و شبکههاي اجتماعي نظير فيس بوک در صورت غيرفعال شدن اکانت شما، باز هم اطلاعاتتان را نگاه خواهد داشت و بد نيست که بدانيد بيش از يک سوم از ارائه کنندگان خدمات اينترنتي اين سياست را براي داشتن دائمي اطلاعات کاربرانشان در پيش گرفتهاند. البته گوگل سرويسهايي را در اختيار کاربرانش قرار داده است که با استفاده از آنها ميتوانيم اطلاعات را در سايتهاي مختلف، حذف يا ويرايش کنيم. پس تمامي اين موارد به شما هشدار خواهد داد که به راحتي تمامي اطلاعاتتان را در هر پايگاهي وارد نکنيد زيرا بعدها تمامي افراد ميتوانند از روي همين اطلاعات به شما يا اطلاعاتي که جزو زندگي شخصي شماست دسترسي پيدا کنند.
نسل سوم جهان مجازي
نسل سوم جهان مجازي مورد توجه بسياري از کارشناسان قرار دارد و نظريهها و تحقيقات مفصلي در رابطه با اين نسل و تغييراتي که ايجاد خواهد کرد، انجام گرفته است. اما شايد بتوان گفت که از اين ميان بهترين نظريه به خود تيم برنزلي اختصاص داشته است. او نسل سوم جهان مجازي را جهش بزرگي ميداند و نام آن را وب معنايي يا Semantic Web گذاشته است. برنزلي معتقد است که نسل دوم جهان مجازي در دوره خود محتواي بسيار زيادي را ايجاد کرده است و اين حجم بزرگ محتوا قادر است که به عنوان يک زير ساخت اطلاعاتي براي تحليل، شناخت رابطهها و الگوهايي که در حال حاضر وجود دارد مورد استفاده قرار بگيرد. نتيجه تمامي اين محاسبات توسط نسل سوم از جهان مجازي مشخص خواهد شد و تحول بزرگي را در زندگي مجازي و حقيقي بشريت ايجاد خواهد کرد. برنزلي نام « وب معنايي» را به اين دليل انتخاب کرده است که در دوره سوم امکان برقراري ارتباط انساني مانند ارتباط محاورهاي به برقراري ارتباط ميان انسان و نرم افزار تبديل خواهد شد. در اين دوره درک معناي اطلاعات رد و بدل شده ميان انسان و نرم افزارها به سادگي امکان پذير خواهد بود و گذشته از اين، تحليل، نتيجه گيري و توليد دانش هم از ديگر مسائلي است که به دنبال گذر از نسل دوم به نسل سوم به چشم خواهد خورد. صحبت از تحول بسيار عظيمي است که مسلما بسياري از کارها را آسانتر خواهد کرد و امکانات غير قابل تصوري را به کاربران اينترنتي ارائه خواهد کرد. به عنوان يک نمونه بسيار کوچک بايد بگوييم که در نسل سوم از جهان مجازي اين امکان براي شما وجود خواهد داشت که يک عکس را به يک موتور جستوجو بدهيد و تمامي اطلاعات مربوط به آن را دريافت کنيد. يا مثلا زماني که در راه رفتن در خيابان هستيد، رو به گوشي تلفن همراه خود کرده و از آن بپرسيد که اينجا کجاست؟. همچنين موارد ديگري مانند پيدا کردن نزديکترين پزشک متخصص به محل کار يا زندگيتان و اين برنامه با توجه به برنامه زماني شما پزشکان موجود، پيشينه بيماري شما و سابقه کاري پزشک مورد نظرتان را در عرض چند لحظه در اختيار شما قرار خواهد داد. حال تصور کنيد که تمامي اين برنامهها و تمامي ابزارهايي که در جهان حقيقي با آنها سرو کار داري به اينترنت اتصال پيدا کرده و به صورت خودکار به روز شوند. در چنين شرايطي شما در هر لحظه قادر خواهيد بود که به تمامي وسايل منزلتان مانند يخچال، ماشين لباس شويي، تلويزيون و هر دستگاه ديگر که تمايل داشته باشيد، اتصال پيدا کرده و يک زندگي جالب و هيجان انگيز را تجربه کنيد. اما سئوالي که پيش ميآيد اين است که با انجام اين همه تغيير، انسانها بيشتر از حال حاضر به جهان مجازي وابسته خواهند شد و در اين شرايط اطلاعات شخصيشان بيشتر از قبل در اختيار اپليکيشنها و پايگاههاي اينترنتي قرار خواهد گرفت. در اين شرايط حريم شخصي چگونه تعريف خواهد شد و در واقع چه کسي مالکيت شخصيت مجازي ما را به عهده دارد؟
اروپا حق فراموش شدن به کاربران ميدهد
چند وقتي است که صحبتهايي را در اين رابطه از گوشه و کنار ميشنويم که کميسيون اروپا تصميم گرفته است که به شکلي متفاوت به موضوع اطلاعات شخصي کاربران و حريم خصوصي آنها در اينترنت رفتار کند. مديران کميسيون اروپا اعتقاد دارند که کاربران اينترنتي حق دارند که اين اختيار را داشته باشند که اطلاعات اينترنتي خود را کنترل کرده و سلطه بيشتري روي آنها داشته باشند. به همين دليل هم اين کميسيون تصميم گرفته است که قانوني را به ثبت برساند که بر طبق آن افرادي که از اينترنت استفاده کرده و اطلاعات شخصي خود را در محيطهاي مجازي وارد ميکنند، حق داشته باشند که از جهان مجازي پاک شده و فراموش شوند. حق فراموش شدن، شايد کمترين حقي باشد که بايد به يک کاربر در محيط مجازي داده شود. اين لايحه در حال حاضر در حال بررسي شدن است و اگر اين قانون به تصويب برسد، تمامي افراد ميتوانند که از شرکتهاي اينترنتي درخواست کنند که اطلاعات آنها را پاک کنند و شرکتها هم ملزم خواهند شد که به اين خواسته احترام گذاشته و درخواست کاربران را قبول کنند. جالب است که بدانيد که اين قانون براي اولين بار در شهر مونيخ آلمان و در کنفرانس طراحي زندگي ديجيتالي توسط ويوين ردينگ، که رئيس کميسيون اروپاست، مطرح شد. او اعتقاد دارد که اين قانون ميتواند به نوجوانان و جوانان در کنترل اطلاعات اينترنتيشان کمک کند و شايد بتوان گفت که در اصل اين قانون براي جواناني گذاشته شده است که در مورد عواقب عکسها و اطلاعاتي که در شبکههاي اجتماعي ميگذارند، اطلاع زيادي نداشته و با خطرات آن آشنايي ندارند. همچنين او بيان کرده است که اگر جواني قادر نباشد که اطلاعات شخصي خجالت آورش را از جهان مجازي پاک کند اين باعث خواهد شد که در آينده براي پيدا کردن يک کار يا شغل مناسب دچار مشکل شود. اگر اين قانون به مرحله اجرا درآيد، دسترسي مردم به اطلاعاتشان بسيار سادهتر خواهد شد و حتي اين اختيار را خواهند داشت که دادهها و اطلاعات شخصي ديجيتالي خود را از شرکتي به شرکت ديگر منتقل کنند. کارشناسان معتقدند که اگر اين قانون تصويب شود، براي اولين بار مجموعهاي از قوانين که به اطلاعات شخصي مجازي اختصاص خواهد داشت در سطح اروپا به وجود خواهد آمد. اين قانون شامل حال تمامي شرکتهاي خارجي که در اين اتحاديه در حال کار هستند هم ميشود حتي اگر رايانههاي مرکزي و سرورهاي اصلي آنها خارج از اتحاديه اروپا قرار داشته باشد. عدهاي اعضاي کميسيون اروپا معتقدند که تصويب اين قانون باعث سادهتر شدن مقرراتي خواهد شد که در حال حاضر وجود دارد و حتي در اين صورت بسياري از شرکتها قادر خواهند بود که بيش از ميلياردها دلار را از اين طريق ذخيره کنند. ران زينک که مدير ارشد اجرايي شرکت مايکروسافت است در اين رابطه کمي نگران است و ميگويد که ممکن است که اين قانون به صورت جزئي نگر و دستوري باشد و هنوز مديران به اعماق و تبعات آن به اندازه کافي فکر نکرده باشند. در اين صورت تصويب اين قانون نه تنها مشکلي را حل نخواهد کرد، بلکه ميتواند مشکلات بيشتري را در حاشيه براي کاربران و شرکتهاي اينترنتي به همراه داشته باشد. در مورد ديگر شرکتها هم بايد گفت که به عنوان مثال شرکت فيس بوک خواستار جزئيات بيشتري از اين طرح شده است و همچنين اعلام کرده است که از اين طرح استقبال ميکند زيرا اين قوانين خوب باعث رشد اقتصادي و ايجاد شغل خواهد شد. اين شرکت منتظر خواهد ماند تا ببيند که چگونه به اين قانون پرداخته خواهد شد تا ضمن اين که از حقوق کاربران اينترنتي محافظت ميشود در زمينه کار آفريني هم براي آنها موثر شود. اکنون صحبت در اين مورد زياد است و هر روز موارد بيشتري به اين طرح اضافه ميشود از جمله اين که اين امکان وجود دارد که شرکتهايي که اين قانون را رعايت نميکنند، مبلغي به اندازه يک درصد از درآمد ساليانه خود را به عنوان جريمه بپردازند. شرکتهاي بزرگ ديگري نظير گوگل و ياهو هنوز موضعگيري خاصي در اين رابطه انجام ندادهاند و تمامي اين مقررات جديد بايد به تصويب اعضاي اتحاديه اروپا برسد و پس از آن توسط پارلمان اروپا تصويب شود و تمامي اين مراحل ممکن است که بين 2 تا 3 سال به طول انجامد.
آيا ميدانيد که؟
بسياري از کاربران در حال حاضر از خطراتي که ممکن است به واسطه آپلود کردن اطلاعات شخصيشان در اينترنت، برايشان به وجود آيد، آگاهي کافي ندارند. در شرايطي که بسياري از مردم به صورت کاملا داوطلبانه جزئياتي از اطلاعات بسيار محرمانه و شخصي خود را در اختيار شرکتهايي مانند گوگل، ياهو و فيسبوک قرار ميدهند، ممکن است که از عواقب احتمالي اين کار و قوانين مرتبط با آن که اکنون وجود دارد آگاهي کافي نداشته باشند. به همين دليل است که کميسيون اروپا با اعلام طرحهاي جديد خود ترجيح داده است که کاربران سايتهاي مختلف خودشان مسئول کنترل اطلاعاتشان هستند و به اين ترتيب از اين پس هر آنچه که مردم در شبکههاي اجتماعي و سايتهاي اينترنتي مختلف ميگذارند، متعلق به شرکتهاي مالک اين سايتها و شبکهها نباشد. مدير کل سازمان مصرف کنندگان اروپايي، مونيک گويان، در رابطه با موقعيت شرکتهاي مالک سايتهاي اينترنتي ميگويد که به عنوان يک شرکت بايد قبول داشته باشيد که شما در حقيقت اطلاعات خصوصي مردم را از آنها اجاره ميکنيد و بايد اين امکان وجود داشته باشد که آنها در هر زماني که دوست دارند، اطلاعات خود را از شما پس بگيرند. علاوه بر اين شرکتهاي اينترنتي نبايد اجازه داشته باشند که براي جمع آوري اطلاعات شخصي مردم، به هر جايي که دوست داشتند سرک کشيده و ادعا داشته باشند که هر آنچه که پيدا کردهاند متعلق به خودشان است. به اين ترتيب شما از اين پس اجازه خواهيد داشت که بدانيد شرکتهاي اينترنتي چه اطلاعاتي از شما را در اختيار دارند و از اين اطلاعات به چه منظوري استفاده ميکنند يا اگر زماني اين شرکتها تصميم گرفتند که اطلاعات شما را به شرکتهاي ديگري بفروشند، قبل از هر کاري موظف خواهند بود از شما که مالک اصلي اطلاعاتتان هستيد اجازه بگيرند. از اين پس اگر کسي به اطلاعات شما دسترسي پيدا کند يا به هر طريقي اطلاعات مجازي شما در معرض خطر قرار گيرد، شرکت مسئول شما را در جريان خواهد گذاشت زيرا بر طبق قوانيني که وضع خواهد شد، مجبور به اين کار است. شرکتها فقط اجازه خواهند داشت که اطلاعات لازم براي ارائه خدمات به شما را به صورت آرشيو نگه دارند و نميتوانند به جستوجوي اطلاعات شما پرداخته يا به نحوي از آنها براي کسب درآمد بيشتر استفاده کنند. اين به آن معنا است که شما حق داريد که در هر زماني که دوست داريد تمامي اطلاعات خود را از فضاي مجازي پاک کنيد و ديگر شرکتها اجازه نخواهند داشت که اطلاعات پاک شده شما را براي خود نگه داشته يا به فايل ديگري در سرور خود انتقال دهد. يکي از افرادي که در اين رابطه تحقيقات گستردهاي انجام داده است، ميگويد در حدود چند ماه پيش مقالهاي را براي شبکه اجتماعي فيس بوک نوشته است و بعد از مدتي با آنها تماس گرفته و خواستار اين موضوع شده است که همه اطلاعات شخصي کاربرياش را براي او ارسال کند. در بين دادههايي که به دست او رسيده است دادههاي زيادي وجود داشته که اين شبکه اجتماعي در پشت صحنه درست ميکند و تمامي اطلاعاتي که شما پاک ميکنيد هم همچنان در آرشيو اين دسته از سايتها باقي خواهند ماند. تمامي اين اطلاعات به صورت دسته بندي شده تا زماني که شرکتهاي اينترنتي بخواهند باقي خواهند ماند و اگر قانوني در اين رابطه تصويب نشود، ممکن است که هيچگاه هم پاک نشوند. اما اروپا تصميم گرفته است که از اين پس با متخلفان اين قانون برخورد متفاوتي داشته باشند و براي يک شخص حقيقي جريمه يک ميليون يورو و براي يک شخص حقوقي جريمه دو درصد از کل گردش مالي ساليانه را به جريمه ابتدايي خود اضافه کرده است که اين مبلغ براي شرکتي مانند گوگل به چند صد ميليون يورو خواهد رسيد. با توجه به اين که شرکتهايي مانند گوگل عمده درآمد خود را از طريق آگهي کسب ميکنند و براي هدفمند کردن آگهيها به جمع آوري اطلاعات کاربران احتياج دارند، سخت است که به راحتي با اين قوانين کنار بيايند اما اروپا با به جريان انداختن قوانين مبارزه جديدي را براي حفاظت از حريم خصوصي کاربران اينترنتي آغاز کرده است و در ادامه بايد ببينيم که قوانين حفاظت از اطلاعات شخصي و حق «فراموش شدن» چگونه با قوانين قبلي چون آزادي بيان سازگار خواهند شد.